پاسخ ارزشمند تان را در مورد سوالی که در مورد دعای ابلیس لعین اعنی ( رب انظرنی) گفتنش را به محضرتان ارسال کرده بودم را مطالعه کردم. ببخشید که کند فهم هستم و این چهار مین بار است که زحمتتان می دهم لکن آن چه که باعث سوال بنده است به اختصار : این است که بنده (فاقد ایمان بودن)و (بلفظ رب ... ) دعا کردن را نقیضین و جمع آن راممتنع عقلی حساب می کنم.واین مسئله بدو صورت قابل حل است. یا بهره ای از ایمان برای شیطان قائل شویم (همان که گفته بودید کفر انواع واجناس مختلف داردو کفر شیطان از فلان نوع است)یادعا کردن رااز حدود ایمان خارج کنیم. حکم بفرمایید.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
شرک مراتب مختلفی دارد. ممکن است برخی افراد در یک مرتبه موحّد و در مرتبه ای دیگر مشرک باشند.
توحید و یکی دانستن خداوند دارای مراتب مختلفی است:
یکی از مراتب توحید، توحید ذاتی است، بدین معنا که ذات خداوند نه مرکب از اجزا است (نفی ترکیب) و نه شبیه و شریک بیرونی دارد.(نفی تعدد)
یکی دیگر از مراتب توحید، توحید صفاتی است، بدین معنا که صفات الهى مصاديق جداگانه‌اى از يكديگر و جدای از ذات الهى ندارند، بلكه همگى آن ها مفاهيمى هستند كه عقل، از مصداق واحد بسيطى كه ذات مقدس الهى است، انتزاع مى‌كند.
یکی دیگر از مراتب توحید، توحید در ربوبیت است. توحید در ربوبیت خود بر دو قسم است:
1. توحید در ربوبيّت تكويني:
مراد از توحيد در ربوبيّت تكويني آن است كه نظام اين جهان، كه شامل مجموعۀ پديده‌هاي بي­شمار گذشته و حال و آينده مي‌شود، تحت تدبير حكيمانۀ يك پروردگار اداره مي‌شود.
2. توحید در ربوبيّت تشريعي:
مراد از توحيد در ربوبيّت تشريعي آن است كه فقط خداوند حقّ قانونگذاري براي مردم را دارد. تنها او اين اختيار را دارد كه بندگان را مكلّف به برخي از امور كند.
پس به طور كلي مقصود از توحيد در ربوبيّت آن است كه خداوند هيچ شريكي در تدبير عالم يا تکلیف بندگان ندارد.
قائل شدن به این كه، تعیین و وضع قانون و نیز حاكم و حكومت باید بر اساس خواست و اراده انسان‌‌ها صورت پذیرد، در واقع انكار «ربوبیت تشریعی» خداوند است كه نوعی كفر محسوب می‌‌شود. مشكل شیطان با خداوند نیز در مورد ربوبیت تشریعی و اطاعت اوامر الهی بود . همین امر او را به ورطه سقوط كشاند، و گرنه او هرگز خالقیت و ربوبیت تكوینی خداوند را انكار نكرد. هنگامی كه خدا از او سوال كرد: چرا بر آدم سجده نكردی؟ پاسخ داد:
« قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْه خَلَقْتَني‏ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طين (1) ؛ من از او بهترم، مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل خلق كرده‏اى» .
هم چنین در ادامه گفت: « قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَني (2) ؛ پروردگارا !به خاطر اينكه اغوايم كردى». این تعابیر نشان می‌‌دهد كه او هم «خالقیت» و هم «ربوبیت» خدای متعال را قبول داشت. علاوه بر آن به «معاد» نیز اعتقاد داشت؛ چون از خداوند درخواست كرد كه: « قالَ أَنْظِرْني‏ إِلى‏ يَوْمِ يُبْعَثُون (3) ؛مرا تا روزى كه (مردم) برانگيخته مى‏شوند مهلت ده ».
بنابراین توحید در ربوبیت تشریعی ، یكی از اركان مهم توحید است. توحید بدون این ركن كامل نیست، بلكه مانند توحید ابلیس است كه بود و نبود آن یكی است. توحید در خالقیت، یك مرحله از توحید است، ولی به تنهایی كافی نیست. اعتقاد به توحید در «ربوبیت تكوینی» نیز كافی نیست. شیطان نیز تا این حد از توحید را قبول داشت . بر همین اساس خدا را با تعبیر «ربّ» خطاب می‌‌كرد. آنچه شیطان آن را قبول نداشت «ربوبیت تشریعی» بود. او معتقد بود عقل من می‌‌گوید نباید در برابر آدم سجده كنم، چون از او بهترم. كسانی كه می‌‌گویند در مقابل احكام خدا ،عقل خود را حاكم می‌‌كنیم و خدا حق ندارد بدون اجازه ما برای ما قانون وضع كند، همانند شیطان هستند. «كفر باطنی» آن ها قطعی و مسلّم است.(4)
پی نوشت ها:
1. أعراف(7) آیه 12.
2. حجر(15) آیه 39.
3. أعراف،آیه 14.
4. برای مطالعه تفصیلی مراتب توحید ر.ک: آیت الله سبحانی، سيماى عقائد شيعه‏، ترجمه جواد محدثی، تهران، مشعر، 1386، فصل دوم.