سلام

منظور از اینکه میگویند ازدواج با ید الهی و معنوی باشد چیست خیلی این جمله راشنیدم که وقتی فردی قصد ازدواج دارد با ید نیت خود را با خدای خود صاف کند

من قصد ازدواج دارم و مهمترین ملاک من برای انتخاب همسر اینده ام ایمان اوست ولی دلیل اصلی من برای اقدام به ازدواج نیاز به داشتن یک همراه و همزبان و مستقل شدن از خانواده است به مسائل جنسی فکر نمیکنم و ازدواج را لازمه تکامل شخصیتی و فکری خود میدانم گاهی حس میکنم این دلایل خودخواهانه و منفعت طلبانه و شخصی هستند و حس میکنم این دلایل را یک فرد بی دین هم میتواند داشته باشد و در واقع به مرحله ایکه این ازدواج الهی و خدایی باشد نرسیده ام لطفا این مسئله را برای من روشن کنید

صاف کردن نیت خود با خدای خود و داشتن یک ازدواج معنوی و الهی چه معنا و مراحلی دارد

با تشکر

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
هر پسر و دخترى كه پا به دوران جوانى مى‏گذارد، بزرگ ترين آرزويش ازدواج و ايجاد كانون گرم و پر مهر خانواده است، تا يار و مونس و محرم راز پيدا كند و از نعمت زندگى مشترك زناشويى، استقلال و آزادى بيش ترى بهره‏مند گردد. پسران و دختران جوان سعادت خود را در سايه زندگى مشترك جستجو مى‏كنند. چنين ميلى به طور طبيعى و فطرى در انسان ها وجود دارد . نمى‏توان از آن صرف نظر كرد. آرى بزرگ ترين پناهگاه مطمئن براى جوانان، كانون گرم خانواده است كه مى‏توانند اضطراب هاى درونى خود را در آن به اطمينان، استقامت و آرامش تبديل كنند و غم ها و نگراني هاى خود را از ياد ببرند.
گرچه هدف از ازدواج بقای نسل و ارضا و تعدیل قوای جنسی است اما چون دین و ایمان انسان مؤمن ،همیشه برایش مهم بوده و حفظ و تقویت آن در زندگی برای او ،از همۀ امور مهم تر است ، در ازدواج نیز این ملاک ،مد نظرش هست که ازدواجش به ایمان و مسیر الهی که در پیش دارد ،کمک نماید و مانع پیش رفتش نشود، علاوه بر این زندگی طبیعی خود را نیز داشته باشد.
اگر کسی در ازدواج علاوه بر مسائل جنسی و تشکیل خانوادۀ موفق و مستقل ، نیت و قصدش تکمیل دین و تقویت ایمان باشد، ازدواجش الهی است.
در روایات دینی وارد شده که پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:
1.اذا تزوج الرجل احرز نصف دينه؛كسى كه ازدواج كند، نصف دينش را حفظ كرده است.(1)
2.اكثر اهل النار العزاب؛بيش ترين اهل جهنم انسان هاى بى همسر هستند.(2)
3.من تزوج امراة لمالها وكله الله اليه، و من تزوجها لجمالها راى فيها ما يكره، و من تزوجها لدينها جمع الله له ذلك.
هر كه با زنى به خاطر مالش ازدواج كند، خداوند او را به مال وى واگذار مى‏كند. هر كه با او به خاطر جمال و زيبائى‏اش ازدواج نمايد، در او چيزى را كه خوشايند او نيست، خواهد ديد. هر كه با وى به خاطر دينش ازدواج كند، خداوند تمامى اين مزايا را براى او جمع مى‏كند.(3)
امام صادق عليه السلام فرمود:
العبد كلما ازداد للنساء حبا ازداد فى الايمان فضلا ؛هر چه محبت مرد بر زن بيش تر گردد، بر فضيلت ايمانش افزوده مى‏شود.(4)
در روایت دیگری می فرماید:دو ركعت نمازى را كه افراد متاهل‏ بخوانند،از هفتاد ركعت نمازى كه افراد غير متاهل بخوانند برتر ‏مي باشد.(5)
وقتی انسان در ازدواج توجه به چنین روایاتی که در این باب وارد شده دارد و باعث ترغیب او به تشکیل خانواده می شود، ازدواجش معنوی و الهی است.
اگر تقویت ایمان و قرب الهی در میان انگیزهای دیگر مثل تشکیل خانوادۀ مستقل،بقای نسل و کنترل شهوت و...باشد، چنین ازدواجی همان هست که خدا از انسان انتظار دارد.
برای مطالعه به کتاب "جوانان و انتخاب همسر"علی اکبر مظاهری،"آزمون انتخاب همسر" محمد رضا محقق،مراجعه نمایید.
موفق باشید.
پی نوشت ها:
1.محدث نوری ،مستدرك الوسائل، ج 14، ص 154،موسسه آل البیت،قم،1407ق.
2.شیخ صدوق،من لا يحضره الفقيه، ج 3، ص 251،جامعه مدرسین، قم ،1413ق .
3.شیخ حر عاملی،وسائل الشيعه، ج 14، ص 31 ،آل البیت،قم،1409ق
4.شیخ صدوق،من لا يحضره الفقيه،ج 3، ص 384.
5.وسائل الشيعه، ج 14 ص 6 4.