با سلام خدمت شما و سپاس از اعتماد به ما و ارتباط با این مرکز. و عرض پوزش از دیر کرد در دریافت سوالات( به جهت نقص فنی) و ارسال دیر پاسخ ها.
سوال شما به مرکز پاسخ به سوالات دفتر تبلیغات حوزه قم رسیده و این مرکز ارتباطی با آیت الله قرائتی یا شخص یا مرجع خاصی ندارد.
خداوند در اعطای نعمت های بهشت مردان را بر زنان ترجیح نداده است ، همان گونه که خداوند فرمود : اجر و پاداش هیچ یک از زنان و مردان را ضایع نمی کنم (آل عمران /195) نیز فرمود "هر کس کار شایستهای انجام دهد و مؤمن هم باشد، خواه مرد باشد یا زن، وارد بهشت میشود و روزی بیحساب به او داده میشود." (مؤمن/40) ، اما این که ذکر حوریان در بهشت که ظاهرا به زنان بهشتی اشاره می کند ، تصور مزیت و برتری مردان را ایجاد کند ، به چند دلیل صحیح نیست:
1- زبان قرآن عربى است . زبان عربى برخلاف زبان فارسى از دو نوع ضمایر مذکر و مؤنت برخوردار است. عربها در امورى که مخصوص زنان باشد، با واژگان مؤنت و در امور مخصوص مردان با واژگان مذکر بیان مىدارند. به جز این دو مورد، در دو مورد دیگر، یکى در امورى که بین زنان و مردان مشترک باشد و دیگرى در امورى که جنسیت در مورد آن ها اصلاً مطرح نیست، مانند خدا و فرشتگان، از ضمایر و واژگان مذکر بهره مىگیرند؛ یعنى در چهار حالت مذکور از الفاظ مذکر و تنها در یک حالت لفظ مؤنت بهره مىگیرند. در عین حال در بعضى از موارد به لفظ نظر کرده و با توجه به لفظ، مؤنث یا مذکر آورده مىشود، در حالى که از نظر جنس متفاوت با لفظ مىباشند.
طبیعى است که هر کتابى بخواهد با این زبان نوشته شود، اگر چه کتاب الهى باشد، باید از قواعد آن زبان پیروى کرده و بر آن ساختار باشد.
بنابراین، قرآن به مقتضاى این که به زبان عربى نازل شده است، با همین گفتمان سخن مىگوید. همگام با قواعد عربى در سه حالت از ضمایر و واژگان مذکر و در یک حالت از واژگان مؤنث بهره مىگیرد..
در همین مورد قرآن به جهت خاصى که اشاره مىشود، برخلاف سیره متداول و محاورات عربى که در امور مشترک بین زنان و مردان تنها به آوردن ضمیر و واژگان مذکر بسنده مىشود، در سوره احزاب، آیه 35، از هر دو واژگان مؤنث و مذکر، آن هم به طور مکرر بهره گرفته است. مفسران در توضیح آن نوشتهاند:
«اسماء بنت عمیس» به پیامبر عرض کرد: چرا فضایلى که در قرآن به صورت جمع مذکر بیان شده است، در مورد زنان مطرح نیست، که به دنبال آن آیه مذکور نازل شد . در مورد یکایک صفات و فضایل اخلاقى با تعهد و تأکید به صورت دو جمع مذکر و مؤنث بیان گردید،(1) تا بدین طریق شبهه مذکور برطرف گردد و کسى گمان نکند اگر به مقتضاى ادبیات عرب در امور مشترک، از گفتمان مردانه بهره گرفته مىشود، آن را از امور اختصاصى به مردان برداشت نکنند.
در این باره برخى از مفسران نوشتهاند: این آیه به یک حقیقت مهمى اشاره مىکند و آن این که آن چه در قرآن به صیغه مذکر آمده است، به مردان اختصاص ندارد، بلکه شامل هر دو جنس مرد و زن مىشود. (2)
بنابراین آیات در این موارد دو گونه است:
آیاتی که نعمت های بهشتی را برای مردان و زنان به صورت جداگانه بیان می کند که برای هر دو جنس قرار داده شده، مانند آیه 40 غافر و آیه 122 نساء یا آیه 35 احزاب.
آیاتی که اگر چه به صورت لفظ مذکر بیان شده و در کنار آن لفظ مؤنث نیامده، اما با توجه به این که حکم آن در مورد زنان نیز جاری است، این نعمت ها در مورد آنان نیز صادق است. مذکر آمدن الفاظ و کلمات به جهت قواعد زبان عربی است که در قرآن به جهت آن که به زبان قوم عرب نازل شده، قواعد مراعات شده است.
در مورد حوریان بهشتی نیز در برخی از تفاسیر و روایات آمده : مقصود از آیات بیان همسران بهشتی است ، نه خصوص زنان بهشتی برای مردان ؛ بنابراین برای زنان نیز همسران بهشتی وجود دارد که یا شوهران مومن آنان هستند یا مردان بهشتی دیگر. زن مؤمن در بهشت با شوهرش در بهترین شرایط و حالات زندگی میکند، اگر هر دو بهشتی باشند . اگر شوهرش بهشتی نباشد، همسر یکی از مردان بهشتی که همشأن او باشد، میشود. مرد و زن بهشتی، همه جوان، زیبا، مهربان و چهرهای جذّاب و اخلاقی نیکو دارند. (3)
2- برخی از مفسران گفته اند : این که در آیات قرآن از همسران زنان بهشتی یاد نشده ، ممکن است از باب عنایت ویژه به حفظ حیای زن باشد .
هم چنین آیاتی که از زیبایی های خاص حوریان بهشت ، مانند باکره بودن و ... سخن به میان آمده ، از یک طرف به جهت توجه خاص مردان به این امور است و از طرف دیگر ممکن است به این جهت باشد که خداوند حکیم امور جنسى مربوط به زنان را در پرده عفاف و ادب زائد الوصفى قرار داده است. علاوه بر قرآن، در روایات پیامبر و امامان نیز در این باره توصیفى نرسیده که علت آن ، رعایت عفت و حیا براى زنان دانسته شده است.(4)
3- آیاتی در قرآن وجود دارد که می تواند هر گونه شبهه ای را در مورد تبعیض در نعمت های بهشتی رفع کند . مانند"فیها ما تشتهیه الانفس و تلذالاعین؛(5) در بهشت آن چه دل مىخواهد و چشم از آن لذت مىبرد، موجود است." این آیه بیان می کند هر آنچه بهشتیان اشتها و طلب داشته باشند ، برای آن ها فراهم است ؛ بنابراین زنان بهشتی نیز اگر بخواهند همسران بهشتی داشته باشند ، به حکم آیه مذکور فراهم است. البته ممکن است اشتها و رغبت زنان بهشتی بر خلاف مردان بهشتی باشد ؛ بنابراین ضرورتی ندارد که تصور کنیم هر چه مردان می خواهند ، زنان هم بخواهند ، همان گونه که خواسته مردان و زنان در دنیا چنین است. طبع مردان بهره وری از زنان متعدد را می پذیرد ، اگر چه قانون شرعی برای آن محدودیت قرار داده ؛ اما در مورد زنان چنین نیست. زنان بیش از آن که خوهان جسم مردان و بهره مندی جنسی از آنان باشند ، خواهان قلب و روح و عشق مردان هستند.
تعبیری که در آیه فوق به کار رفته ، بالاترین و جامعترین تعبیرى است که درباره مواهب و نعمتهاى بهشتى ممکن است گفته شود. با توجه به این آیه ضرورتی برای ذکر تمام نعمت ها نیست . چه بسا نعمت های که قدرت درک آن ها را ندارم و یا ندیدم ، اما این آیه همه آن ها را شامل می شود. به گفته مرحوم طبرسى در تفسیر مجمع البیان اگر تمام جهانیان جمع شوند تا توصیف نعمتهاى بهشتى را کنند، هرگز قادر نخواهند بود چیزى بر آن چه در این آیه آمده است بیفزایند.(6)
در مورد پوشش زنان بهشتی ، در قرآن به اصل پوشش بهشتیان و لباس های زیبا و تمیز آن ها اشاره شده ، اما اینکه کیفیت چگونه است و روابط مردان و زنان چگونه است و غریزه جنسی و کشش های زن و مرد به چه کیفیت است ، دقیقا برای ما مشخص نیست.
موفق باشید.
1 . تفسیر نمونه، ج 17، ص 308.
2 . سید محمد تقى مدرسى، تفسیر هدایت، ج 10، ص 267.
3. تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، زخرف(43)آیه70; تفسیر نمونه، مکارم شیرازی، الرحمن(55)آیه70; تفسیر نورالثقلین، رعد(13)آیه23، حدیث 109 و110
4. براى اطلاع بیش تر رجوع کنید به فصلنامه پژوهشهاى قرآنى، شماره 25 - 26، ص 112 تا 131، نیز شماره 27 - 28، ص 394 تا 399.
5. زخرف (43) آیه 71.
6 . پیام قرآن، ج 6، ص 273 به نقل از مجمع البیان، ج 9، ص 56.






