سلام
يك سال بود با مردي متاهل اشنا شدم ورفته رفته با حرفهاي كه بين ما رد و بدل ميشد عاشق شدم-بعد از مدتي كوتاه به خاطر عشقي كه به او داشتم نگران زندگي وزن وبچه او شدم براي همين تصميم گرفتم كه به هر طريقي از او جدا شوم- تا كانون زندگي اومتلاشي نشه-به همسرش حسادت نداشتم وتمام تلاشم براي مستحكم كردن زندگيش بود -بابيچارگي تمام با زجر وزحمت ازش طوري جدا شدم كه يه دوستي بدون علاقه به وجود بياد و روابط كاري بشه تا كم كم همه چيز تموم بشه-برام جدايي خيلي سخت بود-تا اينكه همين اواخر خانمش موضوع رو فهميد و بد جوري مورد ازش بد شنيدم-منو كامل مقصر ميدونه و حاضر به بخشيدن نيست-وفكر ميكنه من بد كاره هستم-اقا هم فسم خورده كه ديگه با من هيچ ارتباطي نداشته باشه-حالا من وضعيتم خيلي بدتر از قبله- تمام شب وروزم گريه است-از نظز من مقصر اصلي مرد بود كه منو خام كرد وتا حد برطرف شدن نياز عاطفيش ازم بهره برد-حالا اونا منو مقصر ميدونن -و منو محكوم ميكنن-و زماني هم كه صحبتهاي ما زياد عاشقانه وعاطفي شده بود قبلش يه صيقه محمريت داشتيم-
پرسشگر گرامی باسلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
وضعیت شما را از جهت مجرد یا متأهل، و یا مطلقه بودن نمی دانیم تا پاسخ را جزئی و دقیق تر بدهیم. از این رو به پاسخ کلی بسنده کردیم پس اگر ابهامی وجود داشت یا پرسش دیگری دارید روشن تر بیان کنید تا پاسخ واضح تر دریافت کنید.
به چند نکته توجه کنید:
1- شیطان سوگند یاد کرده تا زنده است ،هرگز از دشمنی با انسان و وسوسه کردن و تحریک و ترغیب نمودن او به گناه کوتاه نیاید و عقبنشینی نکند،بلکه پیوسته برای گمراهی و سیه روزی انسان طرح و نقشه میکشد تا از هر راهی و به وسیلة هر گناهی شد، انسان را از سعادت و خوشبختی و محور بندگی خدا دور کند. از این رو انسان - این موجودی که هم عقل و فطرت دارد و هم قدرت اختیار و تشخیص و انتخابگری راه درست از نا درست را خدا به او داده، باید خیلی مواظب و مراقب باشد تا فریب شیطان را نخورد .
2- با توجه به نکته اول هیچ انسان صاحب اراده و اختیار، و عقل و اندیشه ای نمی تواند گناه عمل خود را به گردن دیگری بگذارد یا بگوید او مقصر اصلی است و من بی تقصیر ووو ... چرا؟ چون او نه بچه نا بالغ بوده که از جهت عقلی و فکری نفهمد که دارد چکار می کند و نه قدرت اراده و اختیار و انتخاب درست از نادست از او سلب شده بود تا نتواند گزینش مناسبی داشته باشد. ولی این نکته نیز مسلم است که گناه هر کسی که دعوت کننده به گناه بوده و مقدمات آن را فراهم ساخته و قدم اول را برداشته بیشتر و زیاد تر از دیگران است.
3- خداوند با آن که از یک سو چراغ عقل و فطرت را در درون انسان روشن و شعله ور نگه داشته. و ازسویی دیگر پیامبران، و مجموعه وحی و کتاب های آسمانی، امامان معصوم و رهبران دینی را برای هدایت انسان و مبارزه با وسوسه گران درونی و بیرونی قرار داده است تا انسان از آن ها بهره ببرد. ولی با این وصف چون می داند بندگانش گاهی به هر دلیلی راهی را بر می گزیند که هم بر خلاف دستور خدا و راهنمایی های دلسوزانه و مشفقانه حضرتش است و هم بر ضد مصالح و منافع خود می باشد، راه دیگری را به روی انسان گشوده است که اگر جنود و لشکر وسوسه گر شیطان بر او پیروز شدند و او را به گناه یا بیراهه و مقدمات گناه کشاندند، دوباره به صراط مستقیم باز گردد و هیچ گاه و در هیچ شرایطی، در زندگی ناامید و مأیوس نشود و آن راه «توبه» است.
پس ای عزیز گرامی که به توفیق خداوند از دام و کید شیطان رهایی یافته ای و پیش از آن که به رسوایی بزرگتری گرفتار شوی، خداوند با دست قدرت مند و نوازشگر خود دستت را گرفته است ، از این پس راه تقوا و پرهیزگاری و مراقبت و مواظبت از خود و هوای نفس خویش را در پیش بگیر و حرف های مردم یا همسرش را کفاره عمل خود به حساب آور شاید خداوند خواسته شما را مورد لطف و محبت خود قرار دهد و از این طریق گناهانت را محو و پاک کند تا در قیامت وقتی در حضور همه انسان های اولین و آخرین قرار می گیرید ، آبرو و حیثیت شما محفوظ بماند. برای کسب آبرو از گناه پرهیز کن و به انجام واجبات به خصوص نماز اول وقت پایبند باش که خداوند راه بندگی و تقوا را ، راه کسب آبرو و «محبوبیت» در پیش خود و میان مردم قرار داده است. (1)
پی نوشت :
1. مریم ( 19) ، آیه 96.






