چه دلیلی وجودداردکه قران تغیرناپزیراست مپلانمیتوان جای اسماعیل که قراربود قربانی شود اسحاق نوشت یعنی واقعانمی شه تغییرش داد
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با مركز ملي پاسخگويي به سوالات ديني
قرآن کریم معجزة جاویدان، و سند رسالت نبی خاتم حضرت محمد(ص) است. این کتاب آسمانی ویژگیها و امتیازاتی دارد، از جمله این که از آغاز نزول تا کنون از تحریف مصون مانده و قرآن فعلی دقیقاً و بدون کم و زیاد همان قرآنی است که بر پیامبر اکرم(ص) نازل شده، حتی کلمه و حرفی از آن کم و زیاد نگردیده ، چرا که حافظ و پاسدار قرآن، خدای قادر و توانا است.
خداوند فرمود: «إنّا نحن نزّلنا الذکر و إنّا له لحافظون؛ (1) ما قرآن را نازل کردیم و ما خود نگهدار آن خواهیم بود».
در این آیه خدا خویشتن را ضامن نگهداری قرآن معرفی کرده است. از این جا معلوم میشود که اگر جن و انس و تمام قدرتها بر ایجاد خلل در قرآن متحد شوند، هیچ کاری از پیش نخواهند برد. از این رو خدا فرمود: «در قرآن هیچ گونه خللی از هیچ جهت وارد نمیشود، و از جانب خداوند فرزانه و ستوده نازل گشته است». (2)
بنابراین با توجه به این وعده الهی، تحریف قرآن را ناممکن می دانیم.
اما اینکه تاکنون چنین چیزی صورت گرفته باشد ، دلایل متعددی بر عدم تحریف قرآن وجود دارد.
برخی از دلایل عدم تحریف قرآن:
1ـ عقل انسان حکم میکند که احتمال هر گونه تغییر و تبدیل از قرآن کریم به دور است، زیرا قرآن کتابی است که از روز اوّل مورد عنایت و اهتمام مسلمانان بوده . قرآن برای مسلمانان همه چیز بوده است: قانون اساسی، دستور عمل زندگی، برنامه حکومت، کتاب مقدس آسمانی و رمز عبادت و بندگی.
با دقت در این موضوع روشن میشود که اصولاً کم و زیاد در آن امکان نداشته است.
قران کتابی بود که مسلمانانِ نخستین همواره در نمازها، در مسجد، در خانه، در میدان جنگ، به هنگام رو به رو شدن با دشمنان و به عنوان استدلال بر حقانیت مکتب از آن استفاده میکردند.
از تواریخ اسلامی استفاده میشود که تعلیم قرآن را مِهر زنان قرار میدادند. اصولاً تنها کتابی که در همه محافل مطرح بوده و هر کودکی را از آغاز عمر با آن آشنا میکردند و هر کس میخواست درسی از اسلام بخواند، آن را به او تعلیم میدادند، قرآن مجید بود.
آیا با چنین وضعی کسی احتمال میدهد که دگرگونی در این کتاب آسمانی رخ دهد؟ به خصوص با توجه به این که قرآن؛ به صورت یک مجموع با همین شکل فعلی در عصر خود پیامبر جمع آوری شده بود، (3) و مسلمانان سخت به یادگرفتن و حفظ آن اهمیت میدادند. اصولاً شخصیت افراد در آن عصر تا حد زیادی به این شناخته میشد که چه اندازه از آیات را حفظ کرده بودند. شمار حافظان قرآن به اندازه ای زیاد بود که در تواریخ میخوانیم در یکی از جنگها که زمان ابوبکر واقع شد، چهارصد نفر از قاریان قرآن به قتل رسیدند.
در داستان "بئر معونه" (یکی از آبادیهای نزدیک مدینه) و جنگی که در آن منطقه در زمان حیات پیامبر (ص) اتفاق افتاد میخوانیم که: جمع کثیری از قاریان در حدود هفتاد نفر شربت شهادت نوشیدند.
از این مطالب روشن میشود که حافظان و قاریان و معلّمان قرآن آن قدر زیاد بودند که تنها در یک میدان جنگ این تعداد شربت شهادت نوشیدند.
باید چنین باشد، چرا که گفتیم قرآن فقط قانون اساسی برای مسلمانان نبود، بلکه همه چیز آنها را تشکیل میداد، مخصوصاً در آغاز اسلام که هیچ کتابی جز آن نداشتند و تلاوت و قرائت و حفظ و تعلیم و تعلّم مخصوص قرآن بود.
قرآن یک کتاب متروک در گوشة خانه و یا مسجد که گرد و غبار فراموشی روی آن نشسته باشد نبود تا کسی از آن کم کند یا بر آن بیفزاید.
حفظ قرآن به عنوان یک سنت و عبادت بزرگ همیشه در میان مسلمانان بوده و هست، حتی پس از آن که قرآن به صورت کتاب تکثیر شد و در همه جا پخش گردید . حتی بعد از پیدا شدن صنعت چاپ که سبب شد این کتاب به عنوان پر نسخهترین کتاب در کشورهای اسلامی چاپ و نشر گردد، باز مسئله حفظ قرآن به عنوان یک سنت دیرینه و افتخار بزرگ، موقعیت خود را حفظ کرد، به طوری که در هر شهر و دیار همیشه جمعی حافظ قرآن بوده و هستند. اکنون در بعضی کشورهای اسلامی مدرسه هایی وجود دارد که برنامه شاگردان آن در درجة اوّ ل حفظ قرآن است. اکنون در کشور پاکستان بیش از یک میلیون و نیم حافظ قرآن وجود دارد. سنت حفظ قرآن از عصر پیامبر (ص) و به دستور و تأکید آن حضرت در تمام قرون ادامه داشته است. هم چنین سنت قرائت قرآن در شبها و روزهای متعدد و ثواب بسیاری که بر قرائت ذکر شده . آیا با چنین وضعی هیچ گونه احتمالی در مورد تحریف قرآن امکان پذیر است؟! مسلّماً نه.
2ـ علاوه بر همة این مسأله نویسندگان وحی است، یعنی کسانی که بعد از نزول آیات بر پیامبر، آن را یادداشت میکردند که شمار آنها را از چهارده تا چهل و سه نفر نوشته اند.
ابوعبدالله زنجانی در کتاب «تاریخ قرآن» میگوید: «پیامبر نویسندگان متعددی داشت که وحی را یادداشت میکردند و آنها چهل و سه نفر بودند که از همه مشهورتر خلفای چهارگانة نخستین بودند، ولی بیش از همه «زیدبن ثابت» و امیر مؤمنان علی بن ابی طالب(ع) ملازم پیامبر در این رابطه بودند». (4)
البته همه کاتبان وحی، همه آیات را نمینوشتند، بلکه در مجموع آیات را مینوشتند.
کتابی که این همه نویسنده داشته، چگونه ممکن است دست تحریف کنندگان به سوی آن دراز شود؟
3ـ دعوت همة پیشوایان اسلام به قرآن موجود:
بررسی کلمات پیشوایان بزرگ اسلام نشان میدهد که از آغاز اسلام، همه یک زبان مردم را به تلاوت و عمل به قرآن موجود دعوت میکردند، و این نشان میدهد که کتاب آسمانی به صورت یک مجموعة دست نخورده در همة قرون، از جمله قرون نخستین اسلام بوده است.
مولای متقیان علی(ع) بعد از رسیدن به خلافت هیچ گونه اشاره ای به کم یا زیاد شدن قرآن نفرمود. نه تنها این کار را نکرد،بلکه بارها مردم را به عمل و چنگ زدن به قرآن موجود دعوت نمود. اگر کم و زیادی در قرآن پیش آمده بود، مسلّماً حضرت قرآن اصلی را بر مردم عرضه مینمود. حضرت فرمود: «کتاب خدا میان شما است. سخنگویی است که هرگز زبانش به کندی نمیگراید، و خانه ای است که هیچ گاه ستون هایش فرو نمیریزد. وسیلة عزت است، چنان که یارانش هرگز مغلوب نمیشود». (5)
نیز فرمود: «کتاب خدا نوری است خاموش نشدنی و چراغ پرفروغی است که به تاریکی نمیگراید». (6)
اگر دست تحریف به دامن این کتاب آسمانی دراز شده بود، امکان نداشت امام علی(ع) این گونه به آن دعوت کند و به عنوان چراغی که به خاموشی نمیگراید، معرفی کند. مانند این تعبیرها در سخنان علی(ع) و سایر پیشوایان دین، گواه و دلیل روشنی است بر عدم تحریف قرآن کریم.
4ـ اصولاً پس از قبول خاتمیت پیامبر (ص) و این که اسلام آخرین آیین الهی است، و رسالت قرآن تا پایان جهان برقرار خواهد بود، چگونه میتوان باور کرد که خدا این یگانه سند اسلام و پیامبر خاتم را پاسداری نکند؟ آیا تحریف قرآن با جاودانگی اسلام طی هزاران سال و تا پایان جهان مفهومی میتواند داشته باشد؟! (7)
چون یکی از دلایل تجدید نبوت ها، تحریف کتاب آسمانی بوده و اگر این تحریف در قرآن صورت گرفته بود، باید پیامبری از طرف خداوند برای اصلاح میآمد، در حالی پیامبر ، خاتم پیامبران شناخته شده و خود نیز آن را بیان کرده است.
با توجه به این دلایل و دلایل فراوان دیگر که در کتاب هایی که در زمینه عدم تحریف قرآن نوشته شده و لا به لای کتابهای دیگر موجود است،(8) علما و دانشمندان و مفسران اسلامی، با قاطعیت تمام، مسئلة تحریف قرآن را ردّ کرده و معتقد شده اند که قرآن مجید به هیچ وجه تحریف نشده و تحریف نخواهد شد، زیرا امکان تحریف دراین کتاب آسمانی راه ندارد.
مرحوم علامه طباطبایی میفرماید: «یکی از ضروریات تاریخ اسلام این معنا است که تقریباً در 14 قرن قبل، پیغمبر از نژاد عرب به نام محمد (ص) مبعوث به نبوت شده و ادعای نبوت کرده است، نیز کتابی آورده که آن را به نام قرآن نامیده، و در طول حیاتش مردم را به آن شریعت دعوت میکرده؛ نیز از مسلّمات تاریخ است که آن جناب با همین قرآن تحدّی کرده و آن را معجزة نبوت خود خوانده، نیز هیچ حرفی نیست در این که قرآن موجود در این عصر همان قرآنی است که او آورده و برای بیشتر مردم معاصر خودش قرائت کرده است». (9)
امام خمینی(ره) میفرماید: «هر کس از اهتمام مسلمانان به جمع آوری قرآن و حفظ و ضبط قرائت و کتابت آن با خبر باشد، به سستی و بطلان پندار تحریف پی میبرد، اخباری که اهل تحریف به آن تمسک جسته اند، چنان ضعیف است که نمیتوان بدان استدلال نمود و یا اخباری جعلی بوده که نشانههای جعل از سر و روی آن میبارد، و یا مفهوم آن به قدری بیگانه و دور از واقعیت است که نمیتوان به آن اعتنا کرد». (10)
تحریف قرآن به معنای افزودن چیزی بر قرآن، میان مسلمانان هیج قائلی ندارد، (11) اما تحریف به نقیصه یعنی کاستن از آیات، تنها برخی از علما بدان معتقد بودند. این را هم علمای شیعه و سنی جواب قاطع داده اند، تا جایی که مرحوم شیخ صدوق عقیده بر مصونیت قرآن از تحریف را از اصول شیعه دانسته و میفرماید:«اعتقاد ما این است: قرآنی که خداوند بر پیامبرش حضرت محمد(ص) نازل فرمود، همان است که در یک مجلد و در دسترس همة مردم قرار دارد و هرگز بیش از آن نبوده، هر کس به ما نسبت دهد که ما میگوییم قرآن بیش از این است، مسلّماً دروغگو میباشد».(12)
دربارة عدم تحریف قرآن کتاب فراوان نوشته شده که به چند نمونه اشاره میشود:
1ـ قرآن هرگز تحریف نشده، تألیف آیت الله استاد حسنزاده آملی؛
2ـ افسانة تحریف قرآن، رسول جعفریان؛
3ـ قرآنشناسی، آیت الله مصباح یزدی؛
4ـ مصونیت قرآن از تحریف، آیت الله معرفت.
پینوشتها:
1. حجر (7) آیة 9.
2. فصلت (41) آیة 42.
3. ر.ک: تفسیر نمونه، ج1، ص 8 - 10؛ قرآن هرگز تحریف نشده، آیت الله حسن زاده، آملی ص 28.
4. ابوعبدالله زنجانی، تاریخ قرآن، ص 24.
5. نهج البلاغه (فیض الاسلام)، ص 403، خطبة.
6. همان، ص 632،خطبة 189.
7. تفسیر نمونه، ج 11، ص 21 - 26.
8. قرآن هرگز تحریف شده؛ آیت الله خویی، بیان، ج 1، ص 305.
9. علامه طباطبایی، تفسیر المیزان (ترجمه) ج 12، ص 150.
10. محمد هادی معرفت، مصونیت قرآن از تحریف، ص 69 (حاشیه حضرت امام بر کفایه الاصول، بحث حجت ظواهر).
11. آیت الله جوادی آملی، تسنیم، ج1، ص 99.
12. باب حادی عشر (اعتقادات صدوق)، ص 93.






