اززمانی که متوجه نیروهای ماورایی شدم وفهمیدم که باسحروجادو می توان هرکاری را بدون محدودیت انجام داد،دیگر دلیلی برای وجود خداوند واسلام نیافتم درجهانی که جنیان قدرت دارند هرکاری باهرکسی بکنند.دچار تردید شدم.پس دیگر جایی ونقشی برای خداوند نمی ماند.
اصلا امکان دارد که جمعی از همین جنیان به همراهی بعضی آدم ها قرآن واعجازهای قرآنی را به وجود آورده باشندوهدفی داشته باشند که ماازآن بی خبریم،مثل لژهای فراماسونری!!!ودر این گروه هدفی فراتر از زندگی دنبال می شود چراکه تمامی امامان(به قول مسلمانان)زمان کوتاهی زندگی کرده وبه روش های بدی کشته شدند.
که البته شروع فعالیت این اجنه از ابتدای خلقت بوده ،واین اعمال درشکل گیری اسلام به حد اعلا رسیده .این گونه می توان وجود ادیان الهی قبل از اسلام وتکامل آنهارا اثبات کرد.
این پرسشها واستدلالها بدجوری ذهن من رو درگیر کرده .آیا واقعا جنیان این قدرقدرت دارند؟اگرنه پس چطور (به قول مسلمانان)توانستند بعضی ائمه را سحر کنند؟مثلا سکوت وخانه نشینی حضرت علی {البته فکر نمی کنم این نقل قول حقیقت داشته باشد}یا هین سحر وجادوهایی که زندگی هارا خراب می کند وهمه ی انسان هارا دگرگون بدون استثنای مذهبی بودن یا نبودن افراد.
متشکرم
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
پرسش شما از تركيب چند سوال و شبهه تشكيل شده است كه به هر كدام جداگانه پاسخ مي دهيم.
1-در نامه خود نوشته اید « ... فهمیدم که با سحر و جادو می توان هرکاری را بدون محدودیت انجام داد ». این سخن صحیحی نیست. سحر و جادو تنها تاثیر محدودی در دیگر موجودات می گذارد . این گونه نیست که با سحر و جادو بتوان هر کاری را بدون محدودیت انجام داد. هیچ مسلمانی چنین سخنی نگفته است که ائمه شیعه توسط جنیان مورد سحر واقع شوند و مسحور آن ها گردند. سکوت و خانه نشینی حضرت علی علیه السلام ناشی از جهل و غفلت مردم و عدم تبعیت از حق از طرف آن ها بود، نه سحر شیاطین و اجنه.
2- در ادامه نوشته اید« پس دیگر جایی و نقشی برای خداوند نمی ماند » این سخن نیز صحیح نیست . اگر قبول کنیم که با سحر و جادو بتوان کارهای بسیاری انجام داد ، این مساله منافاتی با وجود خداوند و یا دین اسلام نخواهد داشت. چرا که به دلیل های عقلی بسیار هر اتفاق و هر وجود و هر حادثی که در عالم رخ می دهد و به وجود می آید ،به اذن و اراده و مشیت خدای متعال است . هیچ موثری جز خدای متعال و مستقل از خدا در عالم وجود ندارد، حتی تاثیر سحر و جادو به اذن و اراده او است: « لاموثر فی الوجود الا الله » (1) چگونه می توان تصور کرد که سحر و جادو خارج از اذن و اراده خدا باشد، در حالی که شیطان و تمام نیروهای وابسته به او که مصدر چنین اموری هستند ، همه مخلوقات حضرت حق بوده و قدرتی خارج و فوق قدرت الهی ندارند؟
در این صورت اگر سوال شود که چرا خدای متعال به انسان ها اجازه استفاده از سحر و جادو را می دهد و سحر را بی اثر نمی کند، سوال مانند این است که گفته شود خدا چرا به ظالمان قدرت ظلم داده است تا بتوانند دیگر انسان ها از جمله پیامبران و اولیای الهی را از بین ببرند ؟
پاسخ اجمالی این است که خدا به اراده تکوینی خود برای امتحان انسان ها تاثیر سحر و جادو را اراده کرده است تا انسان ها را به آزمایش و امتحان بکشد که چه کسی از این امور در راه باطل استفاده خواهد کرد و چه کسی این کار را انجام نخواهد داد.همان گونه که به اراده تکوینی اش انسان ها را قدرت داده و برخی را ، برتری جسمی و مادی داده است تا آن ها را آزمایش کند که چه کسی از قدرت و برتری در راه خدا و خدمت به مردم استفاده می کند و چه کسی از آن برای ظلم به دیگران بهره می برد .
به اراده تشریعی خود ، پرداختن به این امور را نهی کرده و دست زدن به سحر و جادو را ممنوع اعلام کرده ، همان گونه که ظلم را ممنوع کرده و به ظالمان وعده عذاب داده است.
قرآن کریم؛ ساحری را کفر، بی ایمانی، بی تقوایی، معامله ای بد با خود، بی بهرگی از آخرت،افزایش گناه و خواری دانسته است.
با این بیان ، چگونه ممکن است از چیزی که به شدت مخالف استفاده و به کارگیری آن است ، برای اثبات حقانیت خود استفاده کند ؟!
« و اتبعوا ما نتلوا الشیاطین علی ملک سلیمان و ما کفر سلیمان و لکن الشیاطین کفروا …»(2)
3- در مورد این مساله که از کجا معلوم قرآن توسط پیامبر به کمک اجنه جمع آوری نشده ، باید عرض کنیم که این سخنی است بی دلیل و مخالف با دلیل هائی که بر خلاف آن است.
قرآن کریم به عنوان کلام خداوند به ما عرضه شده است . این کلام به صورت معجزه بر ما عرضه شده که خارج از قدرت تمام انسان ها و اجنه است. شاهد مدعای ما آیاتی از قرآن کریم است که همه انسان ها و اجنه را در مقابل خود به مبارزه فرا می خواند . هرکسی را که مدعی غیر خدائی بودن آن و غیر معجزه بودن آن است، دعوت می کند که اگر در ادعای خود راستگو هستید ،یک سوره مانند قرآن بیاورید. در این کار هم از تمام انسان ها و اجنه کمک بگیرید.
«أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا مَنِ اسْتَطَعْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ ؛
آيا آن ها مىگويند: «او قرآن را به دروغ به خدا نسبت داده است»؟! بگو: «اگر راست مى گوييد، يك سوره همانند آن بياوريد و غير از خدا، هر كس را مىتوانيد (به يارى) طلبيد"(3)
در آیه دیگر می فرماید : « قُلْ لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَ الْجِنُّ عَلى أَنْ يَأْتُوا بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهيرا؛ بگو: «اگر انسان ها و پريان (جن و انس) اتفاق كنند كه همانند قرآن را بياورند، همانند آن را نخواهند آورد هر چند يكديگر را (در اين كار) كمك كنند.(4)
اگر قرآن جمع آوری شده ،توسط انسان های عادی به کمک اجنه بود ، برای کفار که مخالفان اسلام و دشمنان اصلی آن بودند و برای از بین بردن آن بیش از صد جنگ به راه انداختند و همچنین یهودیان که از دانشمندان بسیاری در آن عصر برخوردار بودند ، بسیار راحت تر و آسان تر بود که جمع شده و به وسیله کاهنان خود ( که فراوان بودند ) با اجنه ارتباط برقرار کنند و یک سوره کوچک ( نه یک کتاب به مانند قرآن ) به فصاحت و بلاغت و اعجاز قرآن ، بیاورند . با این کار تمام ادعاهای اسلام و مسلمانان و پیامبر اسلام را باطل کنند و مردم را از اطراف آن ها پراکنده سازند، ولی این کار را نتوانستند انجام دهند ، البته سعی کردند، مانند مسیلمه کذاب و ابن مقفع و ابن ابی العوجا ، ولی هرگز نتوانستند حتی آیه ای مثل قرآن بیاورند.
4- خود شما می گوئید که سحر و جادو و ساحران زندگی انسان ها را خراب می کنند و سعی در ضرر رسانی به آن ها دارند ، با این توصیفات چگونه می توان تصور کرد که اسلام و قرآنی که انسان ساز بوده و در صدد اعتلای انسان ها و هر چه کامل تر شدن آن ها تلاش می باشد ، دست پخت اجنه و شیاطین باشد؟!
5- با دقت در مطالبی که نوشته اید که تماما بدون دلیل بودند ، می توان گفت که این افکار ، یکسری وسوسه های شیطان برای تضعیف روحیه دینی و دینداری می باشد و قابل اعتنا نیستند . اصطلاحا در روايات حديث نفس خوانده شده و دستور به عدم اعتنا به آن ها شده است.(5)
راه صحیح و مطابق با فطرت انسانی در مقابله با این افکار و از بین بردن آن ها این است که خود را متعهد به دلیل بدانیم. هر فکری و هر اندیشه ای که مستند به دلیل و برهان شد بپذیریم . هر اندیشه یا فکری که دلیل و برهان نداشت ، وسوسه شیطانی بدانیم . سعی در از بین بردن آن داشته باشیم.
توصيه آخر اينكه براي رهائي از وسوسه ها بهتر است مطالعات علمي اعتقادي خود را در باره معارف و عقائد اسلامي افزايش دهيد. با تفكر در استدلالاتي كه در اثبات عقائد ديني آورده مي شود ، وسوسه هاي فكري را از بين ببريد.
براي اين منظور مطالعه يك دوره مباحث اعتقادي كتاب هاي شهيد مطهري توصيه مي شود كه هم از محتواي قوي و متين و محكمي برخوردار است و هم از شيوائي و رواني خوبي بهره مند مي باشد( چهار جلد اول مجموعه آثار شهيد مطهري ).
پی نوشت ها:
1. علامه محمد حسين طباطبائي ، نهايه الحكمه ،قم، موسسه نشر اسلامي ، بي تا، ص 176، فصل هشتم در « لاموثر في الوجود بحقيقه معني الكلمه الا الله سبحانه.
2.بقره (2) آيه 102.
3.يونس (10) آيه 38.
4.اسراء (17) آيه 88.
5.شيخ كليني ، اصول كافي ، تهران ، دارالكتب الاسلاميه ، 1365 ، ( دوره هشت جلدي) ، ج 2 ، ص 424، باب الوسوسة و حديث النفس.






