با سلام
می خواستم بپرسم ترتیب اثر دعا چگونه می باشد ؟ آیا دعا باعث می شود که خدا توسط سلسله علل خویش مستقیما خودش خواسته مورد نظر را برآورده کند یا اینکه بطور مثال دعا باعث می شود انسان بواسطه قرار دادن وسیله (توسل) به قدرت روحی برسد که در آن لحظه بتواند خارج از عالم ماده بر یکسری از مسایل فائق آمده و به حاجت خویش برسد با توجه به اینکه بارها شنیده ایم که مردم با اینکه بعدا ثابت شده که مثلا فلان امام زاده تقلبی بوده است اما از آنجا حاجت می گرفته اند و اینکه شنیده ایم افراد غیر معتقد فقط صرف اینکه دلشان شکسته است به حاجت های چه بسا غیر ممکن رسیده اند با توجه به اینگونه نشانه ها به نظر می یاد که این خود انسان هست که در یک ضلع مهم از این چند ضلعی برآورده شدن حاجات قرار داره .لطفا در مورد طول سلسله علل اجابت دعا لطفا توضیح بفرمایید.
سوال بعدی من هم اینه که توسل چگونه مسیر بالا رفتن دعا را هدایت می کند ؟ جایگاه ائمه(وسیله) در این سیر چگونه تعریف می شود؟
پرسشگر گرامی باسلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
یکی از اصول و سنت های الهی در تدبیر جهان ممکن و از جمله عالم طبیعت و انسان، جریان و اتکای آن بر نظام سببیت و علیت است بدین معنا که اراده و مشیت الهی بر این تعلق گرفته که تحقق هر پدیده از کانال سبب و علت مناسب و خاص آن انجام گیرد، به این صورت که تحقق حوادث و انفعالات در جهان نه به صورت صدفه و گزاف، بلکه نیازمند علت یا علل گوناگون است که وجود آن علت یا علل تحقق فعلی را ضروری می کند؛ برای مثال، ساختار هندسی نظام جهان طبیعت مقتضی است که از بذر گندم، گندم و از بذر جو، جو روید، آن هم با فرض تحقق سایر علل و شرایط از قبیل آب و خاک و نور.
آیات و روایات گوناگون بر جریان و حاکمیت اصل علیت در عالم طبیعت دلالت می کنند آنچنانكه از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمود: " َ أَبَى اللَّهُ أَنْ يُجْرِيَ الْأَشْيَاءَ إِلَّا بِالْأَسْبَابِ؛ (1) خداوند امور و اشیا را از طریق علل و سببش جاری می سازد". بر اين اساس نقش خداوند در دعا همان اراده عام و تكويني الهي براي تاثير گذاري نظام سبب و مسببي است.
حال از آنجا كه دعا یکي از علتهاي تکوینی مانند سائر علل است خود مي تواند به صورت مستقيم مانند ساير علل تاثير گذار بوده و انسان با عمل ارادی دعا، رابطه علتها و معلول های طبیعی را به هم می ریزد، مثلا اگر در نتیجه تحلیلهای دقیق علمی و فقدان عوامل طبیعی، نزول باران امری غیر محتمل تلقی و برای مدتی سرزمینی دچار خشکسالی شود، دعا که علتی غیر طبیعی است دخالت می کند و زمینه های طبیعی نزول باران همچون جریان باد و … را فراهم می آورد همچنین اگر بر اساس برآوردهای علل طبیعی، قرار باشد مصیبتی به فردی روی آورد، رابطه این علت ها با معلول آنها که مصیبت است، در قدر الهی تبیین می شود و تاثیرگذاری آن، محصول قضای الهی است.
وقتی می گوییم دعا بلا را دور می کند و در قضای الهی تاثیر می گذارد، به این معناست که حتمیت تاثیرگذاری آن علل طبیعی از میان رفته است، زیرا دعا به مثابه علت غیر طبیعی، در زنجیره ارتباط میان آنها دخالت کرده و این رابطه را بر هم زده است.لذا خود دعا مستقيماً گاه تاثیر علت طبیعی را به تاخیر انداخته و گاه آن را از بین می برد لذا اگر چه خود اين دعا در كنار سائر اسباب خود سببي مستقل شمرده مي شود اما در عين حال تاثير گذاري آن زماني است كه در اين ميان ارده عام الهي نيز محقق باشد.
بر اين اساس در توسل به ائمه نيز چنين فرايندي طي مي شود يعني همين توسل به آن ها خود سبب مستقل در استجابت دعا مي شود آنچنانكه امكان دارد در اين ميان خود ائمه با توجه به قدرتي كه از جانب خداوند به آنها عنايت شده ، بتوانند مستقيماً سبب استجابت خواسته افراد شوند چنان که در جنگ خیبر حضرت علی (ع) برای رهایی از درد چشم، مستقیماً خدمت رسول خدا (ص) رفت. حضرت با آب دهانش چشم علی (ع) را شفا داد (2) كه البته تمام اين امور با اذن خاص خداوند يعني همان ارده تكويني عام امكان پذير است.
اما اینکه بیان داشته اید برخی از افراد غیر معتقد به بزرگان دین متوسل شده یا افراد معتقد به امام زاده های تقلبی متوسل شده و اتفاقاً به خواسته خود می رسند ، باید گفت آنچه به عنوان برآورده شدن حاجت می شناسیم و آن را نوعی عنایت خاص می دانیم که در نتیجه برخی اعمال ویژه و توسل به خداوند یا برخی بزرگان دین رخ می دهد ، غیر از نتیجه گرفتن و رسیدن به مطلوب از مجاری مختلف است ؛ در بسیاری از موارد آنچه خیلی از ما به برآورده شدن دعاها یا نتیجه گیری از عملی خاص می خوانیم ، فرایند طبیعی است که در هر صورت به این نتیجه ختم می شد حال در مورد افراد غیر معتقد نیز که به خداو...معتقد نبوده ، از همین قبیل است که درخواستهای آنها در نتیجه آنچه دنبال آن بودند، تاثیری ندارد . آن ها گمان می کنند که مستحق عنایت خدا یا امام زاده خود قرار گرفتند لذا فرض کنید فردی غیر معتقد یا متوسل به امام زاده تقلبی به دچار بیماری شده و برای درمان آن هم تلاش های بسیاری می کند. مثلا از داروهای متعددی استفاده می کند ، پس از این به مثلاً معبد یا فلان امام زاده رفته و در برابر آنها شفای خود را می طلبد ؛ اتفاقا در مدت کمی بهبود می یابد .طبیعتا بهبودی را به عنایت آنها می داند، در حالی که این امر نتیجه دارو و درمان ها است .
اما اگر واقعا مواردی وجود داشته باشد که فردی غیر معتقد یا معتقدی که به امام زاده تقلبی متوسل شده و از همین راه ها به خواسته و حاجت خود برسد در این موارد این امر به چند مسئله بستگی دارد:
1- در بسیاری از موارد ممکن است نتیجه ای که حاصل شده، ناشی از تاثیرات عمیق تلقین و قدرت های روحی خود فرد بر جسمش باشد ؛ اصولا توانمندی های روح انسان امری نیست که کسی بتواند آن را انکار کند ، مثلا دیده شده که فرد با باور عمیقی که نسبت به درمان بیماری خود به دست آورده، به بهبودی عجیب و غیر منتظره ای رسیده ؛ مثلا امیدواری دروغین نسبت به بهبودی که در مورد یک داروی عادی حتی ماده ای بی خاصیت به فرد بیمار داده شده ، باعث می شود در نتیجه خوردن دارو و با تلقین روحی خود به بهبودی برسد .
چه بسا این تلقینات و تاثیرات روحی در مواردی نادر در خصوص اعتقادات دینی هم وجود داشته و عامل نتیجه گیری باشد . البته در مقايسه اين امور با اعتقادات ما و شفا يافتن بيماران ما در حرم امامان نكات تطبيقي و آماري دقيقي وجود دارد كه كليت اين امر را در مورد مكان هاي عبادي مسلمانان منتفي مي سازد. نمي توان حجم بسيار بالاي اين بهبودي ها و رفع حاجات را ناشي از تلقين دانست، زيرا تلقين براي خود ضوابط و مقياس هاي آماري معيني دارد.
2- خداوند در دنیا نعمت هایی متعدد به همه بندگان خود می دهد . هر یک را فارغ از اعمال و اعتقادات شان از خزانه نعمت های بی کران خود بهره مند می کند ؛ چه بسا عنایات خاص همانند نعمت های عام نصیب برخی از بندگان غیر مومن یا مومنی که به امام زاده تقلبی متوسل شده، شود، لذا چه بسا اين افراد در عمق وجود خود با خداوند یا امامی كه در فطرت مي يابند،راز و نياز قلبي دارند، روح شان متوسل به خداوند یا امام حقيقي مي شود ، هر چند به اشتباه، مصداق خدا یا امام حقيقي را در بت ها و امام زاده های دروغین تطبيق مي دهند. اما واقعيت اين است كه از عمق وجود به قدرت حقيقي عالم متوسل مي شوند در واقع آن چه در نتيجه دعا و تضرع ايشان به آن ها عطا مي شود، ناشي از شكسته دلي و نااميدي از خلق است هر چند نبايد از ياد برد كه اين امر تنها در موارد بسيار معدود و استثنايي قابل تصور است.
پي نوشت ها:
1. مجلسي ،محمد باقر، بحار الانوار ،چ اسلاميه،بي تا. ج 2، ص 90.
2. عطاردى، عزيز الله، زندگانى چهارده معصوم (ع)، چ اسلاميه، تهران 1390ق، ص 145.






