بنام خدا
سلام علیکم
چهار سوال داشتم لطفاً اگر برایتان مقدور است در اسرع وقت پاسخ آن را ارائه دهید.باتشکر
1-با وجود اینکه می دانم انجام همه کارها توسط خداوند بزرگ و حکیم صورت می گیرد نمی دانم چرا در بعضی از اوقات به بنده خدا بیشتر التماس می کنم تا خود خدای بزرگ ، آیا این نشان از ضعف ایمان من است لطفا راهنمایی ام کنید که در تمام کارهایم و نیازهایم همیشه به خداوند متکی باشم نه بنده او.
2-در قسمتی از فرش که بچه روی آن ادار کرده است اگر فرش را برای 24 ساعت جلوی آفتاب بیندازیم می شود روی آن محل نماز خواند و محل فوق توسط آفتاب پاک می شود یا خیر؟
3-آیا درست است غیبت کردن پشت سر کسی که خودش حضور ندارد و نگفتن آن عیب نفر باعث صدمه به دیگران شود حرام نیست؟
4-آیا به چشم شور در قرآن کریم خداوند، اشاره ای کرده است در کدام آیه؟ و برای اینکه از چشم شور مردم در امان باشیم چه باید کرد؟
ممنون و متشکرم از تمام کسانی که وقت می گذارند و پاسخگو سوالات دینی مسلمین هستند.
پرسش 1:
احکام
شرح : بنام خدا سلام عليکم چهار سوال داشتم لطفاً اگر برايتان مقدور است در اسرع وقت پاسخ آن را ارائه دهيد.باتشکر 1-با وجود اينکه مي دانم انجام همه کارها توسط خداوند بزرگ و حکيم صورت مي گيرد نمي دانم چرا در بعضي از اوقات به بنده خدا بيشتر التماس مي کنم تا خود خداي بزرگ ، آيا اين نشان از ضعف ايمان من است لطفا راهنمايي ام کنيد که در تمام کارهايم و نيازهايم هميشه به خداوند متکي باشم نه بنده او؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
اين که مي دانيد همه کار ها به اذن و اراده خدا انجام مي شود بسيار کمک کننده است؛ اما بايد بدانيد رفتن سراغ بنده هاي خدا از نظر اخلاقي اشکالي ندارد به شرط اين که ان ها را وسيله و خدا را علت اصلي بدانيم و آنچه بد و مذموم است اين است که ما سراغ بنده خدا برويم و او را همه کاره بدانيم و از خدا غافل شويم و قدرت مطلقه او را فراموش کنيم. خدا براي هر کاري واسطه اي قرار داده است و اين را روايات نيز بيان مي کند ، چون خداوند براي هر کاري، اسباب و مقدماتي قرار داده و از مردم مي خواهد از همان راه ها وارد شوند.
امام صادق (ع) مي فرمايد: "خداوند امتناع دارد که امور عالَم را جاري کند مگر از طريق وسائط و اسبابي". خداوند براي هر چيز سببي و براي هر سببي شرحي وحکمتي و براي هر شرح و حکمتي دانشي و براي هر دانشي دروازه گويايي قرار داده است.(1)
ولي اين غفلت گاهي براي همه عارض مي شود و علت آن ارتباط کم با خدا است و نمي توان گفت علت هميشه ضعف ايمان به خدا است گاهي اوقات غفلت عامل اين حالت است به هر حال: توصيه مي کنيم ارتباط خود را با خدا افزايش دهيد و بعد از هر نماز از او در همه کار هاي روزانه کمک بخواهيد اين تلقين و تکرار خود مفيد است و کم کم باعث مي شود در هر کاري توجه ما بيشتر باشد. هر چه تذکر و به ياد خدا بودن از طرف ما زياد بشود غفلت ما کمتر خواهد شد و هر چه غفلت کمتر بشود در کار ها غير خدا را علت نمي پنداريم و به غير او تمسک نمي کنيم.
موفق باشيد!
پي نوشت :
1. ثقة الاسلام کليني، اصول کافي، الناشر: دار الکتب الاسلامية، طهران، سنة النشر: 1365 ه ش، ج 1، ص 183.
پرسش 2:
قسمتي از فرش که بچه روي آن ادار کرده است اگر فرش را براي 24 ساعت جلوي آفتاب بيندازيم مي شود روي آن محل نماز خواند و محل فوق توسط آفتاب پاک مي شود يا خير؟
پاسخ:
اگر فرش خشک باشد خواندن نماز روي آن اشکال ندارد؛ ولي فرش نجس توسط آفتاب پاک نمي شود و فقط با آب پاک مي شود. (1)
پي نوشت:
1. آيت الله مکارم، توضيح المسائل، مسئله 169 و 207.
پرسش 3:
آيا درست است غيبت کردن پشت سر کسي که خودش حضور ندارد و نگفتن آن عيب نفر باعث صدمه به ديگران شود حرام نيست؟
پاسخ:
غيبت حرام است و غيبت آن است که عيب پنهاني کسي را پشت سر او بگويند. ولي در مواردي که مسئله مهمي مطرح است مانند موارد مشورت و اصلاح ذات البين و امثال آن ها مستثني است. (1)
پي نوشت ها :
1. آيت الله مکارم، استفتاآت، ج1، سوال 552.
پرسش 4:
آيا به چشم شور در قرآن کريم خداوند، اشاره اي کرده است در کدام آيه؟ و براي اينکه از چشم شور مردم در امان باشيم چه بايد کرد؟ ممنون و متشکرم از تمام کساني که وقت مي گذارند و پاسخگو سوالات ديني مسلمين هستند.
پاسخ:
بسياري از مردم معتقدند در بعضي چشمها اثر مخصوصي است که وقتي با اعجاب به چيزي بنگرند، ممکن است در آن تحولاتي منفي و مخرّب ايجاد کند. گر چه اين مسئله از نظر عقلي امر محالي نيست، ولي توجيه علمي معتبري تا کنون براي آن ذکر نشده .
البته روايت " العين حق" گر چه در کتب درجه يک حديثي نيامده ولي در کلمات قصار امير مؤمنان در نهج البلاغه و در بعض کتب روايي ديگر هم آمده (1) و روايات ديگري به اين مضمون هست که همه مي تواند به اين معنا حمل شود که چشم زخم زدن افراد حسود ، حق است زيرا وقتي زيبايي و نعمت و خوبي ديگري را ببينند، نمي توانند تحمل کنند و حسد و کينه و عداوتشان آنان را به توطئه چيني وامي دارد که چه بسا تا ريشه کني فرد پيش مي روند و اين حقيقتي است انکار ناپذير و به همين جهت هم دعا و تعويذ و استعاذه براي اين موارد به وفور وارد شده است. اما اين روايات دلالت صريح و قطعي بر تاثير خود چشم و نيروي فوق العاده و ضربه زننده در بعض چشم ها ندارند.
در روايتي آمده: جبرئيل "رقيه" و تعويذي براي رسول خدا آورد که اين جمله بود: "بِسْمِ اللَّهِ أَرْقِيكَ مِنْ كُلِّ عَيْنِ حَاسِدٍ اللَّهُ يَشْفِيك"= به نام خدا تو را در پناه خدا قرار مي دهم از شر هر چشم حسود تا خدا از آن شفا و امنت بدهد. (2)
رسول خدا فرمود : «استعينوا علي امورکم بالکتمان فان کل ذي نعمه محسود (3) با کتمان و پوشاندن نعمت هايتان (از آدم هاي بي ظرفيت و کم ظرفيت) کارتان را پيش بريد! زيرا هر نعمت داري مورد حسادت است».
حضرت يعقوب به تعليم خدايي مي دانست وقتي افراد بخصوص آدميان کم ظرفيت 11 برادر قوي هيکل و خوش فرم و ... را با هم ببينند ، حسادتشان گل مي کند و آن ها را چشم زخم مي زنند و براي از بين بردن وحدت و اجتماع آن ها توطئه مي نمايند و ... از اين رو فرزندان را سفارش کرد که به گونه اي عمل کنند که از اين مهلکه در امان باشند.
محسود بودن فرد نعمت دار و مورد توطئه و حقد قرار گرفتن او ، در روايات تصريح شده و به پناه بردن به خدا و تلاوت سوره هاي "معوذتين" (قل اعوذ برب الفلق و قل اعوذ برب الناس) و ذکر هاي "لا حول و لا قوه الا بالله" و دعاهايي ديگر توصيه شده است. (4)
نوشتن اين اذکار و سوره ها و همراه داشتن آن ها نيز مؤثر است. (5)
در بعض روايات اهل سنت آمده که افرادي مي خواستند پيامبر چشم کنند و از کساني که به چشم کردن معروف بودند ، براي اين مقصود کمک بگيرند که آيه " و ان يکاد ..." نازل شد و پيامبر را امان داد. (6)
با توجه به اين روايات، چه چشم زخم به معناي مشهور وجود داشته باشد و چشم هايي بتوانند چنين ضررهايي بزنند يا نه؛ معنايش چشم هاي حسود باشد که به توطئه چيني مي پردازند، در هر دو حال نوشتن اين آيه و همراه داشتن آن براي در امان ماندن از چشم زخم معمول شده است و اگر با اعتقاد به قرآن و توسل به آن باشد، خوب مي باشد.
پي نوشت ها:
1.سيد رضي ، نهج البلاغه ، اول ، قم ، هجرت ، 1414 ق ، ص 546 ؛ طبرسي ، مكارم الأخلاق ، چهارم ، شريف رضي ، 1370 ش ، ص 386 ؛ ابن سابور زيّات ، طب الأئمة ، دوم ، قم ، امير ، 1411 ق ، ص 121.
2. علامه مجلسي ، بحار الانوار ، هشتم ، بيروت ، الوفا ، 1403 ق ، ج60، ص: 7
3. ابن شعبه حراني ، تحف العقول ، دوم ، قم ، انتشارات اسلامي ، 1404 ق ، ص 48.
4. علامه مجلسي، همان ، ج6 ، ص 18 - 26.
5. همان ، ج 60 ، ص 26.
6.بيضاوي ، أنوار التنزيل و أسرار التأويل ، اول ، بيروت ف دار احياء التراث ، 1418 ق ، ج 5 ، ص 238.






