سلام وخسته نباشید
دو سوال خدمت شما داشتم لطفا جداب بدهید

1- من در دانشگاه از دختری خوشم آمده است آیا به قصدازدواج واقعی (من نمیخواهم خود را گول بزنم) می توانم مدتی با او آشنا شوم تا اگر عیب بدی از قبیل اعتقادات خیلی ضعیف از او دیدم او را ترک کنم. فرض را بر این بگذارید که واقعا بدون داشتن رابطه نمیشود درباره او فهمید و اینکه من او را چندین ماه است میشناسم ولی چون با او رابطه ای برقرار نکردم نمیتوانم او را بشناسم. فقط لطفا این جواب تکراری را که شناخت دلیل بر رابطه نمیشود را ندهید که کاملا غیر منطقی است. مثل این است که بدون آنکه کت و شلواری را بپوشی دقیقا اندازه تو باشد و آن را بخری. لطفا مرا راهنمایی بفرمایید که رابطه ام درباره چه حرف هایی باشد و محدوده این رابطه چقدر باشد.

لطفا بدون داشتن سابقه ذهنی از سوال اولم سوال دوم را جواب دهید.

2- چگونه دختری را که هر روز می بینی و بسیار زیبا است و تو او را از ته دل دوست داری ولی دختری مناسب برای ازدواج نیست به علت اعتقادات ضعیف از قبیل بی حجابی و دوست پسرهای زیاد از دل بیرون ببری؟؟ نمیدانم چرا مهر او از دلم جدا نمی شود و بلکه کر و کورم کرده است و زندگی را تنها با او شیرین میدانم و فکر میکنم تنها اوست که میتواند همسر من باشد و بقیه دخترها را نمیتوانم حتی نگاه کنم. فکر میکنم لایه اوزون سوراخ شده که او بیفتد زمین!!!

اجر شما با خدا

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
در راستای پاسخ به نامه شما ابتدا یک معیار عمومی در باره انتخاب همسر به شما ارائه می نمایم و سپس به بررسی بعضی از فرازهای نامه ی شما می پردازم و در پایان نیز یک کتاب ارزشمند در این باره به شما معرفی می نمایم و از شما تقاضا دارم که حتما آنرا سطر به سطر بخوانید تا بتوانید تصمیمی عاقلانه برای ازدواجی پایدار و سرشار از صفا و صمیمیت بگیرید.
درباره معیارهای یک ازدواج موفق باید به ادبیات تحقیق در این باره مراجعه کرد ومعیارهای خود ساخته که برخاسته ازدیدگاههای غیر واقعی و احیانا احساسی است، و در ادامه زندگی مشترک همچون حبابی محو خواهد شد، نمی تواند کارایی چندانی در این مورد داشته باشد. واقعیت اینست که هیچ کدام از ما نمی توانیم از همان آغاز زندگی زناشویی تمام پیچ و خم های آن را در سالهای آتی پیش بینی کنیم و آنچه این پیش بینی را دشوارتر می سازد این است که در جامعة کنونی ما متاسفانه غالب افراد بیش از آنکه تشابه فرهنگی، اقتصادی و فکری را برای انتخاب زوج در نظر بگیرند، در پیروی از احساسات و عواطف خود و معیارهای غیر ضروری و خود ساخته که مبتنی بر باورهای غلط است، به دنبال ازدواج می روند. روال تعیین اینکه دو زوج برای ازدواج مناسب هم هستند و یا نه، بدین گونه است که طرفین بعد از آشنایی های ابتدایی که با نظارت خانواده ها در چندین جلسه صورت می گیرد، به یک مشاوری که متخصص در امر مشاورة قبل از ازدواج است مراجعه می نمایند و ایشان با تسلط بر آیتمهایی تعیین کننده ای چون تاریخچة خانوادگی طرفین و خاطرات دوران کودکی آنها و گرفتن تست های کتل و گلاسر و Ass و یاسایر تستهایی که بومی شده برای ایران هستند و نیز همخوانی و همسانی نگرشهای طرفین در مسائل مختلف اجتماعی و باورهای دینی وسیاسی و غیره که در طی چندین جلسه انجام می گیرد نظر خود را راجع به ازدواج آن دو اعلام می کند. بدین صورت که
1- در حدوده پانزده درصد از موارد می گوید: این پسر و دختر علیرغم علاقه ظاهری که به هم دارند در صورت ازدواج با همدیگر؛ دچار مشکل خواهند شد و بعد از اُفت علایق احساسی و عاطفی به هم؛ وارد فاز درگیری های لفظی و احیانا فیزیکی خواهند شد.
2- و در حدود پانزده و بیست درصد از موارد می گوید ایندو با توجه به آیتم های مختلف شخصیتی و خانوادگی و فرهنگی و اجتماعی کاملا به به درد ازدواج با هم می خورند و بعد از ازدواج با مشکل جدی ای برنخواهند خورد.
3- و در حدود شصت هفتاد درصد از موارد می گوید این دو می توانند با هم ازدواج کنند به شرطی که فلان توصیه ها را بطور جدی در زندگی مد نظر داشته و فلان امور را رعایت کنند، مثلا به پسر می گوید شما می توانید با این خانم ازدواج کنید اما ایشان بسیار عاطفی و احساسی هستند و لذا اگر فردا از جنبه عاطفی محرومیتی را به وی تحمیل نمایید ممکن است برسر سفره کس دیگری که از جهت عاطفی او را سیراب می کند بنشیند! و یا مثلا به دختر می گوید دختر خانم ازدواج شما با این آقا پسر بلامانع است اما باید بدانید که او وابستگی زیادی به مادرش دارد لذا باید در این جهت با او مدارا نمایید. لازم به ذکر است مشاورة قبل از ازدواج علی رغم در نظر گرفتن پارامترهای ضروری که تحقیقات بسیاری در سطح جهان بر روی آن ها انجام گرفته فقط در حدود 75% می تواند به پیش بینی موفقیت یک ازدواج حکم نماید. و 25% بقیه مربوط به رعایت مسائلی است که بعد از ازدواج می تواند در غنی سازی زندگی مشترک نقش جدی داشته باشد. که از جمله آنها ارتقاء روابط بین زوجی و غنی سازی ازدواج است که مرکز ما با اندوخته ی علمی ارزشمند خود، همواره در خدمت شما و سایر عزیزان این مرز و بوم کهن و پرافتخار می باشد.
پس پیشنهاد ما به شما این است که از قوای عقلی و نه احساسی و نیز مشاورة قبل از ازدواج برای انتخاب شریک زندگی آینده خود سود جویید؛ یعنی در مرحلة اول آگاهی بیشتری در مورد خود تان بدست آورید بدین معنی که با تدبر در خود دریابید حقیقتا چگونه فردی هستید؟ اهداف، ارزش ها و علایق اساسی و اصلی شما در زندگی چیست؟ و انتظارات اصلی و اساسی شما از زندگی مشترک چیست؟ و در مرحلة بعد به همراه شخصی که قصد ازدواج با او را دارید نزد یک مشاور با تجربه بروید تا وی با راهکارهای پیش گفته، نظر خود را در مورد انتخاب شما اعلام کند و احیانا مشکلات فراروی را با توجه به آیتم های شخصیتی شما و فرد انتخابی؛ به شما تذکر دهد.
و وقتی این مراحل را پشت سرگذاشتید می توانید با طیب خاطر و توکل بر خدای مهربان و با جرات مندی اقدام به پذیرش خواستگارتان نمایید. البته قضیه به همین جا ختم نمی شود و انشاء الله بعد از ازدواج راههای غنی سازی زندگی زناشویی و دستوراتی که اسلام در این زمینه برای بهتر زیستن ارائه نموده در صورت تمایل به عرض خواهد رسید.
و اما بررسی و پاسخ به برخی از فرازهای نامه ی شما:
شما فرموده اید که: « من در دانشگاه از دختری خوشم آمده است آیا به قصد ازدواج واقعی (من نمی خواهم خود را گول بزنم) می توانم مدتی با او آشنا شوم تا اگر عیب بدی از قبیل اعتقادات خیلی ضعیف از او دیدم او را ترک کنم. فرض را بر این بگذارید که واقعا بدون داشتن رابطه نمی شود درباره او فهمید و این که من او را چندین ماه است می شناسم ولی چون با او رابطه ای برقرار نکردم نمی توانم او را بشناسم» در این رابطه باید عرض نمایم که تجارب بسیار مرکز ما نشان می دهد که اینگونه ارتباطات تعریف نشده و خارج از چهارچوب فرهنگی و دینی نه تنها نمی تواند بینشی قابل اعتماد به طرفین برای انتخاب همسر آینده دهد، بلکه در بسیاری از اوقات با ایجاد دلبستگی و وابستگی های بسیار عجیب عقل را از انتخابی درست باز می دارد، و با دخالت شیطان موجب وارد آمدن آسیب های شدید روحی و روانی به دختران و پسران می شود لذا برای انتخاب همسر باید از چهارچوب های معین دینی و فرهنگی سود بجویید.
در قسمت دیگری از نامه خود فرموده اید که: « ولی چون با او رابطه ای برقرار نکردم نمی توانم او را بشناسم. فقط لطفا این جواب تکراری را که شناخت دلیل بر رابطه نمی شود را ندهید که کاملا غیر منطقی است. مثل این است که بدون آنکه کت و شلواری را بپوشی دقیقا اندازه تو باشد و آن را بخری» باید عرض نمایم که مثال شما بسیار دقیق و خوب است منتها روش پرو کردن کت و شلوار باید با توجه به مولفه های دینی ،فرهنگی و داده های روانشناسی و تحت نظارت ناظران که خانواده ها هستند، صورت پذیرد تا آسیبی از این ناحیه متوجه دختر در درجه ی اول و سپس پسر نگردد، زیرا باید انصاف دهید که پدر و مادر یک عمر برای دختر و پسر خود رنج دیده و زحمت کشیده و هزینه های عاطفی و مالی بسیاری را متحمل شده اند پس ندادن حق نظارت به آنها کمال بی انصافی است و از مروت مومن بدور است.
فرموده اید: « چگونه دختری را که هر روز می بینی و بسیار زیبا است و تو او را از ته دل دوست داری ولی دختری مناسب برای ازدواج نیست به علت اعتقادات ضعیف از قبیل بی حجابی و دوست پسرهای زیاد از دل بیرون ببری؟؟ نمی دانم چرا مهر او از دلم جدا نمی شود و بلکه کر و کورم کرده است و زندگی را تنها با او شیرین می دانم و فکر می کنم تنها اوست که می تواند همسر من باشد و بقیه دخترها را نمی توانم حتی نگاه کنم. فکر می کنم لایه اوزون سوراخ شده که او بیفتد زمین!!!» در این مورد بخش باید عرض نمایم که در روانشناسی تکنیک هایی برای نجات افراد از دام عشق و عاشقي وجود دارد که در ذیل به آنها اشاره می شود: البته شرط تاثیر آنها کاربستن دقیق و با پشتکار تمام شما است.

توجه به این نکته در ابتدا بسیار حیاتی است که برخي از روان شناسان در این باره ميگويند که کار کردن با چنین افرادی( افرادی که عاشق کسی شده اند) بسیار سخت است زیرا اين ها مثل آدمهاي «مانيک»هستند؛ مانيکها ازآن حالت «مانياي» خودشان خيلي خوششان ميآيد، و راضی به ترک آن حالت نمی شوند. شما اگربه بيمارستان بیمارانی که اختلالات روانی دارند، برويد، موارد جالبي می بینید. مثلا وقتی به قسمت زنان ميرويد، ميبينيد خانمی که «مانيک»است وميخواند و ميرقصد و بسیار خوش است اما همينکه پرستار را ميبيند که آمپول دستش است و براي مداواي او ميآيد به شما پناه ميبرد و ميگويد مرا از دست آن پرستار که ميخواهد اين حالت را از من بگيرد نجات دهيد، وقتي پرستار آمپول را به او ميزند مثل لاستيکي که پنچر شده باشد بادش ميخوابد و ديگر اصلا از آن حالات خبري نيست، و اين حالت را دوست ندارد و ميخواهد در همان حالت شيدايي بماند و لذّت ببرد. روانشناسان ميگويند: اينهایي که درگير روابط رمانتيک و عاشقانه هستند، مثل افراد مانيک هستند که از مانيا بودن خودشان خيلي لذت ميبرند ولذا انگيزهاي براي خروج از اين حالت ندارند. پس قدم اول و بسیار حیاتی برای حل مشکل شما اینست که در خود اراده ای برای خروج از این حالت آسیب زا ایجاد کنید که توجه دقیق به بحث شناختی قبلی می تواند این انگیزه و اراده را در شما ایجاد کند. به تجربه برای من ثابت شده است که رهایی از این حالت احساسی آسیب زا امکان دارد بشرطیکه خود شخص، تقاضای کمک برای رهایی از این مشکل بنیان برافکن را داشته باشد و بخواهد از این حالت خلاص شود، زیرا در این صورت شخص عاشق، دیگر آن حالت بی رغبتی افراد مانیک برای درمان را ندارد و انگیزه برای درمان و نجات از این حالت ویرانگر در او ایجاد شده و مقداری بینش درونی(insight) نسبت به عاقبت بد ادامة این وضعیّت خود پیدا کرده است. در اين زمينه ما يک سري تکنيکهاي براي کمک به شما ارائه می دهیم.
قدم اول: تکنیک اوّل: «رُمَنس» زدايي؛ در اولیّن قدم باید برای شما روشن شود که، رومنس و عشق عاشقی يک پديدة پیش پا افتاده و روزمرّه است! حال چطور به اين نکته واقف شوید؟ و به این نقطه برساید؟ سعي کنید با تمام جزئيات اين حالات و تجارب رمانتيک خود را که با فلانی داشته ای بنويسید وبعدآنرا با صدای بلند برای خود بخوانيد و گاهي اوقات استفاده از ضبط صوت و آينه براي اين منظور خيلي خوب است يعني در حين اينکه متنی را که نوشته اید، مي خوانيد و یا از ضبط صوت صدای خود را گوش میکنید در آينه نیز خودتان را نگاه کن، حال باید گفت که چرا اين کار را انجام ميدهيم؟ اگر شما رفته باشيد خانة کسي، و در آن خانه يک غذاي لذت بخشي خورده باشيد و خيلي به شما خوش گذشته باشد، بار اوّل که تعريف ميکنيد با لذت تمام آن را تعريف ميکنيد، و دفعة دوّم کمي لذت آن کمتر مي شود و بار سيام و چهلم ديگري لذتي از تعريف کردن آن نمي بريد ويواش يواش رنگ مي بازد، اين همان حالتی است که من درمانگر در پی آن هستم ومي خواهم، شما به آن برسید و ببینید که اين يک حالت یک پديدة روزمرّه است که اگر انسان عنان خود را دست شیطان بدهد هر روز بارها و بارها انسان را بدام آن می اندازد. فکر نکنید که این حالت شیدایی شما يک چيز خیلی ويژه است و آسمان سوراخ شده و فقط یک مورد برایتان پایین افتاده است، همه از اين تجربه ها دارند، امّا آنهايي که ضعیف و «نان اَسِرتيو»هستند، بدام آن مي افتند و افراد«اَسِرتيو» و عزّت مند براحتي از کنار آن ردّ مي شوند. اين نوع مردها يا زنهايي که اين حالت را دارند و رمانتيک هستند مي گويند: اوه خدای من، يک رویداد فوق العاده و بینظیر برای من رخ داده و باید آن را غنییمت شمرده و خوب از آن استفاده کنم. چون آسمان سوراخ شده، و اين مرد يا اين زن براي من از آسمان افتاده!، پس شما باید اين توهم را از ذهن خود بزدائيد و بيرون کنید و تنها راه آن همين است که گفتم. توجّه کنيد که هر چقدر اين عمل زياد تکرار شود، آن حالت عاشقانه ای که دارید، عادي تر می شود و روزمرّهگي بیشتری پيدا مي کند، و اگر شما بتوانيد این حالت خاص خود را به حالت روزمرهگي برسانيد، در «رُمَنس» زدایی ( برطرف کردن حالت عاشقانه) موفق شده ايد، همانگونه که گفته شد، اين تکنیک را «رُمَنس» زدايي مي گويند. یعنی شخص درگير حالتهاي رمنسي و عشقی است و با نصيحت نمي شود او را درست کرد مثلا نمی توان به او گفت: اين کارها بد است وخوبیّت ندارد، او اینها را نمی پذیرد و قبول نمي کند و تازه اگر بپذیرد و قبول کند باز سراغ ماجرای عاشقانه خودش می رود. زیرا دلش درگیر آن است و اینگونه حرفها به عقل و سر مربوط است یعنی عقلیکه در سر است آن را می پذیرد، اما دل کاری به عقل و سر ندارد و کار خودش را می کند و خود مختار است و به خاطر کششي که دارد، دوباره مي رود سراغ عشق و عاشقی و کار خود را انجام ميدهد، پس اين یک تکنيک قشنگ و کاربردی برای اینگونه موارد است و اگر دقيق اجرا شود کارآیی زیادی دارد.
بعد از اجرای این تکنیک به عنوان قدم اوّل که باعث می شود شخص از حالتهای عاشقانة خود سير و اشباع شود، تکنيک بعدي را بعنوان دومیّن گام در جهت درمان او، برمی داریم.
قدم دوم: تکنیک دوّم که باید به عنوان قدم بعدی برداشته شود بزرگ نمایی نکات منفی معشوق است: این تکنیک بايد بعد از اجرای تکنيک اول انجام گیرد به این صورت که شما باید نقطه هاي منفي طرف را هم ببینید و هم بگوييد و بنویسید؛ زيرا بالاخره هر کسي يک نکات مثبت و يک نکات منفي دارد، البته بايد توجه داشته باشيد که ابتدا اوّل بايد تکنيک اوّل را انجام دهيد تا ابرهاي عشق به کناري رود تا شخص بتواند نکات منفي طرف را هم ببيند. زيرا اگر از همان اوّل که عشق او شديد است ، به او بگوييد نکات منفيمعشوقت را هم بگو، بی درنگ خواهد گفت: يار من در حسن وجمال وکمال و رفتار بينظير است و تمامش حسن است و اصلاً عیبی ندارد که من آنرا به شما بگویم! امّا وقتي بوسيلة تکنيک اوّل اندکي ابرهاي توهم کنار رود، شخص ميتواند نکات منفي طرف را هم ببيند و بگويد. در تکنيک اوّل شخص معشوق خود را تماماً گل ميبيند ومن به عنوان درمانگر با تکنيک اوّل او را وادار ميکنم تا اين گل را آن قدر ببويد که ديگر بويش براي او عادي شود و آنگاه در تکنيک دوّم مي آيم و به خارها مي پردازم و به او مي گويم که قشنگ با تمام جزئيات فکر کن و هر شب دو مورد از آن خارها و نکات منفي طرف را با جزئيات ريز بنويس و با صداي بلند بخوان و بخواب. بايد اين کار قبل از خواب انجام شود. چون اگر روانشناسي «هيلگارد» را خوانده باشيد می دانید که آدمها وقتي يک چيز را قبل از خواب ياد مي گيرند وسپس به خواب مي روند انبار گرداني مغزي مي شود و ذهن شروع مي کند به سازمان دادن لذا بايد این کار، درست قبل از خواب اتفاق بيافتد.
قدم سوم: تکنیک سوّم به رخ کشیدن است: وقتي تکنیک دوّم هم به خوبی انجام شد و شما تمام خارها و معایب معشوق خود را هم دیدید و لمس کرید، مي توانيد به عنوان قدم سوم روي اين تفسير کار کنيد که: خّوب آيا اين همان کسی است که تو با اين قدرت داري رويش سرمايه گذاري مي کني و تمام هستيات، رابطة خانوادگی ات، و سرنوشت تحصیلی ات و آبرويت را روي آن گذاشتهای! (البته بحث شناختی که در ابتدای پاسخ ذکر شد برای این مرحله نیز مفید می باشد). آقای پرفسور بک مثلثي در این زمينة دارد به این صورت که یک راس آن s یک راس آن i و یک راس آن g است مثلاً آن عشق و علاقه ای که تو با این آدم داری چقدر s است، یعنی چقدر استحکام پایایی دارد، زيرا عشقهاي رنگي گذرا هستند و با آمدن رنگ برتر همچون حبابی از بین می روند بدین معنی که به همان دلیلی که به معشوق اول دل سپرده بودیم به معشوق زیباتر تر از معشوق اول دل می سپریم و از معشوق اوّل دست بر می داریم این طبیعت انسان است که شیطان نیز بخوبی از آن آگاه است و برای کشاندن انسان بدنبال خود با مهارت خاصّی از آن استفاده می کند و چقدرI است يعني چقدر از اين مُحَسناتي که برای معشوقت برشمردی، جزو خصوصيات ذاتي اين خانم است. و به شرايط ربطي ندارد و طرف فيلم بازي نمي کند و چقدرG است يعني اين حالت تا چه حدّ مي تواند فراگیر باشد و تمام زندگي تو را تحت تأثير خود قرار دهد و آن را از هم بپاشاند و اگر دست برداري تا چه حدّ زندگي تو متحّول مي شود و رو به بهبود مي رود، تمام اينها را بايد با جزئيترين وجوه براي خودتان تشريح کنيد. مثلا با خود بگویید: اگر دست از این عشق بکشید کلّ زندگي شما چگونه مي شود و اگر نکشيد چطور می شود و اگر هردم دنبال یکی که از قبلی خوشگل تر است راه بیافتی و بروی چه می شود و کارت به کجا می کشد. يعني «گلوباليني» زندگي تان را در هر دو صورت به طور دقيق با هم مقايسه کنيد و روی نتایج آن تفکر نمایید. کار کردن با این مثلث این خوبی را دارد که وقتی مثلا s مثلث در نظرتان خُرد می شود و می فهمید که اين عشق یک چیز گذرا و ناپایدار است، ویا i آن ویا g آن خرد می شود و اينها همه ارزش زدايي از حالت هاي «رمنس» و عشق و عاشقی است. يعني زدودن حالت هاي رمانتيک است.
البته در صورتی که در گیری ذهنی و قلبی شما با ایشان شدید است، پیشنهاد ما این است که این تکنیک ها را زیر نظر یک مشاور و یا روان درمانگر با تجربه پی گیری نمایید.
عشق هرگز کافی نیست/ تالیف پرفسور آرون تی بک/ ترجمه مهدی قراچه داغی/ انتشارات ذهن آویز.