سلام ایا اجنه میتوانند به انسان آسیب برسانند وانسان را اذیت کنند و انسان چگونه میتواند از آزار نجات پیدا کند ایا انها هم مانند انسان میتوانند جنایت کنند و انسان بکشند مرتازهای هندی چگونه کارهای عجیب انجام میدهند ایا از طریق ارتباط با اجنه است یا با روش دیگردعا نویسی ایا درست ایا میشود با دعا بین زن و شوهر را بد کرد یا بخت را بست .در مورد داستان حضرت سلیمان که هاروت ماروت روش مقابله با اجنه را یاد میدادند و این داستان توضیح دهید ایا در این زمان هم ان اتفاق می افتد یا نه. من بین خرافه و واقعیت گیر کردم کمکم کنید توضیح دهید لطفا
پرسشگر گرامی، با سلام و سپاس از ارتباط شما با این مرکز.
پاسخ در چند محور بیان می شود :
الف) در باره فراز اول پرسش باید گفت:
از آن جا که جن در زمره موجوداتی است که ارتباط و تماس آن ها با انسان بسیار محدود و نادر است ،شناخت کامل و دقیقی از این موجودات و ویژگی های آن ها در دست نیست ؛ اما از منابع دینی این گونه به دست می آید که جن موجودی است که در حالت عادی از حس و ادراک حسی انسان پنهان است اما دارای عقل و قدرت و اختیار است. از آیات قرآن استفاده میشود که جنیان به خاطر همین صفات مکلّف به تکالیف الهی هستند.
درباره ویژگی های جسمی جنیان و توانایی ها و تاثیرات آن ها بر زندگی انسان ها افسانهها و داستانهای خرافی بسیاری ساختهاند، ولی اصل وجود آن و صفات ویژهای که در قرآن برای جن آمده، مطلبی است که هرگز با علم و عقل مخالف نیست؛ اما در خصوص دخل و تصرف جنیان در زندگی انسان ها باید گفت: وقتی موجودی به نام جن با ویژگی ها و توانمندی های مختلف را پذیرفتیم، نمی توانیم به طور قطع ویقین بگوییم این موجودات نمی توانند به انسان ها ضرری بزنند یا در زندگی ما تاثیری بگذارند ، هرچند تا کنون چنین اتفاقی نیفتاده باشد، زیرا دنیا محل رخداد حوادث متفاوت و تاثیر و تاثر عوامل گوناگون بر یکدیگر است .
آیا می توانید مطمئن باشید که در طول زندگی هیچ حیوانی به شما آسیبی نمی رساند ؟ مسلما خیر ؛ پس جن که بالاتر از حیوانات، موجودی دارای اختیار واراده است چرا نتواند ؟ پس اصل و امکان این مساله را نمی توان رد کرد ؛ لکن شرائط و قوانین حاکم بر زندگی دو موجود متفاوت یعنی انسان و جن اقتضا می کند که به این اطمینان برسیم ارتباط و اصطکاکی بین ما و آن ها به وجود نخواهد آمد. در واقع باید گفت زمینه و انگیزه ارتباط و اصطکاک بین ما و آن ها از دو طرف وجود ندارد .
تنها در موارد نادری ممکن است چنین امری پیش بیاید و جنی کافر یا بدکار به دلائلی قصد آسیب زدن به انسانی را بکند که البته درصد رخ دادن چنین امری آن قدر پایین است که دغدغه ای برای انسان بر نیانگیزاند . این امر همانند آن است که ممکن است انسان ظالم و بدکاری قصد اذیت وآزار دیگری را بکند، ولی ما حتی از این اتفاق ممکن چندان ترسی به خود راه نداده، تنها در شرائط خاص با رعایت تمهیداتی احتمال بروز چنین حوادث ناخوشایندی را منتفی می کنیم ،مثلا در وقت نامناسب از شب در مکانی که احتمال حضور اراذل و اوباش باشند ،حضور نمی یابیم .به همین نسبت هم می توانیم در مورد احتمال صدمه دیدن از برخی موجودات دیگر مانند جنیان با تمهیداتی مانند صدقه دادن یا عادت به خواندن برخی سوره ها مانند ناس وفلق و یا آیة الکرسی از بروز چنین حوادث ایمن گردیم.
ب) در باره فراز دوم پرسش باید گفت:
قدرتهای نفسانی که همانند تواناییهای مرتاضان هندی از ریاضتها و تمرینهای تقویت روح حاصل میشود. نمونه های این افراد در گذشته و حال و عموما در کشورهای شرقی زیاد بوده و هستند.
باید توجه داشت قدرتهای روحی انسان به حدی بالاست که در صورت تقویت و تمرکز روی آن میتوان کارهای عجیبی را از آن دید . اکثر اعمال مرتاضان ناشی ا ز تقویت روح و نفس و بهرهبرداری از نیروهای نهفته در آن است.
چه بسا قدرتها و کارهای خارقالعاده مر تاضان هندی ومانند آن ها ناشی از ارتباط با موجودات نامرئی مانند جنیان باشد که در شرایط خاص و ویژهای در خدمت فرد قرار میگیرند . او را بر انجام کارهای خارقالعاده مانند انتقال از مکانی به مکان دیگر و یا پرواز در هوا و... کمک میکنند . این قدرت و توانایی در جنیان بسیار عادی است.
در هر صورت نظیر این کارها در طول تاریخ از افراد بسیاری نقل شده و در موارد متعدد ثابت شده افرادی با اتکا به ریاضتهای غیرشرعی یا فنون سحر و جادو و یا ارتباط با موجوداتی مانند جن دست به کارهای خارق العادهای زدهاند،
ج) در باره فراز سوم پرسش در قرآن کریم چنین آمده:
«وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطینُ عَلى مُلْکِ سُلَیْمانَ وَ ما کَفَرَ سُلَیْمانُ وَ لکِنَّ الشَّیاطینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ یَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَ لا یَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ؛ (1) (یهود) از آنچه شیاطین در عصر سلیمان بر مردم مىخواندند پیروى مىکردند، سلیمان هرگز (دست به سحر نیالود و) کافر نشد، لکن شیاطین کفر ورزیدند و به مردم تعلیم سحر دادند ( نیز یهود) از آنچه بر دو فرشته بابل" هاروت" و" ماروت" نازل شد پیروى کردند، (آن ها طریق سحر کردن را براى آشنایى به طرز ابطال آن به مردم یاد مىدادند) و به هیچ کس چیزى یاد نمىدادند مگر اینکه قبلا به او مىگفتند ما وسیله آزمایش شما هستیم، کافر نشوید (و از این تعلیمات سوء استفاده نکنید). ولى آن ها از آن دو فرشته مطالبى را مىآموختند که بتوانند به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند (نه اینکه از آن براى ابطال سحر استفاده کنند). ولى هیچ گاه بدون فرمان خدا نمىتوانند به انسانى ضرر برسانند. آن ها قسمت هایى را فرا مىگرفتند که براى آنان زیان داشت و نفعى نداشت. مسلما مىدانستند هر کسى خریدار این گونه متاع باشد، بهرهاى در آخرت نخواهد داشت. چه زشت و ناپسند بود آنچه خود را به آن مىفروختند اگر علم و دانشى مىداشتند!».
از احادیث بر مىآید که در زمان سلیمان پیامبر، گروهى در کشور او به عمل سحر و جادوگرى پرداختند، سلیمان دستور داد تمام نوشتهها و اوراق آن ها را جمعآورى کرده ،در محل مخصوصى نگهدارى کنند ( نگهدارى شاید به خاطر آن بوده که مطالب مفیدى براى دفع سحر ساحران در میان آن ها وجود داشته).
پس از وفات سلیمان گروهى آن ها را بیرون آورده و شروع به اشاعه و تعلیم سحر کردند، بعضى از این موقعیت استفاده کرده و گفتند: سلیمان اصلا پیامبر نبود بلکه به کمک همین سحر و جادوگری ها بر کشورش مسلط شد و امور خارق العاده انجام مىداد!
گروهى از بنى اسرائیل هم از آن ها تبعیت کردند و سخت به جادوگرى دل بستند، تا آن جا که دست از تورات نیز برداشتند. در نتیجه خداوند دو فرشته را برای حل این مشکل و آموزش راه های مقابله با سحر به این سرزمین فرستاد و البته این امر خود برای برخی زمینه سوء استفاده شد.
از آیات وجود و رواج برخی علوم غریبه در بین یهودیان و پیروان تورات ثابت می شود. اما در عین حال تایید و اظهار نظر مثبتی در مورد این عمل به چشم نمی خورد. بلکه مخالفت با استفاده از این امور و تلاش برای مقابله با آن امری ضروری و لازم تلقی می شود.
به علاوه در قاموس کتاب مقدس آمده که از نظر کتب عهد قدیم (تورات و کتب ملحق به آن) نیزسحر ناروا و بسیار ناپسند است، از این رو تاکید شده:
" به صاحبان اجنه توجه مکنید و جادوگران را متفحص نشوید تا (مبادا) از آن ها ناپاک شوید و خداوند خداى شما منم".
در جاى دیگر تورات آمده:" کسى که با صاحبان اجنه و جادوگران توجه مىنماید تا آن که از راه زنا پیروى ایشان نماید، روى عتاب خود را به سوى او گردانیده، او را از میان قومش منقطع خواهم ساخت".
گفته شده:" پر واضح است که سحر در شریعت موسى راه نداشت، بلکه شریعت، اشخاصى را که از سحر مشورت طلبى مىنمودند، به شدیدترین قصاص ها ممانعت مىنمود".
نویسنده قاموس کتاب مقدس اعتراف مىکند که یهود سحر و جادوگرى را فرا گرفتند، بر خلاف تورات به آن معتقد شدند: لکن با وجود این ها این ماده فاسده در میان قوم یهود داخل گردید، قوم به آن معتقد شدند و در وقت حاجت بدان پناه بردند. (2)
د) در باره فراز پایانی پرسش باید گفت:
گرچه چنین مسایل در دین اسلام منع شده است؛ لذا فقهاى اسلام همه مىگویند یاد گرفتن و انجام اعمال سحر و جادوگرى حرام است. (3)
قرآن آن ها را شدیدا مورد نکوهش قرار داده، سوداگرانى مىشمرد که خود را به بدترین بهایى فروختند. (4) ولی ممکن است از طریق ارتباط با جن و یا سحر و جادو در این زمان نیز برخی کاری پیشینیان را انجام دهند و در کار شان موفق باشند چون سحر و جادو هم یک سبب است که ساحر در هر زمان وسر زمین با به کار بردن آن بر کارهایی مختلف توانمند می گردد. انسان می تواند با تعلیمات خاص ، یا با تقویت نفس و روح و ... به کارهایی دست زد و چون علت تحقق یابد ، معلول نیز تحقق می یابد . خداوند نیز با ایجاد نظام اسباب و مسببات به آن اجازه داده است ، اما اینکه انسانی چگونه استفاده کند، در راه درست یا نادرست مربوط به خود اوست و خداوند از او سلب اختیار نمی کند . آنچه در قرآن آمده که سحر می تواند بین زن و شوهر اختلاف بیندازد و... ؛ اولاً مربوط به بخش هایی از سحر و جادو است.
دوم: حتی در همان مورد ، نیز می تواند استفاده خوب بشود ، اما شخص با اراده خود استفاده بد می کند و طبق نظام اسباب و مسببات با اذن خدا خواهد بود . اگر بنا باشد این سبب کارگر نباشد، باید قانون علت و معلول نقض گردد و با وجود علت، معلول وجود نیابد و این نقض سنت حاکم بر جهان از خدای حکیم صورت نمی گیرد همچنان که سنت امتحان خدشه دار نمی شود. اما خدا برای بندگان پناهگاه قرار داده و آن پناه بردن به او است.
خدا اجازه داده سحر ساحر اثر کند همچنان که اجازه داده استعاذه و پناه بردن مومن هم اثر گذار باشد و تاثیر گذاری سحر ساحر را خنثی کند. اما نکته مهم در پاسخ این است که معنای اذن خدا، رضایت خدا نیست. همان گونه که معنای اذن و اراده خدا به اینکه شمشیر تیز گلوی انسان بی گناه و مظلوم را ببرد ، به معنای راضی بودن خدا نیست ، بلکه به معنای آن است که نظام علت و معلول و نظام اسباب و مسببات در همه جا جریان داشته باشد. ضمن آنکه در موضوع سحر راه های بطلان سحر نیز قرار داده شده و مانند بیماری ها که به خواست الهی پدید می آید ، داروهای متناسب با بهبود آن بیماری نیز وجود دارد.
ولی مؤمنان به پناه بردن به خدا و خواندن دعاها و آیات وارد در این موضوع با خلوص و تضرع دعوت شده اند ،راه نجاتی است در برابر سحر ساحران . اگر خود را به خدا بسپاریم هیچ ساحر و غیر ساحری نمی تواند به ما ضربه ای بزند زیرا که خدا در حق بندگان پناه جو ، سحر را باطل می کند.
پی نوشت ها :
1. بقره (2) آیه 102.
2. قاموس کتاب ،ص471، مستر هاکس.
3. استفتاآت از محضر امام خمینی، نشر جامعه مدرسین قم، 1378 ش. ص21.
4. ناصر مکارم، تفسیر نمونه، نشر دارالکتب الاسلامیه، تهران، 1362 ش، ج1،ص381.






