با سلام.
جوانی هستم که به شخصه معتقد به دین هستم.
اعتقاد من زیاد است و تمام سعی خودم را در انجام واجبات انجام می دهم.
مثلا در همین ماه رمضان با اینکه 90 درصد اطرافیانم روزه نمی گرفتند من با اینکه از نظر جسمی لاغر هستم تماما روزه ام را گرفته ام و افتخار نیز می کنم و حتی اعتقاد دارم که در هیچ شرایطی روزه ام را ترک نکنم.
حتی اگر ذره ای نان در جلوی پایم ببینم خم می شوم و برش می دارم و...
کاملا و قلبا به خدا، پیامبر، ائمه و روز قیامت اعتقاد دارم و حتی دائما در فکر روز قیامت هستم.
اما تا به حال گناهان زیادی مرتکب شده ام که البته ذکر این نکته که گناهانم از گناهان خیلی از هم سن و سالانم کمتر و سبک تر است خالی از لطف نیست و خیلی گناهان معمول را که اطرافیانم مرتکب می شوند را انجام نداده ام.
اما به خاطر همان گناهانم که انجام داده ام فوق العاده زیاد ناراحتم.
توبه کرده ام، به خودم و خدا قول داده ام و حتی قسم خورده ام که گناه نکنم که کاملا موثر بوده اند و گناهانم را به حد اقل رسانده اند، اما به مقدار فوق العاده کم و حتی انگشت شمار، آن هم خیلی کم، یکی دو مورد از گناهان را خیلی کم مرتکب شده ام، و حالا فکر گناهان از یکطرف و فکر بد قولی ام به خدا و حتی قسمم بیشتر آزارم می دهد، فکرم به هم ریخته است و مدام به همین گناهانم فکر می کنم.
به لطف و بخشش خداوند بزرگ ایمان دارم، اما چون بد قولی کرده ام عذاب می کشم، با اینکه خیلی کم بوده و توبه ام و قولم کاملا موثر بوده، اما الان بیشتر نگرانم تا جایی که کاملا به هم ریخته ام و فکر میکنم دیگر خدا مرا نمیبخشد و من را بنده خود نمیداند.
خواهش می کنم کمک کنبد، آیا خدا من را که هر چه قدر کم زیر قولم زده ام، می بخشد؟! آیا می توانم به بخشش گناهانم امید داشته باشم؟ کمک و راهنمایی ام کنید، چون کمک شما به من امید می دهد...
با تشکر
خدا پشت و پناهتان
پرسشگر گرامی باسلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
اما توجه داشته باشید که انسان نباید هیچگاه گناهان خود را از دیگران کم ببیند یا دیگران را از خود گنهکار تر بداند،چه بسا انسان هایی که گنه می کنند اما توفیق توبه هم پیدا کرده و بخشیده می شوند،یا در ابتدا و جوانی گنهکارند ولی اهل توبه می شود و از رستگاران می شود.
نگرانی شما بی مورد است و نباید فکر کنید که خدا شما را نمی بخشد زیرا:
خداوند در قرآن کریم به پیامبرش می فرماید به بندگان گنهکار نوید بده که: « قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيم؛ (1) بگو: اى بندگان من كه بر خود اسراف و ستم كردهايد! از رحمت خداوند نوميد نشويد كه خدا همه گناهان را مىآمرزد، زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است».
شرط آمرزش گناه را در آیه ای می فرماید: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يُكَفِّرَ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يُدْخِلَكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهار؛ (2) اى كسانى كه ايمان آوردهايد بسوى خدا توبه كنيد، توبهاى خالص اميد است با اين كار پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختانش جارى است وارد كند».
توبۀ نصوح و واقعی را امیرالمؤمنین علی علیه السلام می فرماید چهار شرط دارد: «التّوبة ندم بالقلب، و استغفار باللّسان، و ترك بالجوارح، و إضمار أن لا يعود؛ (3) توبه پشيمانى دل است، طلب آمرزش به زبان، ترك كردن گناه، و تصميم به عدم بازگشت به گناه».
پس توبه کننده اگر قلباً پشیمان شود و تصمیم بگیرد که دیگر گناه را مرتکب نشود،چنین توبه ای پذیرفته شده است چرا که: «وَ هُوَ الَّذي يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ وَ يَعْفُوا عَنِ السَّيِّئات؛ (4) او كسى است كه توبه را از بندگانش مىپذيرد و بديها را مىبخشد».
حال که توبه نمود پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند: «التائب من الذنب کمن لا ذنب له؛ (5) کسي که از گناه توبه کند، مثل کسي است که گناهي نکرده است».
بعد از توبه و بخشش الهی، باید خود را ملتزم به انجام اعمال صالح و خیر نمود تا آثار و گرد و غباری که براثر گناه بر دل و جان انسان نشسته از بین رفته و سیئات به حسنات تبدیل شود،«إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئات؛ (6) حسنات، سيئات و آثار آنها را از بين مىبرند».
لذا فكر خود را بيهوده مشغول نكنيد و به رحمت بي پايان خدا اميدوار باشيد.
توصيه مي كنيم عهد و قسم را آنگونه كه در رساله عمليه مراجع آمده انجام ندهيد؛ بلكه براي خود در قبال عمل نكردن به قول، جريمه اي قرار دهيد كه در حد توان تان باشد و بتوانيد به ان عمل نماييد، تا هم در تصميمتان محكم باشيد و هم در صورت خلاف وعده به عذاب وجدان گرفتار نشويد.
پی نوشت ها:
1. زمر (39) آیه 53.
2. تحریم (66) آیه 8.
3. عبدالواحدبن محمد تميمي آمدي،تصنيف غرر الحکم، ص 194، انتشارات دفتر تبليغات، قم، 1366 ش.
4. شوری (42) آیه 24.
5. علامه مجلسی،بحارالانوار، اسلاميه، تهران، ج 16، ص 75.
6. هود (11) آیه 114.






