در قرآن آمده که مورچه ای وقتی لشگریان سلیمان را می بیند به بقیه مورچه ها می گه برید کنار وگرنه لشگریان سلیمان له تان می کنن
یه چیزی مثل همین گفته بعد هم تازه سلیمان می شنود و شکر می کند که حرف مورچه هه رو شنیده
مورچه بکشیش هم حرف نمی زند چه برسد به اینکه فهمد اونایی که دارن میان لشگریان سلیمانن

پرسشگر گرامی، با سلام و سپاس از ارتباط تان با مرکزملی پاسخگویی به سوالات دینی و مذهبی.
خداوند در قرآن می فرماید: ما به حضرت سلیمان زبان پرندگان و حیوانات را آموختیم یعنی آنچه که میان حیوانات می گذرد را حضرت سلیمان می فهمید و این به معنای این نیست که پرندگان مثل ما انسان ها حرف می زدند تا بگویید دهان مورچه کجا بود؟
ما از جهان حيوانات اطلاعات زيادى در دست نداريم، و با تمام پيشرفت هايى كه در اين زمينه شده، هنوز ابهام هاى فراوانى بر روى آن سايه افكنده است.
ما آثار هوش و دقت و مهارت در كارهاى بسيارى از آن ها مى‏بينيم:
خانه‏سازى زنبوران عسل، نظمى كه بر كندو حكم فرما است، دقت مورچگان در جمع آورى نيازمندي هاى زمستان، طرز ذخيره و انبار آنها، دفاع كردن حيوانات از خود در برابر دشمن، و حتى آگاهى آنها از درمان بسيارى از بيماري ها، پيدا كردن لانه و خانه خود از فاصله‏هاى بسيار دور دست، و پيمودن راههاى طولانى و رسيدن به مقصد، پيش بينى آنها از حوادث آينده، و مانند آن همه از چيزهايى است كه نشان مى‏دهد، در دنياى مرموز حيوانات بسيارى از وسائل هنوز براى ما لا ينحل است.
از اين گذشته بسيارى از حيوانات بر اثر آموزش و تربيت، كارهاى شگفت انگيزى انجام مى‏دهند كه حتى انسانها از آن عاجزند.
اما بدرستى روشن نيست كه آنها تا چه حد از دنياى انسان ها با خبرند؟ آيا واقعا آن ها مى‏دانند كه ما كيستيم و چه مى‏كنيم؟ ممكن است ما در آن ها چنين هوش و ادراكى را سراغ نداشته باشيم، ولى آيا اين به معنى نفى آن است؟! روى اين حساب اگر در داستان حضرت سلیمان آمده كه مورچگان از آمدن لشكر سليمان به آن سرزمين با خبر شدند و اعلام رفتن به لانه‏ها نمودند تا زير دست و پاى لشكر له نشوند، و سليمان نيز از اين ماجرا آگاه شد زياد جاى تعجب نيست.
از اين گذشته، حكومت حضرت سليمان همراه با خارق عادات و كارهاى اعجاز آميزى بود، روى همين اصل، بعضى از مفسران اظهار عقيده كرده‏اند كه دارا بودن اين سطح آگاهى از ناحيه قشرى از حيوانات در عصر سليمان خود يك اعجاز و خارق عادت بوده است، و مانعى ندارد كه عين آن را در ساير اعصار و قرون احيانا نبينيم. (1)
همچنین بعضی از مفسرین درباره این آیه و جریان سخن گفتن مورچه توجیهاتی آورده اند:
مثلا اینکه فهم زبان مورچه تنها قضيه‏اى بوده كه در يك واقعه رخ داده، نه اينكه آن جناب هميشه زبان اين حيوان را مى‏فهميده است.
بعضی دیگر گفته‏اند: سخن گفتن مورچه يكى از معجزات حضرت سليمان (ع) بوده، (هم چنان كه سنگريزه به معجزه رسول خدا (ص) به زبان در آمد)، و بعضی ديگر گفته‏اند: صدايى از مورچه برنخاست تا حضرت سليمان (ع) سخن او را بفهمد، بلكه خداوند آنچه را كه در دل آن حيوان بوده به سليمان الهام نمود.

پی نوشت :
1. آیت الله مکارم ، تفسیر نمونه ، انتشارات دارالکتب الاسلامیه ،ج15 ،ص431.