من چند تا سوال دارم كه خواهش ميكنم به اين سوالات جواب بديد آخه من كسيم كه زياد پيگير دينم و اين سوالات ديوونم كرده و كسي جوابم نداده . خواهش ميكنم .

1 . آيه 34 سوره نسا كه گفته زنان رو بزنيد بر چه اساسي اين حق رو به مرد ميده ؟ اسلام چطور حق ميده كه يه مرد زنش رو بزنه ؟؟؟ شايد مرد زور بگه .

2 . ما جوونا كه امروزه نميتونيم به راحتي ازدواج كنيم و به هيچ وجه شرايطشو نداريم و نميتونيم چطور جلوي هوسهاي جنسيمون واسيم ؟ آقا امام علي هم به خانما سلام نميكرد چون ميترسيد . حالا ما با اين وضع فجيع دخترا چيكار كنيم نميتونيم تو خونه بشينيم و خيابون نريم .حكم الآن چيه ؟؟؟

3 . بر چه اساس بايد قبول كرد كه حضرت مريم بدون نزديكي با مردي صاحب فرزند ميشه ؟؟؟ميدونم ميخوايد بگيد كار خدا بود اما فكر نميكنيد اين چطوري بايد اثبات بشه كه كار خدا بوده ؟؟؟؟؟ دليلي كه بشه باهاش يه مشرك رو قانع كرد .

4 . آيا اين حرف راسته كه خانما بايد تو خواستگاريشون با لباس نازك بيان جلوي داماد ؟؟؟؟
اينو تو يكي از كتابا خوندم كه از مراجع گفته شده .
اين قانون به نظرتون يه مقدار خيلي زياد يه جوريه و مشكل داره ؟؟؟؟

5 . من خيلي لاغرم . چرا بايد ماه رمضان به اجبار روزه بگيرم و با اينكارم همين استخون موندمم رو آب كنم و زجر بكشم ؟؟؟؟
نگيد كه روزه آدم رو چاق ميكنه كه من يه سال گرفتم و بعدش از ضعف يه مدت مريض شدم .

6 . فكر نميكنيد روزه خوردن حق الناسه ؟؟؟؟
خدا گفته حق الناس مهمه . اما ما تو ماه رمضان ميايم ساعت كاري دوستان رو كم ميكنيم و مردم كارشون عقب ميفته و همچنين هركي روزه ميگيره چتنان بي حال ميشه كه كار مردم رو به درستي انجام نميده .

ممنون ميشم جوابو تو ايميلم ببينم . تا حالا از هيشكي جواب نگرفتم لااقل شما جواب بديد تا بقيه سوالاتمو بپرسم .

پرسش 1:
چند سوال ديني
شرح : من چند تا سوال دارم كه خواهش ميكنم به اين سوالات جواب بديد آخه من كسيم كه زياد پيگير دينم و اين سوالات ديوونم كرده و كسي جوابم نداده . خواهش ميكنم . 1 . آيه 34 سوره نسا كه گفته زنان رو بزنيد بر چه اساسي اين حق رو به مرد ميده ؟ اسلام چطور حق ميده كه يه مرد زنش رو بزنه ؟؟؟ شايد مرد زور بگه .
پاسخ:

تنها موردي که قرآن اجازه تنبيه بدني زن را به مرد داده ،در مسأله نشوز است.نشوز آن است که زن در مقابل تکليف اختصاصى‏اش نسبت به شوهر بدون هيچ عذر موجهى سرپيچى نمايد.
اگر زنى از انجام کارهاى خانه، بچه‏دارى و... سرباز زند، شارع مقدس هيچ حقى براى مرد در برابر آن قرار نداده ؛ مرد نمى‏تواند در اين موارد واکنش خشن نشان دهد و همسرش را مورد اذيت و آزار قرار دهد بلکه تنها حق دارد با رجوع به محکمه و دادن همه حقوق زن او را طلاق دهد..
آيه 34 سوره نساء هيچ حقى براى مرد قرار نداده ، جز در موردي که زن با پيمان ازدواج، تعهد به آن را ملتزم شده است يعني مسأله تامين نياز جنسي همسر. اگر زنى از انجام اين وظيفه شرعي خودداري ورزد و حتي به شوهر اعلام کند: " من نه تنها تو را به بستر خويش راه نمي دهم و تسليم تو نمي شوم بلکه ديگري را به بستر خويش راه مي دهم" ؛ و در برابر اندرزها و نصايح شوهر سر تسليم فرود نياورد و همچنان بر سرپيچي از حقوق زوج پايدارى ورزد، چه بايد کرد؟
در اين جا خداوند راه دومى را پيشنهاد نموده است که از حد برخورد منفى عاطفى بالاتر نمى‏رود و آن خوددارى از همبستر شدن با وى مى‏باشد. حال اگر مشکل حل شد ،ديگر کسى حق پيمودن راه سوم را ندارد، امّا اگر زن در چنين وضعيتى نيز سرسختى نشان داده و حاضر به تأمين حقوق طرف مقابل نگرديد ،چه بايد کرد؟
در اين جا چند راه قابل تصور است:
أ) در مقابل نشوز زن به کلي ساکت بود ؛يعني مرد حقوق خود را ناديده انگارد، هر چند ساليان دراز اين برنامه ادامه يابد.
چنين چيزى براساس هيچ منطقى قابل الزام نيست و اختصاص به مرد هم ندارد، يعنى در هيچ يک از نظام‌هاى حقوقى جهان نمى‏توان صاحب حقى را مجبور کرد در برابر حقوق خود ساکت شود و دم نزند، يعنى از نظر اخلاقى، آن هم در موارد خاصى مى‏توان چنين توصيه‏اى نمود ،ولى نبايد بين مسئله حقوقى و اخلاقى خلط کرد.
از طرف ديگر نشوز زن اقسامى دارد که برخى از آن ها مسلّماً به زيان خود او هم تمام مى‏شود . بر مرد لازم است که به عنوان مدير کانون خانواده، کنترل هدايتگرانه و سازنده بر رفتار زن داشته باشد..
ب) مرد از هر طريق ممکن حقوق خود را به دست آورد. چنين چيزى را هرگز شارع اجازه نمى‏دهد و براى گرفتن حق، روش‌هاى معيّنى وضع نموده، زيرا در غير اين صورت ممکن است به زن ستم شود و انواع مفاسد و مظالم ديگر به بار آيد.
ج) مرد با مراجعه به ديگران اعم از مراجع قضايى يا افراد ذى‏ نفوذ ديگر حقوق خود را بگيرد.
د) مرد اندکى قاطعانه‏تر از برخورد منفى عاطفى برخورد نمايد. از اين رو قرآن مجيد به عنوان آخرين راه حل ممکن در داخل خانه ، «ضرب» را مطرح نموده است.
البته حدودى دارد که هرگز با آنچه در اذهان عمومى يا تبليغات مسموم مطرح مى‏شود، سازگارى ندارد.
دربارة حدّ و چگونگى زدن، علامه مجلسى (ره) در بحار الانوار، ج 104، ص 58 روايتى از فقه‏الرضا (ع) نقل نموده است که «والضرب بالسواک و شبهه ضرباً رقيقاً؛ زدن بايد با وسايلى مانند چوب مسواک و امثال آن باشد» آن‌هم با مدارا و ملايمت.
ظاهر روايت فوق به خوبى نشان مى‏دهد که «ضرب» بايد در پايين‏ترين حد ممکن باشد. هرگز نبايد اندک آسيبى بر بدن وارد کند. وسيله‏اى که در اين روايت اشاره شده ،چوبى بسيار نازک مانند چوب سيگار، سبک و کم ضربه است.
دستور فوق جنبه موقت و گذرا دارد . نبايد به آن مداومت بخشيد، زيرا به دنبال اين عمل دو واکنش احتمال مى‏رود:
يکى آن که زن به حقوق مرد وفادار شود، در اين صورت قرآن مى‏فرمايد:
«فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَيْهِنَّ سَبِيلا؛ اگر به اطاعت درآمدند، بر آن ها ستم روا مداريد.» يعنى، اگر زن در برابر حقوقى که بر آن پيمان بسته است ،تسليم شد ،ديگر مقابله با وى ظلم و تجاوز است.
واکنش ديگر آن است که همچنان سرسختى نشان دهد و کانون خانواده را گرفتار تزلزل و بى‏ثباتى نمايد، در اين‌باره در آيه بعد فرموده است: «وَ إِنْ خِفْتُمْ شِقاقَ بَيْنِهِما فَابْعَثُوا حَکَماً مِنْ أَهْلِهِ وَ حَکَماً مِنْ أَهْلِها إِنْ يُرِيدا إِصْلاحاً يُوَفِّقِ اَللَّهُ بَيْنَهُما إِنَّ اَللَّهَ کانَ عَلِيماً خَبِيراً؛
اگر خوف گسست در بين آن دو يافتيد، پس از ناحيه مرد ،داوري و داوري از بستگان زن برگزينيد. اگر از پى آن خواستار صلاح باشند ،خداوند بين آنان وفاق ايجاد خواهد کرد. خداوند دانا و آگاه است.»
خلاصه در اين حکم شرايط زير ديده مى‏شود:
1 - حکم زدن زن اختصاص به مورد سرپيچى زن از تکليف خود و حقوق مسلّم مرد دارد؛ حقوقى که با پيمان ازدواج، زن وفادارى خود نسبت به آن را متعهد شده است؛
2 - در راستاى حل مشکل در داخل خانه و خوددارى از بروز آن در خارج از منزل وضع شده؛
3 - سومين مرحله، حل اختلاف در خانه است و بدون گذر از مراحل پيشين روا نيست.
4- حد آن نازل‌ترين مرتبه ضرب است و نبايد موجب کم ترين آسيبى بر بدن زن شود؛
5- موقتى است و چه داراى نتيجه مثبت و چه منفى باشد، بايد زود از آن دست کشيد.

البته اجازه زدن خفيف در خصوص نشوز و عدم تمکين زن از شوهر در امر جنسي ، آن هم بعد از مفيد واقع نشدن موعظه و قهر از بستر، قول مشهور است که "ضرب" را به معناي زدن گرفته ، ولي در مقابل قول مشهور، قول ديگري ضرب را به "قطع" يعني قطع ارتباط و نفقه و قهر از خانه تفسير کرده که شديدتر از قهر از بستر است . اگر اين مرحله هم مفيد نيفتاد ،بايد به دادگاه مراجعه کرده و اقامه دعوا کند.
قانون مدني جمهوري اسلامي نيز ظاهرا بر مبناي اين تفسير است، زيرا نفقه زن ناشزه را بر مرد واجب ندانسته، ولي در جايي به مرد اجازه زدن نداده است.
بنا بر اين اجازه زدن بر فرض قبول مربوط به خصوص نشوز و عدم تمکين است . بايد بسيار خفيف باشد . بعد از نصيحت و قهر از بستر باشد . اين اجازه براي اين است که مسائل زناشويي تا حد ممکن در خانه حل شود و به بيرون کشيده نشود . اين اجازه براي تعدي مرد به زن نيست .
روايات زيادى در نهى از آزار همسر وارد شده است. اين روايات همه در زمانى بيان شده که خشونت عليه زنان از توهين و فحاشى تا ضرب و جرح و حتى قتل را شامل مى‏شد، اسلام آن ها را تحريم کرد و مستوجب مجازات فقهى و قضايى در دنيا و عذاب آخرت دانست.

پرسش 2:
ما جوونا كه امروزه نمي تونيم به راحتي ازدواج كنيم و به هيچ وجه شرايطشو نداريم و نمي تونيم چطور جلوي هوسهاي جنسيمون واسيم ؟ آقا امام علي هم به خانما سلام نمي كرد چون مي ترسيد . حالا ما با اين وضع فجيع دخترا چيكار كنيم نمي تونيم تو خونه بشينيم و خيابون نريم .حكم الآن چيه ؟
پاسخ:

وسوسه‏هاي شيطاني و شهوات نفساني و دروني انسان و نيز دنيا و جلوه‏هاي ظاهري آن، دائما همراه انسان و در متن زندگي او حضور دارند.بنا بر اين لازم است که انسان در سايه ايمان و پرهيزگاري در راه صحيح قرار گيرد و خود را همواره از خطراتي که در کمين انسان است حفظ کند. يکي از خطراتي که در کمين انسان است شهوت و شهوتراني و پيروي از هوي و هوس است که اگر انسان به دام هوي و هوس بيفتد در ورطه هلاکت و نابودي قرار گرفته است. پيروي از هوي و هوس، يکي از چيزهايي است که در قرآن و روايات به شدّت مورد نکوهش واقع شده است. هوا و هوس و پيروي از خواهش هاي نفساني اگر چه در چشم هوسرانان لذّت بخش مي باشد، ولي از اين نکته نيز نبايد غفلت نمود که ننگ رسواييِ پيروي از هواي نفس شيرينيِ گناه و پيروي از خواهش هاي نفساني را از بين مي برد. حضرت علي(ع) مي فرمايند: «عارُ الفَضِيحَهِ يُکَدَّرُ حَلاوَهَ اللَّذَّهِ» (1) ننگ رسوايي، شيريني لذّت را تيره و تار مي­سازد.
بنا بر اين اين توجيه که وضع جامعه درست نيست مجوزي براي گناه نميتواند باشد اينکه در سوال خود به اين مطلب اشاره کرديد که امير المومنين علي (ع) به خانمهاي جوان سلام نمي کردند اين رفتار و سيره عملي حضرت الگوي مناسبي براي ما ميتواند باشد که ما نيز در برخوردها و معاشرتهاي خود مواظب رفتار و اعمال خود باشيم. اين نشان دهنده اين مطلب است که در زمان حضرت نيز اين مسائل وجود داشته و نه تنها در زمان آن حضرت بلکه در هر زمان ديگري کم و بيش اين مسائل وجود داشته و خواهد داشت. بنا بر اين با طرح اين سوال که و ضع جامعه بد است نمي توان مسائل را حل کرد. براي حل مشکل خود مي توانيد به اين نکات توجه داشته باشيد و آنها را به کار گيريد.
کارشناسان مسايل جوانان،براي کنترل غريزه جنسي راهکارهاي متعدد ومتفاوتي بيان کرده اند ، که به برخي از آن ها اشاره مي کنيم:
1- از غذاهايي که طبع سرد دارند مثل عدس، لبنيات به خصوص ماست،و سبزي به ويژه کاهو و کلم زياد استفاده کنيد.
2- از خوردن مواد غذايي انرژي زا و محرک که طبيعت گرم دارند،مانند: عسل ،خرما، پياز، موز، ارده شيره ، قاووت، سير، تخم مرغ، فلفل و انواع ادويه جات، گردو، پسته و ... پرهيز کنيد يا به حد اقل برسانيد.
3- کم‌خوري: يکي ديگر از راه‌هاي کنترل غريزه جنسي، دوري از پرخوري است. از اين رو در روايات اسلامي از روزه‌داري به عنوان عامل تعديل غريزه جنسي ياد شده است. پيامبر اکرم(ص) مي‌فرمايد: « اى جوانان، هر كه قدرت بر ازدواج دارد ازدواج كند، كه چشم را با حيا و دامن را پاك نگه ميدارد، و هر كه قدرت ندارد، بسيار روزه بگيرد كه از نيروي جنسى مي كاهد». (2)
4- تفکر و انديشه صحيح: فکر کردن صحيح‌، به طور مستقيم يا غير مستقيم‌، از عوامل بازدارنده به شمار مي‌آيد، زيرا مانند آيينه صاف‌، زيبايي ها و زشتي‌هاي امور را براي انسان نشان مي‌دهد. قرآن در آيات بسياري‌، مردم را به انديشيدن و تفکر، درباره حقايق عالم دعوت کرده‌، و از آن‌ها خواسته است که بدون فکر، کاري را انجام ندهند. حضرت علي‌نيز مي‌فرمايد: "ما ذل‌ّ من احسن الفکر; ذليل و خوار نمي شود کسي که خوب فکر کند". (3)
به کار گيري انديشه از دو جهت در کنترل غريزه جنسي مؤثر است.
الف- انديشه در آثار مثبت و مطلوبي که کنترل غريزه جنسي در سلامت جسم و روان دارد و هم چنين در تقويت قدرت اراده و تصميم گيري ،بصيرت و بينايي، حافظه و استعداد، فهم و دانايي فرد مي گذارد و از سويي ديگر خداوند محبت او را در دل مردم و مؤمنان قرار مي دهد و او را از لطف و عنايت هاي ويژه خويش در دنيا بهره مي سازد ،همان گونه که حضرت يوسف (ع) و جناب ابن سيرين از شاگردان امام صادق (ع) و صدها نفر ديگر با کنترل شهوت ،صاحب کمالات و مقامات معنوي والايي شدند. البته پاداش هايي که خداوند به کنترل کنندگان شهوت در آخرت مي دهد، با آثار و پاداش هاي دنيوي آن قابل مقايسه نيست. کسي جز خدا حد و اندازه آن را نمي داند.
ب- انديشه در مورد آثار وضعي و بيماري هاي جسمي و رواني و روحي شهوت راني هاي غير مشروع از يک سو و تفکر در کيفرها و عذاب هايي که در آخرت دامنگير وي مي شود، از سويي ديگر مانع شهوت گرايي مي گردد.
5- سالم سازي انديشه و دور شدن از دام ها و تله هاي شيطاني:
الف- مشکل‌ترين مرحله رويارويي با انحراف جنسي، سالم سازي انديشه و پرهيز از افکار شهوي است.
امام علي (ع) مي‌فرمايد: «من كثر فكره في المعاصي دعته إليها» (4) کسي که زياد در باره گناهان فکر کند سرانجام به طرف گناه کشيده مي شود. بنا بر اين لازم ذهن و انديشه خود را کنترل کنيد .از متمرکز شدن در مورد جنس مخالف و مسايل غريزي و شهواني پرهيز کنيد.
هر وقت ذهن به صورت ناخواسته به آن سمت کشيده شديد، تغيير وضعيت دهيد مثلا راه برويد ،بدوييد ،ورزش کنيد ،آب سرد به صورت بزنيد يا قرآن بخوانيد،ذکر خدا بگوييد. کلمه "ما شاءالله و لا حول و لا قوة الّا بالله العظيم" را زياد بگوييد، و يا با صداي بلند شعر و آواز بخوانيد.
ب- کنترل چشم: نگاه نامشروع، دام شيطان و بذر شهوت است. امام علي(ع) مي‌فرمايد: «نعم صارف الشهوات غض الأبصار»؛ (5) بهترين وسيله و عامل براي روي گرداني از شهوات و گناهان فروبستن چشم است.
ج ـ عدم اختلاط زن و مرد: همنشيني زن و مرد و هم‌سخن شدن و خلوت کردن با يکديگر زمينه را براي تحريک شهوت جنسي فراهم مي‌کند.
ح - از گوش دادن به آوازها و موسيقي‏هاي تحريک‏کننده و مبتذل اجتناب کنيد.
ع - از نشست‏هاي غفلت‏زا و معاشرت با دوستان ناباب و گوش سپردن به سخنان تحريک‏آميز، فاصله بگيريد.
6- خود شناسي و توجه به کرامت انساني ‌:
بخشي از گناهان‌، بر اثر آن است که انسان‌، به ارزش خود پي نبرده است‌;هنگامي که انسان‌، شخصيت و جايگاه خود را در نظام هستي بشناسد و به آن توجه داشته باشد،گناه نمي کند ااگر انسان توجه داشته باشد که خداوند به او استعدادهاي شگفت انگيز داده و او را به مقامي والا و ارجمند که برتر از همه موجودات است ،رسانيده است، حاضر نخواهد شد خود را همرديف حيوانات قرار دهد و اسير شهوات شود. حضرت علي عليه السلام مي فرمايد :
کسي که در درون خويش احساس عزّت و کرامت و بزرگواري دارد ،هيچ وقت حاضر نمي شود آن را با گناه از بين ببرد و خود را خوار و بي مقدار نمايد.
نيز مي فرمايد: "قبيح بذي العقل ان يکون بهيمة وقد امکنه ان يکون انساناً؛ (6) چه زشت است که انسان به صورت حيوانات زندگي کند با اينکه مي تواند انسان باشد و به ارزش هاي انساني پاي بند باشد!!».
7- تقويت ايمان و معرفت به خدا:
سعي کنيد ايمان خود را قوي کنيد چرا که ايمان به خدا و توجه به او در همه جا، از اساسي‌ترين اهرم‌هاي بازدارنده از گناه و شهوات است‌. در آيات زيادي‌، بر ايمان‌، براي بازداري از گناه‌، تکيه شده است‌; نظير آيات: "أَلَم‌ْ يَعْلَم بِأَن‌َّ اللَّه‌َ يَرَي‌َ; (علق‌،14) آيا انسان نمي‌داند که خداوند او را مي‌بيند." و او پيوسته در پيشگاه و در محضر خدا است؟
-"إِن‌َّ الَّذِين‌َ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُم‌ْ طَائف مِّن‌َ الشَّيْطَـَن‌ِ تَذَکَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُون‌;(اعراف‌،201) پرهيزگاران‌، هنگامي که گرفتار وسوسه‌هاي شيطان شوند، به ياد خدا مي‌افتند و بينا مي‌گردند.
خواندن همه نمازهاي واجب به ويژه نماز صبح در اول وقت، هم چنين برقراري ارتباط نزديک با خدا از راه مناجات و خواندن دعا به خصوص دعاي کميل با توجه به معاني و مفاهيم آن تأثير شگرفي در کنترل خواهش هاي نفساني دارد.
8- تلاوت قرآن: بي‏شک انس با قرآن، تلاوت، تدبر و تفکر در مضامين آن، خود شفاي هر دردي است که به سرعت، کار هر پريشاني را رو به سامان مي‏برد و زخم‏هاي پنهان را، التيام مي‏دهد و همت‏ها را تا آسمان‏ها بالا مي‏برد و بشر را از فرو رفتن در هواهاي نفساني، نجات مي‏بخشد.
9- براي تمام اوقات شبانه روز خود برنامه‏اي منظم ، تدوين کنيد و هيچ زماني را بدون برنامه قبلي سپري نکنيد زيرا براي آن اوقات شيطان برنامه‏ريزي مي‏کند.
10- ورزش: يکي از راه‌هاي آرام کردن طوفان غريزه جنسي در انسان، ورزش و فعاليت بدني است، زيرا ورزش مقدار فراواني از انرژي‌هاي بدني و فکري انسان را به خود اختصاص مي‌دهد و از مسايل ديگر کم مي‌کند.
11- اوقات فراغت خود را با مطالعه و انجام کارهاي هنري، فني، و... پر کنيد.هيچ گاه تنها يا بي کار نمانيد.
نکات مهم:
الف- راه حل دين در خصوص نوع مقابله و مواجهه با غريزه جنسي نخست ازدواج و نکاح مشروع است که موثرترين راه براي کنترل غريزه جنسي، براي کسي که شرايط ازدواج دائم براي او فراهم است مي باشد. حتي اگر به صورت نامزد شدن و طولاني کردن دوران عقد براي حصول شرايط باشد. توصيه مي کنيم با مهيا کردن شرايط و مقدمات آن به فکر ازدواج باشيد.
پيامبر اسلام فرمود: «يَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ مَنِ اسْتَطَاعَ مِنْكُمُ الْبَاهَ فَلْيَتَزَوَّجْ فَإِنَّهُ أَغَضُّ لِلْبَصَرِ وَ أَحْصَنُ لِلْفَرْجِ ». (9) اي گروه جوانان هر يک از شما که قدرت بر ازدواج دارد ازدواج کند چرا که ازدواج بهترين چيزي است که چشم را از گناه و دامن را از بي عفتي حفظ مي کند.
در عين حال قرآن مجيد راه مقابله با طغيان غريزه جنسي را در صورت فراهم نبودن زمينه ازدواج، عفت‌پيشگي و يا خويشتن‌داري در امور جنسي مي‌داند و مي‌فرمايد: «آن ها که وسيله ازدواج ندارند، بايد عفت پيشه کنند تا خداوند آنان را به فضلش بي نياز کند». (10) البته اين امر، نياز به مقاومت سرسختانه دارد که در روايات به عنوان جهاد اکبر مطرح شده است.
ب- براي نجات از اين وضعيت لازم است با عزمي راسخ و اراده‏اي محکم به راهکارهاي فوق پاي بند باشيد که در پرتو عمل به آن و بدون هيچ گونه تنبلي، سستي، اهمال‏کاري موفقيت خود را تضمين خواهيد کرد و گرنه دردي دوا نخواهد شد.
اين نوشتار را با اين جمله به پايان مي‏بريم که بزرگان گفته‏اند: «نفس را مشغول بدار و گرنه او تو را به خود مشغول خواهد ساخت».
موفق باشيد

پي‌نوشت‌ها:
1. محدث نوري ، مستدرک الوسائل ، قم ، آل البيت ، 1408هق ، ج11 ، ص346
2. حسن بن فضل طبرسي، رضي الدين ، مكارم الأخلاق-ترجمه سيد ابراهيم مير باقرى تهران ، فراهانى چاپ دوم1365 ش ج‏1 375
3.آمدي ، غرر الحکم و دررالکلم ، قم ، دفتر تبليغات ، 1366هش ، ص56.
4 . همان، ص186.
5. همان، ص260.
6. شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد ، قم ، کتابخانه آيت الله مرعشي ، 1404هق ، ج 20 ،ص306.
7.محدث نوري ، مستدرک الوسائل ، قم ، آل البيت ، 1408ه ق، ج 14 ، ص 153.
8. نور (24) آيه 33.

پرسش 3:
بر چه اساس بايد قبول كرد كه حضرت مريم بدون نزديكي با مردي صاحب فرزند مي شه ؟ مي دونم مي خواد بگويد كار خدا بودو اما فكر نمي كنيد اين چطوري بايد اثبات بشه كه كار خدا بوده ؟ دليلي كه بشه باهاش يه مشرك رو قانع كرد؟
پاسخ:

خلقت حضرت مسيح بدون داشتن پدر اگر چه اتفاقي ويژه و خارج از چارچوب متعارف بوده است. اما به لحاظ ديني و قرآني و در منظر متدينين و کساني که خداوند را به عنوان خالق اوليه انسان مي شناسند، امري غير قابل باور نيست. زيرا معتقدند همان خدائي که حضرت آدم و حوا (عليهما السلام) را بدون داشتن پدر و مادر خلق نمود قطعا قادر است پيامبر الهي خود را با اعجاز بدون پدر بيافريند و قرآن کريم با ظرافتي عجيب به همين اراده و قدرت نامتناهي خود در خلقت اشياء خارج از مسير طبيعي اشاره مي کند و مي فرمايد:«هستى بخش آسمانها و زمين اوست! و هنگامى كه فرمان وجود چيزى را صادر كند، تنها مى‏گويد: «موجود باش!» و آن شيء، فورى موجود مى‏شود». (1)در خلقت حضرت عيسي نيز به همين نحو خلقت اشاره مي کند. (2) اما توجه شود که ملکي که در آن هنگام جهت خبر دادن به حضرت مريم از اراده خداوند در مقابل او متمثل شد. اگر چه در چهره يک مرد ظاهر گرديد. ولي در مورد نحوه تمثل آن ملک در تفاسير بيان شده است که معناي تمثل اين است که در منظر و حواس و ادراک مريم چنين به نظر مي رسيد که مردي در مقابل او قرار دارد ، نه اين که حقيقتا ملک در قالب جسم مردي درآمده باشد و بر مريم وارد شده باشد ،(3)، اما افراد بي ايمان و مشرک که اعتقادي به خداوند ندارند به صورت طبيعي هر حادثه اي را از همان منظر عادي و تجربي خود تحليل مي کند و براي هر حادثه اي جز مجراي عادي دليلي را نمي پذيرند و نسبت دادن اتفاقات به اراده و قدرت خداوند براي آنها معنائي ندارد. لذا در برابر چنين افرادي مي توانيد به چند نکته اشاره کنيد:
1. اين مساله يک واقعه نقلي و تاريخي است و در اثبات اين گونه وقايع اعتبار همان منابع تاريخي معيار و ميزان سنجش وقايع محسوب مي شوند نه پذيرش و يا عدم پذيرش يك فرد تنها زماني مي توان يك واقعه تاريخي را رد نمود كه دليل قطعي عقلي و يا تجربي قابل اعتماد امكان تحقق آن را رد كندو الا اگر علم و عقل در مقابل تحقق يا عدم تحقق واقعه اي نتوانند قضاوت كنند ، نمي توان اين را دليل بر عدم تحقق آن گرفت ، البته امروزه مي توان با ادله تجربي امكان رخ دادن چنين حادثه اي را اثبات نمود اگر چه نمي خواهيم ادعا کنيم که تولد حضرت مسيح (ع) از اين طريق بوده است و صرفا براي از بين بردن استبعاد ذهني فرد مورد نظر مي باشد كه در نكات بعدي برخي از اين موارد ذكر مي شود .
2. امروزه در علم ژنتيک و در بحث سلولهاي بنيادين عملا در مورد بسياري از جانوران اين اتفاق افتاده است و کاملا اثبات شده است که مي توان بدون نياز به تلقيح (و بدون نياز به اسپرم مرد و ترکيب آن با سلول اوول در زن )، صرفا با پرورش يک سلول از بدن هر فردي انسان کاملي نظير او را بوجود آورد پس عقلا تولد فرزندي بدون نياز به پدر محال نيست.البته اگر هم بگويد که در چنين اتفاقي حتما جنسيت نفر اول و دوم مشابه خواهد بود نه مختلف با فرد اول در حالي که حضرت مسيح با مادرش به لحاظ جنسيتي متفاوت بود مي توان گفت که لزومي ندارد فرزندي که از اين طريق در بطن زني رشد کرده حتما از سلول هاي بنيادين خود فرد باشد و عقلا اين امکان هست که به طرق مختلف (غير از آميزش) مثل طريق غذا و يا حتي هوا و تنفس امکان انتقال يک ژن به بدن فرد وجود دارد (دقيقا نظير اتفاقي که به صورت عادي در زندگي خيلي افراد در هنگام انتقال ويروس و عامل بيماري به بدن آنها رخ مي دهد ) و حتي عقلا اين محال نيست که فردي در عين زن (xx)بودن حامل ژن مخفي و غير فعال (xy)مرد نيز باشد .
3. فرايند ديگري که امروزه (تحت عنوان اجاره رحم ) اتفاق مي افتد اين است كه ، سلول مولد فرزند (که از قبل و خارج رحم تلقيح يافته)و به رحم فرد سوم که حتي مي تواند دختري باشد که هنوز ازدواج نکرده و باکره است، بدون آميزش و با حفظ بکارت منتقل مي شود و آن دختر حامل فرزند مي گردد. لذا هميشه براي صاحب فرزند شدن نيازي به ازدواج و يا آميزش جنسي نمي باشد.
پي نوشت ها :
1. بقره (2) آيه 117.
2. مريم (19) آيه 17 الي 21.
3. علامه طباطبائي ،الميزان في تفسير القرآن، ترجمه موسوي همداني ، ج14، ص 47، انتشارات اسلامي ،1374ش.
پرسش 4:
آيا اين حرف راسته كه خانما بايد تو خواستگاريشون با لباس نازك بيان جلوي داماد ؟ اين و تو يكي از كتابا خوندم كه از مراجع گفته شده . اين قانون به نظرتون يه مقدار خيلي زياد يه جوريه و مشكل داره ؟
پاسخ:

مردي که واقعا قصد ازدواج با زني را دارد با چند شرط مجاز است به بدن زن نگاه کند: اول اين که نگاه کردن به قصد لذت جويي نباشد. بلکه به قصد علم و اطلاع يافتن از ظاهر وي باشد.
دوم اين که با نگاه کردن علم و اطلاع بيشتر براي وي حاصل گردد، و اگر از قبل بداند و يا به گونه برايش تعريف شده که با نگاه کردن اطلاع جديدي براي وي حاصل نمي شود مجاز نيست به بدن او نگاه کند.
و سوم اين که فعلا امکان ازدواج با وي باشد، بنا بر اين اگر زني باشد که هنوز از شوهرش طلاق نگرفته و لو قرار طلاق گذاشته شده، شخص مجاز نيست که به وي نگاه کند.
و چهارم اين که احتمال توافق يابي بر ازدواج باشد، و الا اگر مي داند که وي را نمي پذيرند مجاز نيست به وي نگاه کند.
با رعايت شرايط فوق شخص خواستگار مي تواند به چهره، دستان، مو، مچ هاي دست، و زيبايي هاي زن، بلکه به ساير بدن وي به جز عورت وي نگاه کند. و اگر نگاه کردن از پشت پارچه نازک باشد بهتر است. (1)
و غرض از نگاه کردن از پشت پارچه نازک اين نيست که زن به نحوي خاصي با لباس نازک خويش را آرايش نمايد و جلو مرد حرکت کند به گونه اي که موجب تهييج شهوت شود و مرد هم به قصد لذت به وي نگاه کند، مسلما چنين کاري جايز نيست. بلکه غرض اطلاع يافتن از همسر آينده مي باشد که حتي شخص مجاز است بدون پارچه هم به وي نگاه کند.
لطفا در ارتباط هاي بعدي مرجع تقليد خويش را بنويسيد تا طبق فتواي مرجع تقليد شما پاسخ داده شود.
پي نوشت:
1. امام خميني، تحرير الوسيلة، ج2، ص233، کتاب النکاح، مساله 28.
پرسش 5:
من خيلي لاغرم. چرا بايد ماه رمضان به اجبار روزه بگيرم و با اينكارم همين استخون موندمم رو آب كنم و زجر بكشم ؟ نگيد كه روزه آدم رو چاق مي كنه كه من يه سال گرفتم و بعدش از ضعف يه مدت مريض شدم .
پاسخ:

روزه و نماز جزو تکاليف الهي مي باشد که به خداوند به منظور امتحان انسان ها و رسيدن انسان ها به مقام قرب الهي وضع کرده است، و در اين تکاليف نفعي عايد خداوند نمي شود؛ زيرا او غني از انسان ها مي باشد، بلکه انسان است که در سايه رعايت تکاليف الهي سرنوشت نيکويي را براي خويش رقم مي زند و زندگي جاويدان و حيات اخروي خويش را به سمت جوار رحمت الهي رهنمون مي شود.
از اين رو لازم است انسان هاي مومن فرامين الهي را به نحو احسن بجا آورند، و هدف اصلي اين تکاليف هم رسيدن به چاقي و منافع دنيوي و رسيدن به پول و امکانات مادي نيست، و کسي که تصور مي کند با خواندن نمازهاي واجب به دنياي خوب برسد و يا با روزه آن گونه که در نامه شما آمده چاق و فربه شود، زهي تصور باطل است، تکاليف امتحان الهي است که انسان هاي پاک را از انسانهاي ناپاک و انسان هاي مطيع را از انسان هاي عاصي جدا مي سازد، و شخص مطيع به خداوند نزديک شده و در جوار رحمت او قرار مي گيرد، و انسان عاصي سزاي عصيان خود را تجربه مي کند، اما نه ضرورتا در اين دنيا بلکه در جهان ديگر.
بجا آوردن تکاليف الهي و به تعبير ديگر امتحان الهي فراگير است، هم شامل انسان هاي چاق و قوي مي شود و هم شامل انسان هاي لاغر و ضعيف، و امتحاني نيست که هر شخص به بهانه اي خويش را از آن برهاند، بله چند دسته را خداوند از اين امتحان يعني روزه گرفتن استثنا کرده است:
1) کودکان و کساني که فاقد عقل و شعور لازم اند.
2) اشخاص مريض که توانايي روزه گرفتن را ندارند.
3) کساني که روزه گرفتن براي خود آنان و يا براي بچه آنان ضرر دارد.
4) افرادي که بيماري تشنگي دارند به گونه اي که نمي توانند روزه گرفتن را تحمل نمايند.
5) پيرمردان و پيرزنان و نوبالغاني که توانايي روزه گرفتن را ندارند.
6) افرادي که در اثناي روزه گرفتن احيانا دچار ضعف مي شوند به گونه اي که ديگر به هيچ وجه تحمل روزه گرفتن را ندارند و اين دسته مجازند به اندازه بسيار اندک که از خطر نجات يابند آب بنوشند و يا غذا بخورند. (1)
اگر جناب عالي جزو يکي از دسته هاي فوق الذکر باشيد، مجازيد روزه خويش را افطار نماييد، و الا شرعا مجاز به اين کار نيستيد، و اگر روزه را افطار نماييد در اين امتحان الهي نا موفق خواهيد بود و جزو گروه عاصيان قرار خواهيد گرفت.
والسلام علي من اتبع الهدي
پي نوشت:
1. امام خميني، توضيح المسائل، مساله هاي 1583، 1725 - 1729، 1744.

پرسش 6:
فكر نمي كنيد روزه خوردن حق الناسه ؟ خدا گفته حق الناس مهمه . اما ما تو ماه رمضان ميايم ساعت كاري دوستان رو كم مي كنيم و مردم كارشون عقب مي افته و همچنين هركي روزه مي گيره چتنان بي حال مي شه كه كار مردم رو به درستي انجام نمي ده . ممنون مي شم جوابو تو ايميلم ببينم . تا حالا از هيشكي جواب نگرفتم لااقل شما جواب بديد تا بقيه سوالاتمو بپرسم .
پاسخ:

حق الناس در جايي است که حکم و قانوني بر خلاف آن از جانب خداوند وضع نشده باشد، و الا با بودن قانون بر خلاف از جانب اصلا براي مردم حقي باقي نمي ماند، در مقام اولويت آن که مقدم مي شود حق خداوند است، تکليف الهي حقي است که خداوند بر عهده ما دارد که بايد آن را اطاعت نماييم، جاي بسي تعجب است وقتي دولت قانوني را بر خلاف آزادي هاي فردي کسب و تجارت مردم وضع مي نمايد، مثلا اجناس را قيمت گذاري مي نمايد، و يا نمي گذارد اشخاص زمين هاي موات را بدون اجازه دولت احيا نمايد، کسي اعتراض نمي کند چرا بر خلاف آزادي هاي شخصي قانون وضع شده است، بلکه کاملا اين قوانين را مقدم بر حق شخص مي شمارند. ولي وقتي خداوند که ولي نعمت ماست و هستي ما مرهون عطاي اوست و بقاي حيات ما وابسته به وجود اوست، هزار و يک اما و اگر در باره آن مطرح مي شود که اين قانون بر خلاف حق الناس است، ابدا چنين چيزي نيست، مردم در برابر حق خداوند حقي ندارند، حق ناشي از اوامر و نواهي خداوند مي باشد، بدون اوامر و نواهي خداوند کسي بر کسي حقي ندارد، از اين رو اگر حقي را خداوند براي خود قرار داد آن حق مقدم است و ديگران در عرض خداوند حقي ندارند تا ما ملزم به اداي آن باشيم.
در مورد روزه پيشاپيش حق خداوند تعلق گرفته که بايد مردم روزه بگيرند، و مردم ديگر حق ندارند که کسي را منع نمايند، از اين رو به هيچ وجه نه کارگر مجاز است به بهانه واهي حق مردم، روزه اش را افطار نمايد، و نه کارفرما حق دارد کارگر را از روزه گرفتن منع نمايد، و اگر قراردادي بسته حق ندارد. حقوق وي را به بهانه روزه دار بودن کسر نمايد و يا وي را از کار اخراج نمايد. (1)
لطفا در ارتباط هاي بعدي مرجع تقليد خويش را ذکر نماييد تا طبق فتواي مرجع تقليد شما پاسخ داده شود.
پي نوشت:
1. سوال از دفتر آيت الله خامنه اي (شماره تماس: 7746666-0251).