مگه نمیگن خدا عادله؟ پس چرا بین مخلوقاتش فرق میذاره؟ چرا امام علی را از اول امام علی افرید و مارا یه انسان بیخودی و روز قیامت ما با هم سنجیده میشیم؟ اخه امام علی تو خانه خدا به دنیا اومده پس خدا خواسته امام بشه بدون هیچ زحمت و تلاشی بعد خدا از ما میخواد مثل امام علی باشیم

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با مرکز؛
اینکه چرا من،برادر یا پدرم و...امام نشدیم، سوالی است که تفاوتی با این سوالات ندارد؛ مثلا چرا من زن نشدم؟ یا چرا در قرن اول هجری به دنیا نیامدم؟ چرا در اروپا متولد نشدم ؟ و...
همه این سوالات از یک سنخ اند و تفاوت ماهوی با هم ندارند؛ جالب آن که حتی اگر پیامبر می شدید، باز همین سوال مطرح بود که: چرا فردی عادی و به دور از مسئولیت نبوت آفریده نشدم؟ پس سوالات در هیچ شرایطی پایان پذیر نیست و در تحت هر شرایطی، قابل طرح می باشد.
پیامبر شدن همانند رسیدن به هر مسئولیت و جایگاه دیگری، نیازمند اقتضائات و پیش شرط های زمانی و مکانی و روحی و جسمی است که هر فردی از آن ها برخوردار نیست؛ همه این مزایا معلول علت های مختلف و خاص خودند، چنان که زن یا مرد، زیبا یا نازیبا، تندرست یا بیمار خلق شدن ما هم معلول علت های خاص خود است . در دائره ساختار علی و معلولی عالم تعریف می شود.
يقينا بشر در طول تاريخ و در فواصل معين و در مكان هاي خاصي، نيازمند ظهور افرادي بزرگ و لايق براي انتقال معارف و هدايت هاي الهي به توده جامعه بوده ، در اين موقعيت ها، هر فردي كه داراي شرايط لازم و لياقت هاي خاص و در موقعيت مناسب خود بر اساس ساختار علي و معلولي خود متولد مي شد، به اين مقام مي رسيد.
در واقع خدا برای رسانیدن پیام خویش، پیامبرانی را از بین مردم برگزیده است . در هر زمان شخص برگزیده، دارای بالاترین فضائل اخلاقی است . بین مردم زمان خویش شایسته‏ترین انسان برای رساندن پیام الهی و به دست گرفتن این مسئولیت بزرگ محسوب مي شده؛ هرچند در اقتضائات بشري تفاوتي با ديگر افراد نداشته است؛ چنان كه در قرآن آمده:«قل انما أنا بشر مثلکم؛ ای پیامبر ما، به مردم بگو: من انسانی همانند شما هستم». (1)
پس پیامبر در خصوصيات طبيعي بشري، هیچ تفاوتی با انسان های دیگر ندارد؛ مثلاً پیامبر گرامی اسلام (ص) بسان سایر انسان‏ها، دارای زندگی عادی و طبیعی بود، اما در عین زندگی عادی، با مجاهدت و کوشش فراوان، مقام بندگی و شایستگی خود را برای دریافت وحی به اثبات رساند . چون در اين موقعيت خاص نيازمندي به پيامبر و بر اساس شرايط و ضوابط خاص قرار داشت، به اين مقام رسيد.
حال از آن جا كه درك اين شرايط و كمالات، تنها در توان خداوند و مبتني بر علم بي نهايت اوست، گاهي انتخاب ها براي ديگران سخت مي آيد؛ اما حقيقت آن است كه: خداوند بهترين فرد را در هر زمان براي اين مقام بر مي گزيند . اين يعني حقيقت تعبير قرآن : «الله یعلم حیث یجعل رسالته»؛ (2) خداوند آگاه تر است كه رسالت خود را در كجا قرار دهد! با همین معیار برخی را در کودکی امام و یا نبی قرار می دهد .
ممکن است تصور شود در پیامبر شدن، مزیتی است که در نشدن آن نیست که در این صورت تبعیضی بر ما روا داشته شده است؛ اما با توضیح روشن می شود که اصلا این گونه نیست؛ در واقع میزان مسئولیت و شدت آزمایش الهی و سطح توقعات خداوند از یک بنده با مقام و موقعیتی که خداوند به او اعطا می کند، رابطه ای مستقیم دارد . هر چه مقام بالا رود، مسئولیت سنگین تر می‏شود و تلاش و مجاهدت بیش تری می‏طلبد.
این گونه نیست که این مقام را به کسی بدهند و او دیگر خیالش راحت و آسوده باشد، بلکه هر چه مقام بالاتر رود، مسئولیت‏ها بیش تر، تکالیف سنگین تر، هجمه‏های شیطانی بیش تر و تلاش و سختی و مصیبت و امتحان افزایش می‏یابد؛ بلکه رسیدن به مقام نبوت و یا مقامات بعد از آن هم تنها با گذراندن سختی‏ها و تلاش‏ها و امتحاناتی سخت امکان پذیر است، مانند داستان حضرت ابراهیم (ع) و ذبح فرزند و...!
در هر حال هر انسانی در هر موقعیت و وضعیتی که قرار دارد، اگر به وظایف و تکالیف خود عمل کند و از آزمون های خود نمره عالی کسب نماید، به موفقیت و سعادت کامل رسیده است. وضعیت انسانی عادی که از هوش و درک و معرفت و ایمانی متوسط برخوردار است، اما به همه وظایف خود عمل کرده،همانند وضعیت پیامبری است که با سطع بالای معرفت و عنایات الهی و امدادهای غیبی به وظایف سنگین خود عمل کرده، در آزمون های خود، نمره عالی گرفته است.
وضعیت این دو فرد همانند سطح دانش آموز ابتدایی و دانشجوی دکترا است که اگر هر دو تلاش کنند، قادرند نمره بیست بگیرند؛ اگر هر دو بیست گرفتند - از یک جهت- وضعیتی مساوی داشته به یک اندازه قابل تقدیرند.شاید بتوان گفت روایاتی که اشاره به همجواری پیامبران با برخی افراد عادی در بهشت دارد(3)، بیانی از این مطلب و صورتی از همین حقیقت باشد.
در نتیجه ائمه نیز مانند دیگران باید با عمل به دستورات خدا لائق مقام بهشت و سعادت اخروی گردند ، بلکه در مورد آن ها معتقدیم تکالیف بسیار سنگین تر از افراد عادی است ،چنان که در مورد پیغمبر (ص)آمده است:
هان اى جامه به خود پيچيده!پاره‏اى از شب به جز اندكى از آن را برخيز و زنده بدار،يا نصف آن را و يا كمى كم تر از نصف را و يا اندكى بر نصف بيفزا و قرآن را شمرده شمرده بخوان .آماده باش كه به زودى كلامى سنگين بر تو نازل مى‏كنيم.(4)
مطابق این آیه انجام نماز شب بر پیامبر(ص) واجب شده و حال آن که بر انسان های عادی مستحب است . امیر المومنین علی (ع)به عنوان امام و رهبر جامعه به گونه ای زندگی می کند که به فرموده خود " امام شما از دنياى خود به دو جامه فرسوده، و دو قرص نان رضايت داده است‏ و..."(5) بیان این مطلب در زمان امامت و خلافت حضرت بر حکومت اسلامی طی نامه ای به عثمان ابن حنیف نوشته شده است. پی‏نوشت‏ها:
1. کهف (18) آیه 110.
2. انعام (6) آيه 124.
3. شيخ صدوق‏ ، أمالي، انتشارات اعلمى‏، بيروت‏، 1400 ق، ص 298‏.
4.مزمل(73)آیات 2 الی 5.
5. نهج البلاغه ، سید رضی ،نامه 45.