با سلام و خسته نباشید
من لیسانس روانشناسی هستم مدتی است که در رابطه با برخی مفاهیم در قرآن و رابطه ی آنها و تآثیر آن بر روح و روان انسان دارم تحقیق می کنم که می خواستم نظرشما را نیز در رابطه با سوالام بدونم
چرا درقرآن برای عذاب انسان آتش انتخاب شده؟ مگه آتش چقدر قدرتمنده؟عذابی بالاتر از سوختن برای انسان نیست(با توجه به اینکه در عالم آخرت جسم مادی در کارنیست و روح انسان به صورت کامل قبض میشه)؟ اصلا آتش چه تاثیر بازدارندگی از گناه برای انسان داره که تصویر گرم و سوزان جهنم که در قرآن بیان شده انسان را از گناه بازمیداره؟
این تصویر گرم و سوزنده که از کودکی دوم(سن تکلیف)برای انسان مطرح میشه آیا بر روی ناخودآگاه انسان تاثیر نمیذاره؟ آیا زمینه ساز ترسها و سایر بیماری های روانی انسان که ریشه در ناخودآگاه اون داره نمیشه؟
آیا در کتابهای سایر ادیان آسمانی هم همین آتش بالاترین و قدرتمندترین عذابه؟
آیا آتش مناسب با تمامی گناهان هست؟
پیشاپیش از جوابتون متشکرم، البته بیشتر به دنبال دلیل علمی یا فلسفی اش هستم تا دلیل دینی همونطور که در بالا هم گفتم میخوام رابطه ای بین روانشناسی و قرآن پیدا کنم که اگر کمکم کنین ازتون ممنون میشم
بنده هم در مشهد مقدس سعادت و سلامتی اتون را در پیشگاه امام رئوف حضرت علی ابن موسی الرضا از درگاه خداوند متعال مسئلت دارم
با سپاس فراوان
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
پس از ابراز خرسندی از ارتباط شما با این مرکز و همچنین ارتباط نزیک شما با قرآن و تفکر و تعمق در معارف دین در پاسخ سؤال شما به چند نکته اشاره می شود:
1. در یک تحقیق علمی هر گاه موضوعی انتخاب می شود برای به نتیجه رسیدن لازم است جهت تحقیق مشخص و هدفمند باشد، عنوان سؤال هدف انسان را مشخص می نماید که در طول مدت پژوهش محور قرار می گیرد و عناوین فرعی در حول همین موضوع بررسی می شوند؛ ظاهرا محور اصلی تحقیق شما فلسفه قرار دادن آتش جهنم به عنوان عذاب الهی و عقوبت گناهان می باشد و سؤال فرعی شما این است که چرا از بین این همه عوامل بازدارنده، در ادیان الهی این قدر روی آتش و سوزاننده بودن آن تاکید شده؟ لذا به توجه به این دو پرسش نکات بعدی بیان می شود.
2. اگر با نگاه دقیق تر به آیات الهی توجه شود مشخص می شود که آتش و عذاب جهنم به عنوان یک جریمه قرار دادی نمی باشد،بلکه با توجه به این مطلب که هر عملی از انسان سر می زند متناسب با شرایط و کیفیتی که انجام می شود در عالم تاثیراتی ایجاد می کند که برخی از این آثار در ظاهر دیده می شوند و برخی از این آثار اگر چه حقیقتا همزمان با انجام عمل حضور دارند لکن باطنی بوده و با حواس ظاهری و ابزارهای مادی قابل درک نمی باشند؛ لذا بر اساس آیات قرآن خداوند در قیامت فقط حجاب ها را کنار زده و قدرت درک باطن اعمال را به انسان می دهد(1) و خود اعمال انسان را حاضر می کند و لذا اگر آن عمل نیک باشد نعمتی بهشتی می شود و اگر پلید باشد خود همان عمل عذابی خواهد بود برای فاعل خود لذا اگر برای انجام گناهی، خداوند وعده عذاب آتش می دهد در واقع این آتش باطن خود عمل است نه قرار دادی و که در آینده ایجاد خواهد شد. (2)
3. با توجه به نکته قبل مشخص می شود که اگر چه یکی از اهداف بیان آتش و وعده عذاب در قرآن بازدارندگی می باشد. لکن مطلب مهم این است که خداوند صرفا تهدید نمی کند. بلکه انسان را به باطن و حقیقت اعمال آگاه می کند.
4. در مورد عوامل بازدارنده ذکر این نکته لازم است که در قرآن و در منظر دینی به این نکته روانشناسی توجه ویژه شده که خداوند متعال ابزارهای تشویقی و محرک انسان به سمت انجام حسنات را به مراتب بیشتر از ابزارهای تنبیهی و بازدارنده به کار برده است و اتفاقا در مورد ابزارهای تنبیهی آتش و عذاب با آتش، نسبت به افرادی که از روی تعصب و عناد از مسیر هدایت الهی خارج می شوند در آخرین مرحله به کار می رود و الا در مراحل اولیه خداوند در مقابل گناه و انحراف افراد از کاهش رحمت و توجه محبت آمیز خود بهره می برد و به تدریج اگر فرد به خطای خود ادامه دهد با سلب برخی از نعمتها از او و در مراحل بعدی معرفی باطن عمل به فرد و عقوبت سخت در قیامت و آتش ...
5. ابزار تنبیهی و بازدارنده زمانی تاثیر گذار است که در فرد مخاطب ترس و هراسی از آن باشد؛ لذا اگر بنا باشد موردی را به عنوان آخرین مرحله و شدیدترین عذاب و به عنوان عامل بازدارنده اصلی بیان نمائیم به ناچار چیزی را بیان می کنیم که بیشترین هراس و ترس از آن در دل انسان وجود داشته باشد؛ لذا طبیعتا تاثیر روحی و روانی منفی آن لازمه تاثیرگذاری آن می باشد و نمی توان به جای آتش عاملی را به عنوان عقوبت قرار داد که هیچ ترسی از مبتلا شدن به آن در انسان وجود ندارد.
6. اگر چه تاثیر ابزارهای تشویقی و تنبیهی در ضمیر ناخود آگاه انسان قابل انکار نمی باشد. اما بخش عمده و هدف بیان این ابزارها غیر از ایجاد رغبت درونی به سمت خوبی ها و دوری از بدی ها، مربوط به مواقعی است که انسان در هنگام انتخاب ها و تعیین مسیرها آگاهانه عواقب و نتیجه های رفتار خود را مد نظر داشته و سپس آگاهانه تصمیم بگیرد.
7. البته این خطا است که والدین و مربیان جهت بازدارندگی کودکان از خطا و انجام برخی از اعمال با آتش و عذاب می ترسانند و زمینه اضطراب ها و تشویش های ناخواسته را ایجاد می کنند. بلکه در آن سنین استفاده از ابزار های عاطفی و علاقه های دوران کودکی بسیار مناسب تر می باشد. اما برای سنین بالاتر که فرد می فهمد که می تواند به راحتی خود را از مبتلا شدن به آتش و عذاب حفظ کند مفید می باشد.
8. البته عقوبت خداوند نیز به نوعی در حق افراد آلوده نعمتی است که آنها را از آلودگی که دارند تطهیر می کند لکن خداوند هر کس را متناسب با رفتار خطای خود او عقوبت می کند و هرگز این طور نیست که آتش تنها راه باشد لذا خداوند برخی را با همین سختیهای دنیوی نظیر مریضی، درد، غم، مصیبت ،و... تطیر می کند نه با آتش.
9. ترس از آتش و عذاب زمانی منجر به بیماری های روحی و روانی می شود که به صورت یک جانبه به فرد تلقین شود ، اما در منظر دینی همیشه همراه هر تهدیدی تشویقی و امیدی پر رنگتر و شیرینتر قرار گرفته؛ لذا اگر درست و جامع به معارف دین و آیات قرآن توجه شود قرآن انسان را همیشه در مرزی بین امید و ترس قرار می دهد؛ در حالی که امید او فرد به رسیدن به سعادت و خوشبختی به مرابت بیشتر باشد و دقیقا این حالت به لحاظ تربیتی تعادلی سازنده ایجاد می کند.
پی نوشت ها:
1. طارق (86) آیه 9.
2. نساء (4) آیه 10.






