با سلام
1-چرا جواب سوالات اعتقادی اینقدر دیر میاد؟
2-چرا تو روایات از تفکر در مورد خود خداوند منع شده؟

از تاخير در ارسال پاسخ ها متاسفيم ، اما حجم انبوه سوالات پرسشگران بخصوص در ايام ماه رمضان و برخي مشكلات نرم افزاري باعث تاخير در ارسال پاسخ ها شد كه اميدواريم به زودي اين مشكل برطرف گردد .
در مورد پرسش شما بايد گفت : مشکل اصلی در مورد عدم امکان شناخت ذات خدا این است که در فرایند شناخت لازم است نوعی ارتباط خاص بین مدرِک و مدرَک یا عالم و معلوم به وجود بیاید، زیرا علم یا به نحو حصولی است و یا حضوری. در مورد ادراک ذات خداوند هیچ کدام از این دو طریق به طور کامل برای ما حاصل نمی گردد؛
حقیقت خدا و صفات او که عین ذات اوست، نامحدود است. برای آن حد و انتهایی فرض نمی‏شود، ولی جز او همه‏ موجودات محدود هستند. از این جهت، هیچ کس نمی‏تواند کنه ذات و صفات او را درک کند؛ زیرا محدود، نمی‏تواند نامحدود را درک کند. رابطه مدرِک و مدرَک به معنای صحیح شکل نمی گیرد. چون ادراک همانند قرار گرفتن یک مظروف در یک ظرف است. همان طور که یک کاسه گنجایش آب دریا را ندارد، ذهن محدود بشر هم نمی‏تواند به کنه ذات نامحدود خدای جهان پی ببرد؛ برای درک یک حقیقت باید احاطه بر آن یافت. احاطه موجود محدود (انسان) بر ذات نامحدود (خداوند ) محال و ناشدنی است.
در کلمات پیشوایان دین وارد شده است:
"کلّما میزتموه باوهامکم فی ادقّ معانیه فهو مخلوق مثلکم مردود الیکم" (1) هر چه در ذهن شما بیاید و آن را تصور کنید،در دقیق ‏ترین جلوه‏ها و مفهوم‏هایش، خدا نیست، بلکه او هم مخلوقی مثل شماست، که در وجودش محتاج است و برگشت وجود او به شما است.
چه بسا معنای روایاتی که از پیامبر و ائمه(علیهم السلام) رسیده است که فرموده اند: درباره‏ ذات خدا فکر نکنید (که به جایی نمی‏رسید، بلکه از این راه ممکن است شیطان سوء استفاده کرده و شما را منحرف کند) اما درباره‏ نعمت‌ها و آثار عظمت او فکر کنید (تا به معرفت و ایمان شما افزوده گردد) (2)اشاره به همین حقیقت داشته باشد.
معنای روایات این نیست که در بحث خداشناسی وارد نشوید، بلکه بحث در باره‏ خدا و صفات او در حد خود لازم است، اما کسی نباید توقع داشته باشد که به کنه ذات خدا پی ببرد. بر این اساس، پیشوایان دینی مردم را از تفکر در ذات الهی منع کردند؛ به این علت که پی بردن به کنه ذات الهی، امری محال و غیر ممکن است. از این رو تلاش در این راه، چیزی جز حیرت و سرگردانی در پی نخواهد داشت.
شناخت حصولی یک حقیقت از طریق تعریف و داشتن حد تام از او به دست می آید. در مورد خداوند ماهیتی متصور نیست تا جنس و فصلی و تعریفی وجود داشته باشد؛ تصویر ذهنی از خداوند که فرضا از طریقی حاصل شود و به ادراک خداوند منتهی گردد، برای ذهن ما به وجود نخواهد آمد؛ زیرا صورت ذهنی از وجود نامحدود نمی تواند در ظرف ادراکی محدود شکل بگیرد، زیرا هر چند تصور حقیقت نامحدود ممکن است- چون مفهوم نامحدود، مفهومی محدود است - اما تصور نامحدود ممکن نیست، زیرا ذهن محدود است. نامحدود دارای صورتی نخواهد بود که در ذهن محدود بگنجد.
علم حضوری هم در این ادراک متصور نیست، زیرا حقیقت علم حضوری اتحاد عالم با معلوم است. در اتحاد سنخیت وجودی لازم است و بین وجود امکانی ما با وجود واجب چنین سنخیت مطلقی وجود ندارد تا اتحاد کامل حاصل گردد.
حضرت علی (ع) فرمود:
«لم یُطلع العقول على تحدید صفته ولم یحجبها عن واجب معرفته؛(3) عقل‌ها را بر حقیقت ذات خود، آگاه نساخته، اما از معرفت و شناسایی خود باز نداشته است». از این کلام معلوم می شود که خدا امکان دست یابی مخلوق به ذات غیبی خودرا نداده، چه این که طبق این سخن معلوم می‌شود که عقل و خرد آدمی گرچه توان شناخت حق تعالى را دارد، ولی از شناخت کُنه حقیقت او عاجز است، دلیلش آن است که عقل آدمی محدود است. موجود محدود نمی‌تواند هستی نامحدود خداوند را به طور کامل درک کند و کنه ذات او را بشناسد،چه اینکه شناخت و علم به چیزی، به معنای احاطه به آن شیء معلوم است، هرگز موجود ممکن الوجود و محدود نمی‌تواند بر خداوند احاطه علمی پیدا کند.
عنقای ذات متعالی خداوند بلندتر از آن است که به گمان و کمند عقل آدمی گرفتار شود. در نتیجه گفتند که در ذات خداوند تفکر نکنید زیار نتیجه ای از ان حاصل نمی شود اما چنان که گفتیم تفکر در صفات الهی در محدوده گنجایش عقل بشری امری بسیار مطلوب و ارزشمند است و آیات و روایات خود مملو از بیان همین صفات و توضیحات افعال الهی است و اگر تفکر در مورد خداوند به طور مطلق ممنوع بود یا به نتیجه نمی رسید بیان این همه آیه و روایت در مورد خداوند معنا نداشت .

پی‌نوشت‌ها:
1. سید رضی ، نهج البلاغه، نشر هجرت‏ ، قم‏، 1414 ق، خطبه 49.
2. کافی، ج 2، ص 93،نشر دار الکتب الاسلامیه ،تهران ،بی تا.
3. اسراء (17) آیه 85.