می خواستم بدانم سرنوشت چند تن از دشمنان امام حسین چه شد. 1-کثیر بن شهاب 2-بکیر بن حمران 3-نوفل 5-عزره بن قیس ایا این افراد کیفر و مجازات دنیوی شان را دیدند.وهمچنین خواهشمندم نحوه به هلاکت رسیدن این افراد را توضیح بدهید.
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با مرکز؛
در ابتدا بیان این مطلب بایسته است که سرنوشت همه قاتلان شهدای کربلا مشخص نیست، و قاتلان شهدای کربلا بیشتر از آن است که مختار از آنان انتقام گرفت، همچنین وضع و سرنوشت کسانی که مختار از آنان انتقام گرفت، نیز معلوم نیست؛ (1) زیرا برخی از قاتلان فرار کردند و برخی نیز به صورت دست جمعی اعدام شدند، مثلا مختار تمام كسانى را كـه در روز عاشورا، با اسب بر بدن مقدس امام حسین (ع) و شهدا تاخته بودند و تـعـدادشان ده نفر بود، را دستگیر كرد، دست و پایشان را بست، از پشت بر زمین خواباند و به زمین میخ كرد و اسبها را با نعل تازه، بر بدنهاى آنان تازاند تا پیكر آنان در هم شكـسته شد. سپس بدنهاى آنان را به آتش سوزاندند. ایـنـان عـبـارت بـودنـد از: اسـحـاق بـن حـوبـه، اخـنـس بـن مـرثـد، حـكـیـم بـن طفیل، عمرو بن صبیح، رجاء بن منقذ عبدى، سالم بن خیثمه، واحظ بن ناعم، صالح بن وهب، هانى بن ثبیت و اسید بن مالك.
درباره سرنوشت افراد - که شما بدان اشاره نمودید - باید گفت :
حارث بن نوقل:
وی در کربلا بر بدن زینب تازیانه زد و مانع رسیدن آب به خیمه گاه امام حسین (ع) شد. مختار پس از دستگیری او را شدیداً مجازات كرد و فرمان داد او را بر عقابین (دو چوب كه مقصر را بر آنان به دار می كشیدند) كشیدند و هزار تازیانه به او زدند و هنگامی كه آب طلبید مختار گفت: ای ملعون! تو فرزند رسول خدا را تهدید كردی و آب ندادی، من نیز تو را آب ندهم. سپس فرمان داد تا هزار تازیانه دیگر بر او زدند و به هلاکت رسید. (2)
عزره بن قیس احمسی
"عزره بن قیس " (3) یا عروه بن قیس ( 4 ) از نیز کسنی است که سرنوشت او معلوم نیست. شاید وی از افراد باشد که به طور دستی جمعی توسط مختار کشته شده است یا فرار کرده است، آنچه درباره وی آمده این است که او از کسانی است که برای امام نوشت و از ایشان برای حضور در کوفه دعوت نمود و آنگاه همراه عمر بن سعد شد تا در نبرد بر علیه امام شرکت کند. وقتی ابنسعد از او خواست نزد امام رود و از حضرت بپرسد که چه چیزی ایشان را به این جا کشانده است؟ او از آن جایی که برای امام نامه نوشت بود، از رفتن نزد امام شرم داشت. (5)
بكيرِ بن حَمران احمرى
از كوفيان طرفدار يزيدمی باشد. وى كسى بود كه در كوچه هاى كوفه با مسلم بن عقيل نبرد تن به تن كرد و ضربت تيغ مسلم او را مجروح ساخت . هم او بود كه به دستور ابن زياد، مسلم را بالاى دارالا ماره برد و سر از بدنش جدا كردن و بدن او را به زمين انداخت (6) از سرنوشت وی نیز اطلاعات کافی در اختیار نیست. شاید وی فرار کرده باشد و یا توسط مختارکشته شدده باشد.
شهاب بن كثير بن شهاب حارثي
شهاب از سردمداران جبهه اموي بود و در زمان خروج مسلم بن عقيل در کوفه در ارعاب مردم و جدا کردن آنان از مسلم بن عقيل، نقش فعالي را به عهده داشت. او مشاور مخصوص عبيدالله بن زياد جنايتکار بود و با تمام نيرو براي بد نام کردن امام حسين عليه السلام و مسلم بن عقيل، فعاليت کرد و نيروهاي مردم کوفه را از ياري مسلم بازداشت. پس از شهادت مسلم، او همراه لشکرکشي ابن زياد به کربلا (در نيروهاي مسلح دشمن) به جنگ امام حسين (ع) آمد، شيعيان و طرفداران امام حسين (ع) سخت از او دل پري داشتند و آرزويشان اين بود که به دست انتقام سپرده شود، اما بعد از واقعه ي کربلا، خداوند او را مهلت نداد و به هلاکت رساند. (7)
پی نوشت ها :
1. ابوفاضل رضوی اردکانی، ماهیت قیام مختار،قم، دفتر تبلیغات اسلامی ، ص461.
خود
http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=934&articleID=420840. 2
3. طبری، تاریخ الامم و الملوک، قاهره مطبعه الاستقامه بالقاهره ، 1358ه ج 4، ص 310.
4. شيخ مفيد الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، كنگره شيخ مفيد، ج 2، ص 38 و 84.
5. همان ، طبری، تاریخ الامم و الملوک، قاهره مطبعه الاستقامه بالقاهره ، 1358ه ج 4، ص 310 .
6. لهوف،ترجمه مير ابو طالبى ، دلیل ما ، ص 107 ، جواد محدثی ، فرهنگ عاشورا ، کلمه" بکیر " .
7. http://www.tebyan-zn.ir/up/rohisamadi/66462/






