با عرض سلام
آیا می شود در مورد خمس و اینکه با کدام دلایل واجب هست برایم توضیح دهید؟
چون بنده به خمس اعتقادی ندارم. و خمس فقط در زمان جنگ ها اعتبار دارد و تطبیق می شود. امیدوارم که بتوانم جواب شما را بگیرم.

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
البته اعتقادات فردی هر کس در موضوعات مختلف برای خود او محترم است اما در یک بحث علمی تنها ادله و معیارهای روشن مورد قبول در همان علم قابل ارائه و تاکید و توجه است غ به همین دلیل ما نیز ادله خود را در مورد لزوم خمس به طور مختصر بیان می نماییم :
دلیل اصلی برای وجوب خمس قرآن کریم است. قرآن کریم خمس را به صورت کلی بیان نموده و چون کليت قرآن کريم نياز به تفسير و بيان دارد ، جزئيات مسئله خمس و بيان تفسير آيه شريفه در روايات اهل بيت عليهم السلام بيان شده است.
خداوند در قرآن کریم نسبت به خمس می فرماید:
و اعلموا انما غنمتم من شيء فان لله خمسه و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل ان كنتم آمنتم بالله و ما انزلنا علي عبدنا يوم الفرقان يوم التقي الجمعان و الله علي كل شيء قدير؛ (1)
بدانيد كه هر گونه غنيمتي به دست آورديد ، خمس آن براي خدا ، براي پيامبر ، براي ذي القربي و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه ( از آن ها ) است ، اگر به خدا و آن چه بر بنده خود در روز جدايي حق از باطل ، روز درگيري دو گروه ( با ايمان و بي ايمان) روز جنگ بدر نازل كرديم ، ايمان آورده ايد ، و خداوند بر هر چيزي تواناست . »
واژه غنیمت که در آیه بیان شده است ، هم از نظر لغت و هم از نظر مفسران قرآن(2) و هم از نظر روایات اهل بیت معناي وسيعي دارد كه هم شامل غنيمت جنگي مي شود و هم شامل ديگر بهره ها و غنيمت هاي مادي .
به عنوان مثال اين كلمه" در نهج البلاغه" در موارد زيادى به همين معنى آمده است، در خطبه 76 مى‏خوانيم" اغتنم المهل":" فرصت‏ها و مهلت‏ها را غنيمت بشماريد".
و در خطبه 120 مى‏فرمايد"
من اخذها لحق و غنم‏ ":" كسى كه به آئين خدا عمل كند به سر منزل مقصود مى‏رسد و بهره مى‏برد" در نامه 53 به مالك اشتر مى‏فرمايد:
"و لا تكونن عليهم سبعا ضاريا تغتنم اكلهم‏": در برابر مردم مصر همچون حيوان درنده‏اى مباش كه خوردن آنها را غنيمت و در آمدى براى خود فرض كنى".
و در نامه 45 به عثمان بن حنيف مى‏فرمايد:" فو اللَّه ما كنزت من دنياكم تبرا و لا ادخرت من غنائمها وفرا":" به خدا سوگند از دنياى شما طلايى نياندوختم و از غنائم و در آمدهاى آن اندوخته‏اى فراهم نكردم".
و در كلمات قصار، در جمله 331 مى‏فرمايد
ان اللَّه جعل الطاعة غنيمة الاكياس‏
:" خداوند اطاعت را غنيمت و بهره هوشمندان قرار داده است".
و در نامه 41 مى‏خوانيم"
و اغتنم من استقرضك فى حال غناك‏
":" هر كس در حال بى‏نيازيت از تو قرضى بخواهد غنيمت بشمار."
و نظير اين تعبيرات بسيار فراوان است كه همگى نشان مى‏دهد" غنيمت" منحصر به غنائم جنگى نيست.
به علاوه باید در نظر داشت که مفسران آیات قران معصومان هستند و بر همین اساس ، از آنجا که در روایات اهل بیت علاوه بر غنائم جنگی، نسبت به در آمد از راه تجارت و کسب، معادن، و گنج و امثال این ها وجوب خمس بیان شده است تبیین درست آبه نیز روشن می گردد، از جمله:
1- محمدبن حسن اشعری گوید :«كتب بعض اصحابنا الى ابى‏جعفر الّثانى عليه السلام اخبرنى عن الخمس اعلى جميع ما يستفيد الرّجل من قليل و كثير من جميع الضّروب و على الصّناع و كيف ذلك؟ فكتب بخطّه عليه السلام الخمس بعد المؤونة (3)؛
يكى از اصحاب ما به امام نهم نوشت: به ما اطّلاع بدهيد كه آيا خمس بر تمام چيزهايى است كه انسان استفاده مى‏كند، از كم و زياد از تمام انواع درآمدها و همچنين بر صنعتگران؟ خمس را چگونه بايد پرداخت؟ امام به خطّ خويش نوشت : خمس بعد از هزينه زندگى است.»
از اين عبارت به خوبى استفاده مى‏شود كه سؤال‏ كننده هم در عموميّت خمس شك داشته ، هم در كيفيّت آن. امام با يك جمله كوتاه چنان كه معمول نامه‏نگارى آن زمان بود، به هر دو سؤال پاسخ گفته است.
هنگامى كه مى‏فرمايد خمس بعد از هزينه زندگى است، هم پاسخ كيفيّت گفته شده كه سؤال دوم راوى است و هم پاسخ سؤال اوّل راجع به اصل وجوب خمس در تمام درآمدها.
2- ابوعلى بن راشد كه از وكلاى حضرت جواد و امام هادى عليهما السلام بوده است مى‏گويد:
«قلت له امرتنى بالقيام بامرك و اخذ حقّك فاعلمت مواليك بذلك فقال لى بعضهم واىّ شى‏ء حقّه؟ فلم ادرما اجيبه، فقال يجب عليهم الخمس، فقلت ففى اىّ شى‏ء؟ فقال فى امتعتهم و صنايعهم، قلت و التّاجر عليه و الصّانع بيده، فقال اذا امكنهم بعد مؤونتهم (4)؛
به امام عرض كردم : به من دستور داده‏ايد به كارهاى شما رسيدگى كنم، و حقّ شما را بگيرم، اين موضوع را به دوستان شما اطّلاع دادم، بعضى از آن ها گفتند: حقّ امام چيست؟ من ندانستم چه در جواب بگويم؟ امام فرمود: خمس بر آن ها واجب است، گفتم :در چه چيز؟ فرمود: در امتعه و صنايع، گفتم :نیز كسانى كه تجارت مى‏كنند و با دست خود چيزى را مى‏سازند؟ فرمود: بلى در صورتى كه بعد از هزينه زندگى براى آن ها امكانى بماند.»
3- «كتب اليه ابراهيم بن محمّد الهمدانى اقرأنى على كتاب ابيك فيما اوجبه على اصحاب الضّياع انه اوجب عليهم نصف السّدس بعد المؤونة، بانّه ليس على من لم‏يقم ضيعته بمؤونته نصف السّدس، و لاغير ذلك، فاختلف من قبلنا فى ذلك فقالوا:
يجب على الضّياع الخمس بعد المؤونة، مؤونة الضّيعة و خراجها، لا مؤونة الرّجل و عياله فكتب: و قرء على بن مهزيار عليه الخمس بعد مؤونته و مؤونة عياله و بعد خراج السّلطان (5)؛
ابراهيم بن محمّد الهمدانى به امام نوشت: على (ابن مهزيار) نامه پدر شما را براى من خواند كه در آن دستور داده شده بود صاحبان آب و زمين بعد از هزينه خود يك دوازدهم درآمد خويش را به حضرت بپردازند، امّا كسانى‏ كه آب و ملك آن ها براى هزينه شان كفاف نمى‏دهد، چيزى بر آن ها واجب نيست، نه يك دوازدهم و نه غير آن، افرادى كه نزد ما هستند ،در اين زمينه اختلاف و گفتگو دارند . مى‏گويند بر آب و زمين خمس درآمد لازم است، آن هم بعد از هزينه خود آب و زمين و خراج آن، نه هزينه خود انسان و همسر و فرزند او.
امام در جواب نوشت (و على بن مهزيار نيز آن نامه را مشاهده كرد ): بر چنين شخصى خمس لازم است ، بعد از هزينه زندگى خود و زن و فرزند و بعد از خراج حكومت.» (6)
در اين حديث كه از نظر سند صحيح و محكم است ، صريحاً دستور داده شده است كه مردم موظّفند از افزوده درآمد اراضى بعد از كسر هزينه زندگى، خمس بپردازند .

پی نوشت ها :
1 . انفال (8)آیه 41 .
2. مجمع البحرين، ماده غنم ، ج 3، ص 333؛ نشر فرهنگ اسلامی تهران1367 ش ؛
محمد رضا رشید،تفسیر المنار ،ج10 ،ص7 ،نشر دار المعرفت بیروت، بی تا ؛
طبرسی،مجمع البيان ، ج 4 ، ص 544 ـ 543 نشر دار العرفیه بیروت1408، ق؛
سید محمدحسین طباطبایی ، تفسير الميزان ، ج 9 ، ص 99 ،نشر دار الکتب الاسلامیه ،تهران،1372 ش.
3. عاملی، وسائل الشیعه، ج6 ،کتاب الخمس، ابواب ما یجب فیه الخمس، باب 1 ،ص340 ،نشر دار الاحیا التراث العربی ، بیروت، 1421 ق .
4. همان ،ص348 .
5. همان ،ص350 .
6. همان ،ص152 .