بسم الله الرحمن الرحیم
سوال:
با عرض ادب و احترام
خواهشمند است حدیث نورانی ذیل را که در کتاب ارزشمند اصول کافی آمده است
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حُمْرَانَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ السَّكَنِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السّلام قَالَ قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه السّلام: اعْرِفُوا اللَّهَ بِاللَّهِ وَ الرَّسُولَ بِالرِّسَالَةِ وَ أُولِي الْأَمْرِ بِالْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ الْعَدْلِ وَ الْإِحْسَانِ . (الكافي ، ج 1، ص 85)
و با توجه به اینکه از این حدیث برداشتها و قرائت های مختلفی شده و ارائه شده است، لطفاً به طور مبسوط و مستدل علمی، بصورت کاملاً شفاف و روشن، مقصود از شناخت خدا به خدا، و رسول به رسالت و اولی الامر به امر بمعروف و عدل و احسان را بیان فرمایید.
و من الله التوفیق
با تشکر بسیار فراوان
روح الله اسماعیلی- مشهد الرضا علیه السلام

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در تفسیر این سخن امیر المؤمنین سخن فراوان گفته شده است از جمله محدث گرانقدر شیخ کلینی در شرح این حدیث می نویسد:
یعنی خداوند خالق اشخاص و انوار و جوهر ها و ذات ها است؛ چه بدن های مادی و چه ذات های غیر مادی یعنی ارواح و مجردات هر دو مخلوق اویند و او از شباهت به مخلوقات جسمانی و روحانی (مادی و مجرد) منزه است (لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ (1) هيچ چيز همانند او نيست) و در خلقت روح مجرد درک کننده و حس کننده ، چیزی دخالت و سببیتی ندارد و فقط خداست که خالق اجسام و ارواح است؛ پس وقتی او خالق هر چیز است و به هیچ چیز هم شبیه نیست، پس فقط به خودش شناخته می شود (زیرا جز به خودش شباهت ندارد تا سبب شناخته شدن او گردد) و کسی که بخواهد با تشبیه خدا به روح و بدن و نور او را بشناسد ، خداشناس نمی شود (زیرا معروف و شناخته شده به آن ها شبیه آن هاست در حالی که خدا شبیه هیچ چیز نیست. (2)
در شرح توحید شیخ صدوق آمده:
همان گونه که خیاط به خیاطی و عالم به علم شناخته می شود یعنی وقتی خیاطی کسی را دیدیم و علم کسی را فهمیدیم، او را به خیاط و عالم بودن می شناسیم، خدایی خدا را هم باید ببینیم و درک کنیم تا او را خدا بدانیم. خدا کسی است که باید مبدأ و خالق و مدبر عالم باشد و سررشته همه امور به دست او باشد و یگانه بی شریک و نظیر و شبیه است و هر موجودی که این صفات را نداشته باشد، خدا نیست. پس خدا را با صفات خدایی می شناسیم همان گونه که خدا هم در قرآن خود را این گونه معرفی کرده است و رسول را باید به رسالت و مأموریت خدایی اش بشناسیم. کسی رسول است که به راستی از جانب خدا سخن بگوید و معجزه دلالت کننده بر صداقتش داشته باشد. ولی امر خدایی هم کسی است که به امور پسندیده و عدل و احسان امر کند (و اگر رفتار و گفتارش عمل و دعوت به ظلم و تعدی بوده و از عدل و احسان دور باشد، ولی امر خدایی نیست) (3)
در شرحی دیگر آمده:
ما به وسیله عقل یا به وسیله پیامبران یا با نظر در وجود خویش (معرفت نفس) به خدا شناسی می رسیم و همه اینها به خود خدا بر می گردد زیرا خدا بخشنده عقل ، برانگیزاننده پیامبران و ایجاد کننده وجود ما است. (4)
پس خدا را به صفت خدایی باید شناخت و رسول را به رسالت و ولی امر را به امر به معروف و عدل و احسان.
پی نوشت ها:
1. شوری (42) آیه 11.
2. کلینی، کافی، تهران، اسلامیه ، 1367 ش ، ج 1 ، ص 85.
3. صدوق، توحید، قم ، انتشارات اسلامی ،پاورقی ، ص 35.
4. رفیع الدین حیدر نائینی، حاشية بر أصول كافي ، رفيع الدين محمد بن حيدر النائيني ، شرح ص 281 - 283 (به نقل از شیخ صدوق) .