با سلام
در كدام آيه قرآن بعداز توضيحاتي در مورد معاد و روح و دنياي آخرت ، فرموده كه بيشتر از اين براي دانستن جلوتر نرويد كه جوابي نخواهيد يافت و امكان دارد كه گمراه شويد
پرسشگر گرامي، با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
در خصوص آنچه در سؤال آمده ما آیه ای نیافتیم. اما درباره زمان وقوع قیامت در یکی از آیات آمده که :
« يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلاَّ هُوَ ثَقُلَتْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لا تَأْتيكُمْ إِلاَّ بَغْتَةً يَسْئَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ اللَّهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ؛ (1) درباره قيامت از تو سؤال مىكنند، كى فرامىرسد؟! بگو: «علمش فقط نزد پروردگار من است و هيچ كس جز او (نمىتواند) وقت آن را آشكار سازد (اما قيام قيامت، حتى) در آسمانها و زمين، سنگين (و بسيار پر اهميت) است و جز بطور ناگهانى، به سراغ شما نمىآيد!» (باز) از تو سؤال مىكنند، چنان كه گويى تو از زمان وقوع آن با خبرى! بگو: «علمش تنها نزد خداست. ولى بيشتر مردم نمىدانند».
در آيات قبل اشاره به مساله قيامت و لزوم آمادگى براى چنين روزى شده بود، طبعا به دنبال چنين بحثى اين سؤال براى بسيارى از مردم پيش مىآيد كه قيامت كى بر پا خواهد شد، لذا قرآن مىگويد اى پيامبر! در پاسخ اين سؤال صريحا بگو اين علم تنها نزد پروردگار من است، و هيچكس جز او نمىتواند وقت آن را آشكار سازد.
در یکی دیگر از آیات نیز درباره سؤالات بی جا آمده که :
« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ وَ إِنْ تَسْئَلُوا عَنْها حينَ يُنَزَّلُ الْقُرْآنُ تُبْدَ لَكُمْ عَفَا اللَّهُ عَنْها وَ اللَّهُ غَفُورٌ حَليمٌ؛ (2) اى كسانى كه ايمان آوردهايد! از چيزهايى نپرسيد كه اگر براى شما آشكار گردد، شما را ناراحت مىكند! و اگر به هنگام نزول قرآن، از آنها سؤال كنيد، براى شما آشكار مىشود خداوند آنها را بخشيده (و ناديده گرفته) است. و خداوند، آمرزنده و بردبار است».
شكي نيست كه سؤال كردن كليد فهم حقائق است، و به همين دليل كسانى كه كمتر مىپرسند كمتر مىدانند، و در آيات و روايات اسلامى نيز به مسلمانان دستور اكيد داده شده است كه هر چه را نمىدانند بپرسند. چنانكه خداوند متعال در يكي از آيات مي فرمايد: « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُون؛ (3) اگر نمىدانيد، از آگاهان بپرسيد».
ولى ، اين اصل اساسى تعليم و تربيت، استثنايى نيز دارد و آن اينكه گاهى پارهاى از مسائل، پنهان بودنش براى حفظ نظام اجتماع و تأمين مصالح افراد، بهتر است.
در اينگونه موارد جستجوها و پرسشهاى پى در پى، براى پرده برداشتن، از روى واقعيت، نه تنها فضيلتى نيست. بلكه مذموم و ناپسند نيز مىباشد، مثلا اغلب پزشكان، صلاح مىدانند كه بيماريهاى سخت و وحشتناك را از شخص بيمار مكتوم دارند، گاهى تنها اطرافيان را در جريان مىگذارند، با اين قيد كه از بيمار پنهان دارند، زيرا تجربه نشان داده، بيشتر مردم اگر از عمق بيمارى خود آگاه شوند گرفتار وحشتى مىگردند كه اگر كشنده نباشد لا اقل بهبودى را به تأخير مىاندازد.
و يا اينكه بسيارى از نقشهها و طرحهاى مبارزات اجتماعى بايد تا هنگام عمل مكتوم باشد و اصرار در افشاى آنها ضربهاى بر موفقيت و پيروزى اجتماع است.
اينها و امثال آن مواردى است كه سؤال كردن در آن صحيح نيست و رهبران تا در فشار زياد قرار نگيرند، نبايد آنها را پاسخ گويند. (4)
قرآن در آيه فوق به اين موضوع اشاره كرده و صريحا مىفرمايد: «اى كسانى كه ايمان آوردهايد از امورى كه افشاى آنها باعث ناراحتى و دردسر شما مىشود پرسش نكنيد» «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ»
همچنین حدیثی که تا حدودی می تواند با سؤال شما مرتبط باشد حدیثی از رسول خدا (ص) است که انسان ها را از تفکر در ذات خدا نهی نموده و فرموده که در آثار و مخلوقات خدا تفکر نمائید. ولی در ذات خدا تفکر نکنید. چنانکه فرموده: « تَفَكَّرُوا فِي خَلْقِ اللَّهِ وَ لَا تَفَكَّرُوا فِي اللَّه». (5)
همچنین در حدیثی از امام صادق (ع) نقل شده که: « إِيَّاكُمْ وَ التَّفَكُّرَ فِي اللَّهِ فَإِنَّ التَّفَكُّرَ فِي اللَّهِ لَا يَزِيدُ إِلَّا تَيْهاً؛ (6) از انديشيدن در باره ذات خداوند بر حذر باشيد كه انديشيدن در آن باره چيزى جز سرگردانى نمىافزايد».
و لذا توصیه شده که درباره آثار و صفات خداوند متعال که با سیر در آفاق و نفوس انسانی قابل درک است تفکر نمائیم؛ ولی درباره ذات خداوند متعال تفکر نکنیم.
پی نوشت ها:
1. أعراف(7) آیه 187.
2. مائده(5) آیه101.
3. نحل(16) آيه 43.
4. آيت الله مكارم شيرازى ، تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامية، چاپ اول، سال 1374، ج5، ص 97.
5. علامه مجلسي، بحارالانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء ، سال 1404 هـ ق، ج54، ص 348.
6. شيخ صدوق، أمالي ، بيروت، اعلمي، 1400ق، ص 417.






