متأسفانه چند سالی است که از لحاظ روحی بهم ریخته ام و مشکلات بسیاری برایم ایجاد شده که از روی این حالات متوجه شدم که برایم دعا نوشته شده است. متأسفانه از روی عدم آگاهی با پیشنهاد برخی آشنایان به سراغ دعانویس رفته تا طلسم را باطل نماید که وی با دیدن من عنوان کرد که مشکلات چیست و درست بود و گفت طلسم شده ای، اما من دعای وی را نپذیرفتم چرا که تحقیقاتم نشان از نفی این کار بود.
شروع به خواندن قرآن نموده ام، از روحانی شهر طلب یاری نمودم که بی جواب ماند و اینگونه عنوان می شود که آگاهی ندارند.
از شما تمنا دارم تا راهی به من نشان دهید تا بتوانم به تحصیلم ادامه دهم و به آرامش برسم
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
سرنوشت انسانها در دست خدا و در گرو عملشان است؛ پس موفقیت یا عدم موفقیت ما در زندگی، در گرو شناخت صحیح و عمل بر طبق آن است.
البته باید این نکته را هم اشاره کنیم که در بعضی آیات قرآن و نیز برخی روایات، در مورد تأثیرگذاری سحر و برخی کارهای عجیب و غریب بعضی انسان ها که می خواهند در زندگی دیگران اخلال ایجاد کنند، اشاراتی شده است.
ولی باید توجه داشته باشید که با وجود واقعی بودن این مسائل، خداوند بر همه امور آگاه و دانا است. هیچ گاه اجازه نمی دهد که بدخواهان به اهداف خود برسند.
درقرآن وقتی جریان این دسته از افراد شرور که قصد به هم زدن زندگی مردم را دارند، مطرح میشود، میفرماید: «و ما هم بضارّین به من احدٍ الاّ باذن الله»؛ (1)یعنی بدون خواست خداوند نمی توانند کاری کنند.
بنابراین، اگرچه سحر و جادو واقعیت دارد، ولی اولاً قرآن این کار را به عنوان یک جرم در پرونده ساحران شرور قرار داده است.
ثانیاً می فرماید: آن ها اگرچه برای تأثیر گذاری و ایجاد اختلاف در زندگی مردم تلاش بسیاری می کنند، ولی تا خدا چیزی را نخواهد، به نتیجه نمی رسد. غالب آنچه امروزه میان مردم در این باره شایع است، بیاساس میباشد.
ولی اگر بر فرض، موردی پیدا شد که سحری در کار بود، راه هایی برای بطلان آن وجود دارد:
1. پناه بردن به خداوند و خواندن سورههای فلق و ناس.
2. خواندن و نوشتن آیات 75 تا 82 سوره یونس.
3. دعا و تضرع به درگاه خداوند.
4. درخواست دعا از اولیای واقعی خداوند (توسل به حضرات معصومین علیهم السلام).
اما چون سوال شما کلی است و معلوم نیست در چه زمینه ای طلسم شدید یا از کجا متوجه شدید طلسم شده اید ،برایمان دقیق تر بنویسید تا بهتر راهنمای تان کنیم.
پی نوشت:
1. بقره (2) آیه 102.






