با سلام
می خواستم بپرسم تحمل مصیبت برای ائمه نسبت به بقیه مردم راحت تر نبوده ؟با توجه به اینکه اهل بیت (ع) به این نکته علم داشتند که هر اتفاقی برای ایشان می افته مشیت الهی هست و تسلیم محض اوامر خدا هم بودن و می دونستن که تحمل مصیبت اون ها از نوع بالارفتن و قرب هست نه مثل انسان های دیگر که کفاره گناهان هست ؟
اگر اینطور هست برای من سوال میشه که چرا حضرت سیدالشهدا روی بدن حضرت علی اکبر(ع) اونقدر حالشون بد میشه که دشمن میگه ایشون جون دادن؟
یعنی میشه اینطور گفت مصیبت همونقدر و حتی بیشتر از دیگران اون ها رو اذیت می کرده اما تحملش با توجه به ذکر خدا براشون راحت تر بوده ؟میشه لطفا درباره تحمل مصیبت و میزان اذیت شدن و محزون شدن ائمه از پیش آمدن مصیبت یک توضیح جامع بدین؟

ممنونم

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با مرکز؛
دین اسلام، یکی از انواع صبر را صبر در برابر مصائب و مشکلات خصوصاً صبر در فراق عزیزان عنوان کرده و در این باره از هر گونه جزع و فزع نهی می کند. لذا در حدیثی از امام باقر (ع) نقل شده كه فرمود: کسى که در مصیبتى، شکیبائى ورزد، خداوند عزت او را مى افزاید، و او را با محمد صلى الله علیه و آله و سلم و اهل بیت او علیهم السلام وارد بهشت مى سازد. (1)
اما باید توجه داشته باشید که هیچ گاه اسلام از حزن و اندوه در مصیبت عزیزان نهی نکرده است؛ چرا که حزن و اندوه به هنگام از دست دادن دوستان و بستگان، امرى است که فطرت انسانى بر آن سرشته شده است. لذا وقتى کسى گرفتار مصیبت فقدان عزیز و جگرگوشه‏اى از دوستان و آشنایان خود می‏شود، اندوه او را فرا می‏گیرد و بی‏اختیار اشک از گونه‏هایش جارى می‏شود. و تاکنون مشاهده نشده است که کسى منکر این حقیقت باشد و به طور جدى و واقعى آن را انکار کند. آیا می شود کسی فرزندش را از دست بدهد و محزون نگردد و در اثر حزن اشک از دیدگانش جاری نشود؟ بر این اساس اسلام هیچ گاه با امور فطری مخالفت نکرده و مطابق اقتضائات آن، برنامه‏هاى خود را تنظیم نموده است. پیامبران و ائمه نیز مانند دیگر انسان ها از این اصول و قوانین مستثنی نبوده و مطابق آن عمل می کردند. آن چنان که از انس بن مالك روايت شده است كه مى‏گويد: من روزى به همراه رسول خدا (ص) نزد ابراهیم فرزند ایشان بودیم؛ پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله ابراهيم را در آغوش گرفت و او را مى‏بوسيد و به سينه مبارك خود مى‏چسبانيد. بعد از چند روز ديگر حضرت به ديدار ابراهيم رفت، ديد كه روح ابراهيم از بدنش مفارقت كرده است، اشك از ديدگان مبارك رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله جارى شد. عبد الرحمن بن عوف كه در آنجا حضور داشت به حضرت عرض كرد: اى رسول خدا! شما هم در مرگ فرزند گريه مى‏كنيد؟ حضرت فرمود: اى پسر عوف! گريه من گريه اعتراض به امر خداوند نيست، بلكه گريه رحمت است، و بار ديگر اشك از ديدگان حضرت فرو ريخت و فرمود: ديده مى‏گريد و دل اندوهناك مى‏شود و نمى‏گويم چيزى كه باعث غضب پروردگار گردد. سپس خطاب به ابراهيم كرد و فرمود: اى ابراهيم! ما از فراق تو اندوه ناكيم. (2)
اما آنچه در اسلام به شدت از آن نهی شده است، جزع و فزع یعنی بلند کردن صدای شیون، بر صورت کوبیدن، موها را کندن و گریبان دریدن و به نوعی این حرکات حاکی از اعتراض به خواست و اراده الهی باشد آن چنان که از امام باقر (ع) نقل شده است که فرمود:
"هر كس صبر كند و كلمه استرجاع بر زبان جارى نمايد، و در هنگام مصيبت خداوند را سپاس گويد، به هر چه خداوند براى او مقدر كرده راضى شود، اجرش با خداوند خواهد بود؛ اما اگر صبر نكند، قضاء خدا بر او جريان پيدا مى‏كند و مورد مذمت قرار مى‏گيرد و اجرش هم ضايع مى‏شود".(3)
یا در روایت دیگری از پیغمبر (ص) نقل شده که می فرماید: ".... من از دو نوع صدا و ناله زشت نهى كردم:
1) صداى آوازه‏خوانى لهو و لعب و موسيقى شيطانى
2) صدايى به هنگام مصيبت كه توأم با خراشاندن صورت و پاره كردن گريبان و ناله اعتراض آميز شيطانى باشد. اما گريه من بر مرگ ابراهيم گريه رحمانى است". (4)
در نتیجه ائمه از خواست و مشیت الهی در ورود مصیبت آگاه بوده، و این آگاهی و تسلیم بودن در برابر اراده خدا ، تحمل مصیبت را بر آن ها آسان تر می کند؛ لذا حضرت زینب (س) بعد آن همه مصیبت وارده می فرماید: "مَا رَأَيْتُ إِلَّا جَمِيلاً"جز زیبا ندیدم ". (5) و در این میان اگر چه مصیبت وارده بر ائمه موجب قرب الهی آنان می شود، اما از آن جا که آن ها نیز در امیال ، غرائز و گرایش های فطری مانند دیگر انسان ها بوده و حتی در صفاتی مانند ترحم و عاطفه و ... نسبت به سائر انسان ها در اوج قرار دارند، در سوگ عزیزان خود گریسته و داغدار می شوند. به علاوه آن که شدت حادثه در مصیبت ها، از حیث کیفیت با هم مساوی نبوده و هیچ گاه نمی توان شهادت فردی مانند حسین ابن علی (ع) به عنوان امام و خلیفه خدا در زمین یا حضرت علی اکبر (ع) را با مرگ افراد عادی مقایسه کرد. لذا از آنجا که ائمه با علوم الهی به عمق مصیبت در فقدان این عزیزان آگاهند، به مراتب بیشتر از انسان های عادی عزادار می شوند؛ آن چنان که از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود:"ابَكَى عَلَى أَبِيهِ أَرْبَعِينَ سَنَةً صَائِماً نَهَارُهُ قَائِماً لَيْلُه" (7)... همانا امام سجّاد عليه السّلام براى مصائب پدرش، چهل سال گريه كرد كه روزهايش را روزه گرفت و شب هايش را با عبادت به سر مى‏آورد".

پی نوشت ها:
1. محدث نوری، مستدرک الوسائل، چ موسسه آل البیت،قم 1408 ه ق،ج 3 ، ص 259.
2. جناتی شاهرودی، حسین، آرام بخش دل داغديدگان،چ روح ، قم 1380 ه ش، ص237.
3. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چ الوفاء، بیروت، 1404 ه ق، ج 68، ص 96 .
4. جناتی شاهرودی، حسین، آرام بخش دل داغديدگان، چ روح ، قم 1380 ه ش، ص 238.
5. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، چ الوفاء، بیروت، 1404 ه ق ج 45 ص 115.
6. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة،چ موسسه آل البيت، قم، 1409 ق، ج3، ص 282.