با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با مرکز؛
هر یك از مذاهب فقهى اسلامى براى استنباط احكام دین، از یكسرى اصول و مبانى بهره می گیرند. طبیعى است كه اگر در اصول، مبانى و منابع استنباط با هم اختلاف داشته باشند، نتیجه و ره آورد استنباط ها متفاوت خواهد شد. بسیارى از اختلافات فقهى شیعه و سنی، ریشه در تفاوت دیدگاه ها در اصول و مبانى استنباط دارد، مثلاً اهل سنت افزون بر قرآن و سنت پیامبر (ص) به سنت صحابه و گاهى به سنت تابعین هم عمل می کنند؛ اما شیعه افزون بر قرآن و سنت پیامبر (ص)، به سنت اهل بیت پیامبر (ص) عمل کرده و سنت صحابه را اگر مستند به سنّت پیامبر نباشد، به عنوان منبع شرعى نمى پذیرند.
حال كیفیت وضوى اهل سنت به جهت تفسیرى است كه آن ها از آیه: " يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ وَ امْسَحُوا بِرُؤُسِكُمْ وَ أَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْن..." (1)" هان اى كسانى كه ايمان آورديد چون خواستيد به نماز بايستيد صورت و دست هايتان را تا آرنجها بشوئيد، و پاى خويش را تا قوزك مسح كنيد"، دارند.
چرا که ظاهر معناى آیه چنین است كه صورت و دستها را تا آرنج بشویید. اهل سنت از كلمه "الى" اینگونه استفاده می کنند که دستها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشویید، وحال آنکه به اعتقاد شیعه، كلمه "الى" تنها براى بیان حدّ شستن است، نه كیفیّت شستن یعنی آیه درست به آن مىماند كه انسان به كارگرى سفارش مىكند دیوار اتاق را از كف تا یك متر رنگ كند. بدیهى است منظور این نیست كه دیوار از پایین به بالا رنگ شود، بلكه منظور این است كه این مقدار باید رنگ شود، نه بیشتر و نه كمتر. بنا بر این فقط مقدارى از دست كه باید شسته شود، در آیه ذكر شده ، اما كیفیت آن در سنت پیامبر (كه به وسیله اهل بیت به ما رسیده) آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان. (2)
شستن پا به جاى مسح كه میان اهل سنت رواج دارد، تفسیر خاصى است كه از ادامه همان آیه ارائه دادهاند. به نظر آن ها كلمه: (ارجلكم، "پاها" بر "وجوهكم"، صورت ها) عطف شده و باید مانند آن شسته شود، اما شیعه معتقد است این كلمه بعد از كلمه رؤوس (سرها) ذكر شده و عطف به آن است و باید پاها را مانند سر مسح كنید که البته در این باره بحثهای زیادی وحود دارد که برای رعایت اختصار پاسخ، از بیان آن ها خودداری می کنیم.
در هر حال اختلاف عمل در مذاهب اسلامى ناشى از اختلاف برداشت و فهم متفاوت از آیات بوده و سنت پیامبر را هر دو گروه طبق عقیده خود مىدانند، لذا هیچ یک از شیعه و اهل تسنن اعتقاد ندارند مخالف عمل رسول خدا (ص) عمل می کنند و هر یک عمل خود را مطابق سنت پیغمبر (ص) می دانند که به هر حال حق با یکی از طرفین است که در این میان شیعه بر اساس شواهدی قطعی مدعی است که مطابق سنت پیغمبر (ص) عمل کرده و بر طبق آن وضوء گرفته و نماز می خواند و اساساً بنا بر شواهد تاریخی مدعی است تا قبل از خلیفه سوم، هیچ گونه اختلافی در کیفیت وضوء وجود نداشته و عمل اهل تسنن بعد از آن رایج شده است؛ آن چنان که در کتاب کنز العمال که نوشته یکی از اهل تسنن می باشد به این مطلب تصریح و بیان شده است "عَن اَبی مالِکٍ الدَّمِشْقی قالَ"حُدِّثْتُ اَنَّ عُثْمانَ بْنَ عَفّانٍ اِخْتَلَفَ فی خِلافَتِهِ فِی الْوُضُوءِ". (3) ابومالک دمشقی گفت: "برایم روایت شده که عثمان در زمان خلافتش در وضو اختلاف به وجود آورد".
بر این اساس با شواهد و قرائن فراوان - که اهل تسنن نیز در کتب خود نقل کرده اند- روشن می شود: برخی از اعمال در زمان رسول خدا (ص) عمل می شد؛ بعد از وفات آن حضرت با اغراض مختلف تغییر یافته است. آن چنان که از وضوء روشن تر بحث نماز است که اعمالی مانند دست بسته نماز خواندن ، و ... بعد از رسول خدا (ص) به آن اضافه شد. آن چنان که امیر المومنین علی (ع) در حدیثی می فرماید: "لَا يَجْمَعُ الْمُسْلِمُ يَدَيْهِ فِي صَلَاتِهِ وَ هُوَ قَائِمٌ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَتَشَبَّهُ بِأَهْلِ الْكُفْرِ يَعْنِي الْمَجُوسَ" (4) مسلمان دو دست خود را روى هم نمىگذارد. در نمازش با اينكه در مقابل پروردگار عزيز ايستاده شبيه به اهل كفر مىشود؛ يعنى مجوسان." حال اگر سخن وی به عنوان امام و جانشین بلافصل پیغمبر (ص) پذیرفتنی نباشد، آیا بر فرض به عنوان خلیفه چهارم نباید اهل سنت آن را قبول کنند!؟
پی نوشت ها:
1. مائده (5) آیه 6.
2. مکارم شیرازی، ناصر، تفسير نمونه، چ دار الکتب الاسلامیه ، تهران، 1374 ه ش، ج 4، ص 287.
3. کنز العمال، ج6، ص606 ، ح 27609. (http://www.fetrat.com/WFM_Article.aspx?FLD_ID=446)
4. محدث عاملي، تفصيل وسايل الشيعه إلى تحصيل مسائل الشريعة، چ آل البيت، قم 1409ه ق، ج 7، ص 267.






