با سلام
من در بحثی با یک شخص سنی به این سوال برخوردم.
من می دانم که پیامبر در غدیر خم مسئله ولایت امام علی را مطرح کردند ولی می بینیم که همچنان بر سر آن اختلاف است، و می دانم که پیامبر پیش از وفات در بستر بیماری می خواستند وصیت کنند ولی اگر این مسئله به این مهمی را در زمانی کهبیمار نبودند به صورت کتبی به همه اعلام می کردند دیگر هیچ کس نمی توانست پس از ایشان ادعای خلافت کند.
اگر منبع سنی برای پاسخ به این سوال هست ممنون می شوم که آن را معرفی کنید.
با تشکر
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز؛
اولا بنا به ديدگاه اهل سنت انتخاب ابوبكر به خلافت به وسيله شوراي سقيفه، مگر بر اساس وصيتي مكتوب از رسول خدا بوده است ؟خير روشي بود كه در سقيفه پايه ريزي شد حتي در انتخاب خلفاي بعدي نيز اعمال نشد.
ثانيا پیامبر(ص) و ائمه اطهار، در امور زندگی و انجام کارها و سپردن مسئولیتها به افراد و موضعگیری و برخورد با دیگران از علم غیب، استفاده نمیکردند. آنان در کارهای مهم مانند دیگران، با یاران خود مشورت میکردند، بر اساس امور عادی اقدام به جنگ یا صلح میکردند. گاهی در جنگها شکست میخوردند، گاهی حاکم با فرمانده سپاهی که معین کرده بودند، بعد از مدتی مشخص می شد که فاسد و ناصالح است، مانند انتخاب خالد بن ولید توسط پیامبر(ص) و جنایت و ظلمی که در مورد طایفه بنی خذیمه انجام داد، چون قرار نبود که در امور عادی از علم غیب استفاده کنند، زیرا کارهای آنان باید مانند سایر مردم باشد، تا بتوانند برای دیگران الگو و اسوه باشند.
البته آنان در موارد بسیار محدود که ضرورت ایجاب میکرد، از علم غیب استفاده میکردند، ولی روش معمول آنان، عمل بر اساس متعارف بود.(1) بر این اساس پیامبر(ص) نسبت به جانشینی علی(ع) اقدام لازم را انجام داد. در موارد گوناگون در ارتباط با جانشینی حضرت بعد از خویش سخن گفت. به نظر می رسد که به توجه به توصیه ها و سفارش متعدد پیامبر (ص) و نزول برخی از آیات در این موضوع، دیگر مشکل چندانی در این مسئله وجود نداشته باشد ، به خصوص آن که در روز غدیر بسیاری از مردم و حتی شیخین با حضرت علی (ع) بیعت کرده بودند ، اما در روزهای آخر عمر پیامبر چند چیز را مشاهده کردند که موجب نگرانی می شد، مانند داستان تخلف از جیش اسامه که پیامبر در آن زمان تصمیم به نوشتن گرفتند. این تصمیم با توجه به اوضاع و شرایطی بود که در آخر عمر مبارک ایشان اتفاق افتاد و نشانه هایی از مخالفت ها آشکار شد.
چگونه می توان باور کرد که پیامبر با وجود چنین آیه ای مبنی بر لزوم وصیت ، وصیت ننموده باشند؟ (کُتِبَ عَلَیْکُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالأقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِینَ )هر گاه يكى از شما را مرگ فرا رسد و مالى بر جاى گذارد، مقرر شد كه درباره پدر و مادر و خويشاوندان، از روى انصاف وصيت كند. و اين شايسته پرهيزگاران است. (2)
آنچه در واقعه یوم الخمیس (روز پنج شنبه) اتفاق افتاد، مبنی بر درخواست دوات و قلم برای نگاشتن وصیت كه البته با مخالفت عمر مواجه شد، مطلب تازه ای نبوده ،بلکه تاکید بر وصایت علی (ع)بوده است که از آغار دعوت پیامبر به اسلام تا زمان رحلت در موقعیت های مختلف پیامبر به آن تصریح می نمود.
اما از اهمیت نوشته نباید غافل شد که اگر در واپسین لحظات عمر پیامبر وصیت مکتوب و مجدد به وصایت حضرت تصریح می گشت، می توانست تا حدودی از بروز اختلافات بسیاری جلوگیری کند.
به هر روی نگارش وصیت پیامبر اگر چه عملی نشد اما پيامبر هر آنچه كه قصد نگارشش را داشت، پيش تر بيان نموده بود .بنا بر این بیان شفاهی آن در حضور دیگران هم کافی بود. نگارش آن ها امري تاكيدي است.
اعلان ولایت و وصایت علی (ع)توسط پیامبر(ص)در موقعیت های گوناگونی بیان گشته، مانند آیه های ولایت، تبلیغ، اولو الامر و قربی، نیز ماجرای یوم الدار،وزارت، منزلت،غدیر و...... در واقع وصیت شفاهی حضرت در مقابل انبوهی از مردم بوده ، اینکه در روز پنجشنبه به علت کار شکنی برخی موفق به نگارش وصیت نگشت، منافات با اصل وصیت ندارد.
برای آگاهی بیش تر به کتاب فروغ ولایت از آیت الله سبحانی مراجعه نمائید.
پي نوشت ها:
1. بررسی مسائل کلی امامت، آیت الله امینی، ص 281.
2. بقره (2)آيه 180.






