با سلام
چندی پیش به یک برنامه تلویزیونی اهل سنت با موضوع شفاعت نگاه میکردم.بیننده شیعه ای با برنامه تماس گرفت و بعد از گفتن نظراتش اشاره کرد که ما برای فهم بهتر آیات قرآن به نظر ائمه اطهار رجوع کرده و از ایشان کمک میگیریم.
مجری برنامه در جواب گفت: آیات قرآن واضح و روشن است ونیاز به تفسیر و توضیح ندارد.بعد بعنوان مثال چند آیه بسیار واضح رو تلاوت کرد که نیازی به توضیح نداشتند و هرکسی متوجه منظور آیه میشد.
من که حرف مجری رو قبول نداشتم ولی برام این سوال پیش اومد که آیا اهل سنت مثل ما شیعیان کتب تفسیر قرآن ندارند؟ و اصلا کسانی بعنوان مفسر قرآن در بینشون هست؟
با تشکر از شما
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در رد ادعای این فرد مبنی بر این که نیاز به تفسیر و مفسر نداریم ، می گوییم:
شکی نیست که قرآن نور و هدايت و عربي آشکار و هدايتگر است و کتاب معما نيست که از فهم آن عاجز باشيم و بيان آن به عهده معما شناسان واگذار شده باشد. قران کتابی است که برای فهم و یادآوری آسان شده و همگان می توانند با مراجعه بدان از پیام های هدایتی اش نور بگیرند و راه نجات را بیابند.
با اين وجود به چند دليل عموم مردم از فهم همه معاني قرآن ناتوانند و از بدفهمی مفاهیم آن در امان نیستند و براي فهم کامل مفاهيم آن و تصحیح فهمشان به تفسير کنندگان خدایی محتاجند:
1. مفاهيم قران از عمق و ژرفاي بي نهايت برخوردار است ،همچنان که اوج بي نهايت نيز دارد . عموم مردم گرچه به هنگام مراجعه به قرآن از سفره گسترده آن طعام هايي ارزشمند بر مي گيرند ولي درک و فهمشان از رسيدن به اوج و ژرفاي قرآن عاجز است . بايد غواصان ماهر را به مدد بطلبند و به کمک آنان مرواريد ها را شکار کنند.
2.قرآن به زبان قوم و مردم نازل شده و براي بيان مفاهيم متعالي، راهي جز به کار گيري همين الفاظي که براي مفاهيم محسوس وضع شده اند، نداشته ،پس به ناچار براي بيان بسياري از مفاهيم چاره نبوده جز اين که همين الفاظ را با کنايه و قرينه در آن معاني برتر از حس به کار گيرد. ما انسان هاي مانوس با معاني حسي، وقتي آن آيات را تلاوت مي کنيم، معاني محسوس به ذهنمان مي آيد. معلمان حقیقی قرآن ما را در جهت درک معنای واقعی این آیات کمک کرده و از درافتادن به وادی حس گرایی باز می دارند.
3. انسان ها از لحاظ سطح درک، آگاهي، انگيزه و ... اختلاف دارند و آگاهانه يا ناآگاهانه گرفتار اختلاف برداشت و بد فهمي و اشتباه مي شوند و اين اختلاف و بدفهمي و اشتباه ها کم کم عميق مي شود و با گذشت مدت کوتاهي کتابي که براي رفع اختلاف آمده، خود منشإ و منبع اختلاف مي گردد.
براي اين که ما از بدفهمي ها و نافهمي ها و اختلاف برداشت ها در امان باشيم ،بايد معلمان قران يعني ابتدا پيامبر و بعد از ايشان جانشينان ایشان يعني امامان معصوم که از جانب خدا تعليم يافته اند، اين آيات را براي ما بيان کنند.
لزوم مفسر معصوم و تضمین شده در کنار قرآن برای تعلیم و تبیین آیات آن را خود قرآن به صراحت اعلام کرده است. به آيات زير توجه کنيد:
«وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ اَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللّهِ وَ فيكُمْ رَسُولُهُ». (2)
چگونه كفر مىورزيد و حال آن كه آيات خدا بر شما تلاوت مىشود و رسول خدا در بين شماست».
در اين آيه دو عامل براى هدايت مردم وحفظ آنان از گمراهى معرفى شده است:
يكى آيات كتاب خدا كه بر مردم تلاوت مىشود و دوم رسول خدا كه در بين آنها ست و مضمون وحى را تبيين مىكند. از ظهور كلام فهميده مىشود كه كتاب خدا بدون ضميمه شدن تفسير پيامبر، به تنهايى براى در امان نگه داشتن آنها از كفر، كافى نيست زيرا ممكن است مضمون وحى را درست نفهمند و آن را بد تفسير كنند و گمراه شوند.
«اَنْزَلْنا اِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبيِّنَ لِلنّاسِ مُا نُزِّلَ اِلَيْهِمْ». (3)
در اين آيه به صراحت وظيفه رسول خدا تبيين و تفسير قرآن معرفى شده است.
در آيات متعددى رسول خدا، معلم كتاب معرفى شده است:
«اَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلوْ عَلَيْكُمْ اياتِنا وَ يُزَكّيكُمُ وُ يُعَلِّمُكُمْ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ». (4)
در ميان شما فرستادهاى از خودتان روانه كرديم كه آيات ما را بر شما مىخواند و تعليم مي دهد و شما را پاك مىگرداند».
«رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ اياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكّيهِمْ». (5)
«پروردگارا در ميان آنان فرستادهاى از خودشان برانگيز تا آيات تو را بر آنان بخواند وكتاب و حكمت بدانان بياموزد و پاكشان گرداند».
معلوم است كه منظور از تعليم كتاب، آموزش خواندن آن نبوده است زيرا آنان عرب بودند وهم معانى ظاهرى الفاظ قرآن را مىفهميدند و قرآن هم ابتدا نوشته نبود تا لازم باشد آن را بخوانند و هم باسوادهاى آنان مىتوانستند نوشتههاى قرآن را تلاوت كنند و تعليم خواندن ونوشتن به بى سوادهاى آنان هم، تعليم قرآن نبود. بلكه تعليم خواندن و نوشتن عربي بود پس منظور از تعليم كتاب يعنى تبيين مضامين و پيامهاى قرآن و تفسير آيات آن.
از آنجا كه رسول خدا درمدت كوتاه دوران رسالت فرصت نيافت همه آيات را تبيين وتفسير كند و اگر بعد از ايشان مفسرانى معصوم و عالم معرفى نمىشدند، دوباره در تفسير آيات قرآن اختلاف پيش مىآمد و مذاهب مختلف رخ مىنمود و حجيت و حقانيت هيچ كدام از آنها قطعى نبود و پيروان پيامبر دوباره به حيرت و گمراهى مىافتادند،بنابراين همان حكمت و لطفى كه ارسال رسول را اقتضا مىكرد، نصب امام و مرجع معصوم دينى را هم اقتضا داشت تا بعد از پيامبر، مسلمانان در موارد اختلافى به او رجوع كنند و با خيال راحت به تفسير او گردن نهند و حجت بر منحرفان تمام باشد و در قيامت هيچ عذرى نداشته باشند. حديث متواتر و قطعى ثقلين براى تعيين مفسر رسمى بعد از پيامبر است. رسول خدا فرمود:
«من دو چيز گران بها و ارزشمند در بين شما به ارث مىگذارم و اگر بعد از من به آن دو متمسك شويد، هرگز گمراه نخواهيد شد و آن دو عبارتند از:
كتاب خدا و عترت و اهل بيتم». (6)
اين بيان مشابه همان آيه 101 آل عمران است كه سبب صيانت از گمراهى را كتاب خدا و رسول خدا معرفى كرده بود. علاوه بر اين روايات فراوان ديگرى دلالت دارد كه اهل بيت مفسران رسمى قرآن هستند و قول و فعل آنان مانند قول و فعل رسول خدا حجت قطعى و مطابق حق است.
بنا بر این همان قرآنی که خود را "نور"، "هدایت"،"عربی مبین" و "آسان برای فهم و یادآوری" معرفی کرده، همان قرآن هم می گوید پیامبر وظیفه دارد آیات این کتاب را برای شما تبیین و روشن کند و به شما یاد دهد و شما موظفید فهم خود را به او و جانشینان معصومش ارائه دهید و بعد از تایید یا اصلاح، به آن فهم پایبند باشید و شما در معرض نافهمی و بد فهمی هستید.
مطلب مهم ديگر اين که آيات قرآن منسوخ و ناسخ، مطلق و مقيد، محکم و متشابه، مجمل و مبين و خاص و عام دارد و بسياري آيات شان نزول هايي دارند که با توجه به آن ها معناي واقعي آيه روشن مي شود و عموم مردم که از اين موارد اطلاع ندارند از درک و فهم معناي بسياري از آيات محرومند و کسي مي تواند قران را خوب بفهمد و بفهماند که از اين موارد اطلاع کامل و متقن داشته باشد.
بنا بر اين قرآن در عين نور و هدايت و قابل فهم بودن براي عموم ، داراي معاني و مراحل و مراتبي فراتر از فهم و درک عموم است و براي فهم همه معاني آن(در حد مقدور) و براي در امان ماندن از بدفهمي و نافهمي چاره اي جز مراجعه به مفسران خدايي قرآن يعني پيامبر و جانشينان معصومش و بعد از آنان، عالمان رباني تربيت شده در اين مکتب نيست.
اهل سنت متاسفانه لزوم وجود مفسر معصوم پس از رسول خدا را انکار کردند و گفتند خود قرآن کافی است (7) و عالمان اصحاب می توانند با مراجعه به قرآن پیام ها و احکام آن را استنباط کنند و فهم آنها حجت است.
آنها نیز بعد از پیامبر تا به امروز افرادی را به عنوان مفسر قبول داشته و برای فهم قرآن به آنها مراجعه کرده اند و الآن هم در بین اهل سنت تفاسیر فراوانی رواج دارد.
فرق ما و اهل سنت این است که ما بعد از پیامبر به اهل بیت به عنوان مفسران معصوم قرآن مراجعه کردیم و عالمان را هم به عنوان کسانی که ما را در فهم قران یاری می کنند، قبول داریم ولی آنان افرادی را به عنوان مفسران خدایی و منصوب شده از جانب رسول خدا نمی شناسند و معتقدند همه اصحاب و تربیت شده های آنها ، حق تفسیر قرآن را دارند و تفسیر آنها هم حجت است.
از کتب تفسر معروف در بین اهل سنت:
تفسیر طبری از محمد بن جریر طبری مورخ معروف؛
تفسیر در المنثور از جلال الدین سیوطی؛
تفسیر القرآن العظیم از ابن کثیر شامی؛
تفسیر الکشاف از زمخشری؛
مفاتیح الغیب از فخر رازی؛ التحریر و التنویر از ابن عاشور از علمای معاصر.
پي نوشت:
1. مجمع البحرين ،ج1 ،ص 401.
2. آل عمران (3) آيه101.
3. نحل (16) آيه 44.
4. بقره (2) آيه 151.
5. همان، آيه 129.
6. محمد قمى، حديث ثقلين ،مصر: دارالتقريب، 1371 ق، ص 9.
7. احمد بن حنبل، مسند، بیروت، دار صادر، ج 1، ص 325.






