با سلام و عرض ادب
احتراما با توجه به اهمیت غیبت نکردن، خواهشمند است توضیح فرمایند که مرز این گناه و عمل به وظیفه کجاست. بعبارت دیگر غیبت چگونه مصداق پیدا می کند؟ به طور مثال در یک سیستم اداری، کارمند یا مدیری که درست به وظیفه خود عمل نمی کند و با عمل خود منافع عمومی را ضایع می کند در غیاب وی در جمع و یا گزارش به مافوق صحبت کردن غیبت محسوب می شود؟ اگر ما در خصوص برخی مسائل سکوت اختیار کنیم پس تکلیف چه می شود؟ افراد خاطی جریه تر نمی شوند؟ ایا این پذیرفتن ظلم نیست؟ لطفا راهنمایی فرمایند.

پرسشگر گرامی، با سلام و سپاس از ارتباط شما با این مرکز.
به طور کلی، اگر پشت سر مؤمن مطلبی گفته شود که راست می باشد، اما اگر او مطلع شود، ناراحت می شود و این مطلب هم به قصد تنقیص (اهانت و عیب جویی) گفته شود، غیبت محسوب می شود. (1)
اما در صورتی که امر مهمی در میان باشد (مثل ضایع شدن بیت المال؛ همان طور که مثال زدید) و یا این که انسان بخواهد با کسی مشورت کند و چاره ای جز بیان عیب و خصوصیات فرد غایب را نداشته باشد، غیبت محسوب نمی شود و اشکال ندارد.

پی نوشت:
1. آیت الله خامنه ای، استفتائات پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، واژه "غیبت"، س 536.