در قران كريم در سوره انعام و قسمتهاي ديگري از قران مسلمانان به اصول سه گانه توحيد نبوت معاد دعوت شده اند . چرا اصول دين ما شيعيان امامت و عدل به ان اضافه شده ايا اين كار دستكاري كلام وحي و كافر شدن به ان محسوب نميشود

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با مرکز؛
اصول دین به عقیده ما شیعیان پنج چیز است : توحید ، نبوت ، معاد ، عدل و امامت ؛ البته در نگاهی دقیق تر سه اصل اول به عنوان اصل دین و دو اصل دیگر اصول مذهب نامیده می شوند .
اصل این مسئله از اهمیت چندانی هم برخوردار نیست . آیه یا روایتی نداریم که در آن نام و تعداد اصول دین یا فروع دین ذکر شده باشد، بلکه علمای دین از مجموعه آیات و روایات به این نتیجه رسیده اند که سه اصل توحید و نبوت و معاد که زیر بنای همه ادیان آسمانی هستند ، اصول و پایه های دین اسلام شمرده می شوند . به همین خاطر آن ها را به طور خاص و جداگانه مطرح نموده ، تقلید در باور به آن ها را جایز ندانسته و این موارد را به عنوان شاخص تعیین کننده مبانی فکری دین اسلام مطرح کرده اند .
اما با توجه به فرقه ها و گرایش گوناگونی که در دین اسلام به وجود آمد ، لازم بود که نگاه عمیق و دقیق اسلام که در قالب سنت رسول خدا و اهل بیت علیهم السلام برای ما تبیین شده ،به عنوان اصول شاخص و متمایز اسلام معرفی شود ، در نتیجه دو اصل امامت و عدل هم به این اصول ضمیمه شد تا حدود تفکر دقیق اسلامی و شیعی را به خوبی روشن سازد .
در واقع دو اصل امامت و عدل در عین اهمیت و جایگاه شان ، بیانگر گرایش خاص شیعی در بین فرقه های اسلامی و نشان دهنده وجه تمایز شیعه با دیگر فرقه ها است . به همین خاطر در تفکر شیعی در ضمن اصول دین مطرح شده اند ،نه اینکه این دو اصل اموری همانند توحید و نبوت و معاد باشند .
اگر با دقت بنگریم می بینیم که عدل زیر مجموعه بحث توحید و در زمره صفات الهی است . هر چند از اهمیت بالایی در نتایج و آثار معرفتی برخوردار است ، اما در اصل حقیقت تفاوتی با دیگر صفات کمالی خداوند ندارد ، چون همه این صفات با ذات الهی یکی بوده و تفاوت و تمایزی ندارند ؛ اما به خاطر تبیین درستی که از نگاه و تفکر خاص شیعی و جدایی این تفکر از سایر تفکرات توحیدی مانند تفکر جبری ایجاد می کند ، عدل به عنوان یک اصل مبنایی در زمره اصول دین و مذهب ذکر می شود، در حالی که صفات دیگر الهی چنین خصوصیتی ندارند.
حد اکثر آن است که بگوییم فرق عدل با دیگر صفات آن است که باعث شناخت تفکر شیعی که به عدلیه هم معروف است، از تفکر رایج جبری در دیگر فرقه ها می شود ، پس تفاوتی کاربردی لااقل بین صفت عدل با دیگر صفات الهی وجود دارد.
امامت هم در زیر مجموعه اصل نبوت قرار می گیرد . به نوعی ادامه آن محسوب می شود . به علاوه مورد اعتقاد همه فرقه های اسلامی است ، اما شیعه به امامت با نگاهی خاص و متفاوت معتقد است . به همین خاطر در ضمن اصول تفکری خود از آن ها نام می برد تا تصور نشود که به امامتی همانند دیگر فِرَق معتقد است .
به طور دقیق روشن نیست که اولین بار چه کسی چنین تقسیم بندی را بیان کرده است .
پس اصول دين فكري و مبنايي در شيعه همانند همه فرقه هاي ديگر اسلامي همان اصول سه گانه اي است كه در واقع پاسخ‏ به اساسی‏ ترین سؤالاتی است که برای هر انسان آگاهی مطرح می‏شود: مبدأ هستی کیست؟ پایان زندگی چیست؟ از چه راهی می‏توان بهترین برنامه زیستن را شناخت؟(1)
اصل امامت و عدل هم به عنوان معرف مکتب و مذهب تشیع، از اصول دین شمرده شده ؛ كاركرد آن تبيين دقيق جايگاه فكري مذهب شيعه است . امامت در مقابل اهل تسنن است که به امامت به معنای خاص آن معتقد نیستند. اصل عدل در برابر گروه اشاعره، از اهل سنت است که به عدل اعتقاد ندارند. (2)
در نتيجه گنجاندن اين دو اصل منافاتي با اصول سه گانه نداشته، در عين حال به معناي تغيير و تبديل در مباني فكري و معرفتي و قرآني نيز محسوب نمي شود ، چه اين كه اصولا عدل و امامت هم از اصول قرآني هستند ؛ البته در قرآن کریم، واژه عدل و مشتقات آن هیچ گاه درباره خدا به کار نرفته، بلکه عدل الهی عمدتاً در قالب «نفی ظلم» بیان شده ، در برخی آیات آمده است که
«و لا یظلم ربک احداً(3) ؛ پروردگارت به هیچ کس ستم روا نمی‌دارد.
و ما الله یرید ظلماً للعالمین (4) ؛ خداوند هیچ ستمی بر جهانیان نمی‌خواهد.
همچنين در مورد امامت آيات صريحي وارد شده مانند آيه 124 سوره بقره و55 مائده.

پی نوشت‏ها:
1. محمد تقی مصباح یزدی، آموزش عقاید، نشر بین الملل، 1381ش ، ج 1 و 2، ص 31 - 32.
2. مرتضی مطهری، آشنایی با علوم اسلامی(کلام، عرفان) انتشارات صدرا ، تهران ، ص 60.
3.کهف(18)آیه 49.
4.آل عمران(3) آیه 108.