این یک سوال نیست بلکه من دوست دارم بدونم این عقیده ای که من نسبت به جهان آفرینش دارم ، غلط هست یا تا حدودی درست !
من عقیده ام اینه که ما برای این به این دنیا اومده ایم که خودمان را بشناسیم ، حالا چرا در این دنیا حیوانات دیگری هم وجود دارند ؟ چرا همشون شبیه به اخلاقیات مختلف انسان هستند ، همچنین تمامی خلقت این دنیا ، مثل دریا که نشان بزرگی دل و مهر انسانه ، یا کوه که نشانه استواری ، گاهی اوقات سخت و عصبانی بودن ، یا فضا و سیاهی بسیار زیاد ، خوب به این معنیه که سیاهی و بدی همیشه بیشتر از خوبی هست و این هم الآن این دنیا رو نشون می ده ....
چرا خدا به رنگ سیاهی رو برای نور انتخاب نمی کرد و ما هم برای در امان موندن ازروشنایی به نور سیاه پناه نمی بردیم .... اینا همه اش نشانه هست .
به نظر من همه ی اینجا ساخته شده برای ما ... برای اینکه به درون خودمون پی ببریم .. این همه حیوان و ... فقط برای نشان دادن حقایق به ما هستند ...چرا وقتی به یک کوه نگاه می کنیم ... یک حس فلسفی و زیبایی و زنده به ما دست می ده ولی به یک ساخته دست انسان نگاه می کنیم ....پوچ و بی معنیه !؟!
خو خیلی ها میان می گن که قبل از ما هم حیوانات و موجودات دیگه ای بودند ... پس ... ولی من می گم که چرا ختم این دنیا با وجودیت انسان ها انجام می شه ؟
سوسکی که ما ازش بدمون میاد .... نشانه از پوچی و بی هوده زندگی کردن بعضی از انسان ها هست که خیلی برای ما مهم نیست ! بعضی بدشون میاد ...بعضی ها از تموم کردن کار این افراد لذت می برند !
افرادی هم که از نشستن در طبیعت لذت نمی برند و طبیعت را از بین می برند یعنی خودشون رو دوست ندارند و خواستار از بین رفتن هر چه سریع تر خودشان هستند ...
حالا اگه امکانش هست ...می خوام بدونم ... این افکارم ، درسته یا ناقص و غلطه ؟
خیلی ممنون

پرسشگر گرامی، با سلام و سپاس از ارتباط شما با این مرکز.
دلایل خلقت یا همان هدف خداوند از خلقت انسان یکی از مهم ترین سوالات بشر در طول تاریخ بوده؛ حال در باره اصل خلقت، نكته مهم آن است كه خدايي خدا اقتضای آفرینش دارد؛چرا كه «آفریدن» به معنای ایجاد کردن است. هر وجودی خیر است. لازمه فیاض(بخشنده) بودن خداوند، عطا کردن او است: "... وَ ما كانَ عَطاءُ رَبِّكَ مَحْظُوراً " عطای پروردگارت منع نشده است"، (1). هر چیزی که اقتضای وجود و هستی داشته یا امکان وجود داشتن آن باشد، فیض وجود از خدا دریافت می کند .خداوند بخل در وجود و هستی دادن ندارد، تا موجودی که امکان وجود آن است ، وجود را دریافت نکند. لذا جهان هستی با تمام نظم و زیبایی هایش نمادی از لطف، مهربانی، علم، قدرت، حکمت و... خداست،به طوری که بدون آفرینش، صفات جمال و جلال خدا مخفی و پنهان می ماند .چرا كه هر «بود»ی، «نمود»ی دارد؛ نمی شود فیاض باشد ، اما فیضی نداشته باشد، همان گونه که نمی تواند نور باشد. اما روشنایی نداشته و رحمت باشد. اما بخشش نداشته باشد!
حال در اين باره اگر چه وجود انسان در اين عالم داراي اسرار فراواني بوده و مطابق برخي از احاديث به عالم اكبر تعبير شده است آنچنان كه امير المومنين علي (ع) درباره انسان فرمود" أ تزعم انك جرم صغير و فيك انطوى العالم الاكبر" (2) آيا گمان مي‌بري تو يك جثه‌ي كوچكي؟ در حالي كه جهان بزرگ‌تر در تو پيچيده شده است" و با آمدن انسان به اين دنيا و شناخت تفكر در موحوات آن، به نوعي خود را مي شناسد و به اسرار وجوداش پي برده و به طبع آن خدا را بهتر مي شناسد آنچنانكه از پيغمبر اكرم (ص) نقل شده است كه فرمود" من عرف نفسه، فقد عرف ربّه‏"(3)هر كه خود را بشناسد، پروردگار خود را شناخته است."اما نمي توان يگانه دليل براي خلقت انسان را خود شناسي وي دانسته و اهداف تمام مخلوقات ديگر عالم را در راستاي خودشناسي انسان خلاصه كرد و ديگر فوائد خلق موجودات را ناديده گرفت مثلاً سم مار و عقرب در درمان بسیاری از بیماری ها مورد استفاده قرار می گیرد و به اعتقاد برخی عقرب و مار یکى از مفیدترین حیوانات کره خاکى براى تولید انواع سرم ها و واکسن هاست؛ آن چنان که اخیراً برخی از محققان موفق به استخراج تركيبي از زهر مار و عقرب با نام «ICD» شده اند كه رشد سلول هاي سرطاني را به ميزان 20 درصد متوقف كرده و موجب مرگ طبيعي اين سلول ها شده است و ... لذا هر حيواني فائده خاص خود را داشته كه نمي توان گفت تمامي آنها فقط براي آنكه انسان خود را بشناسد خلق شده اند به علاوه آنكه بر فرض از فلسفه وجودي هر يك از مخلوقات ديگر صرف نظر كنيم ، فلسفه وجودي انسان صرف شناخت نيست تا فلسفه خلقت ديگر موجودات را در همين راستا توجيه كنيم چرا كه صرف شناخت هيچ ثمره و فائده اي ندارد. لذا شناختي داراي اهميت و اعتبار است كه مقدمه عمل قرار گيرد آنچنانكه خداوند فلسفه در خلقت انسانها و اجنه مي فرمايد"وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ " (4) من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند)".
در پايان نمي توان انكار كرد كه بسياري از مخلوقات براي انسان به عنوان اشرف مخلوقات، خلق شده اند؛ اما به هر حال هر يك داراي جايگاه خاصي بوده كه انسان را در رسيدن به اهداف خاص خود كمك مي كنند. حال از آنجا كه فلسفه خلقت انسان ها تنها در شناخت خلاصه نمي شود، خلقت سائر موجودات نيز بايد در راستاي همان اهداف مطرح شده تبيين گردد.

پي نوشت ها:
1- اسراء (17) آيه 20.
2- حسينى همدانى ،‏ سيد محمد،درخشان پرتوى از اصول كافى‏، چ علميه، قم 1363 ه ش ، ج 3 ص 209.
3- الحياة، احمد آرام‏، تهران، چ دفتر نشر فرهنگ اسلامى،1380، ج 1، ص 212.
4- ذاريات (51) آيه 56.