با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما
عرض کنم که من حدود 50سال سن دارم و مقلد ایتاله مکارم هستم، مدتی است شبهه و سوالی تمام فکر و ذهن من را بخود مشغول کرده که خیلی هم آزار دهنده است موضوع از این قرار است که در ابتدای تمامی رسالات عملیه مراجع تقلید به این نکته مهم اشاره شده که اصول دین تحقیقی است و هر مسلمان با هر درجه علم و دانش باید در مورد اصول پنجگانه دین به تحقیق و تفحص بپردازد تا به یقین برسد ولی فروع دین را میتوان از مراجع تقلید نمود، در مورد تحقیق در اصول اعتقادی من حقیقتا تا کنون کاری نکرده ام و اصلا به فکر نیافتاده ام که باید حتما این کار انجام بدهم بلکه اعتقاد موروثی خود را که از خانواده و جامعه گرفته ام بعنوان اصلی خلل ناپذیر و حقیقت محض تصور کرده ام در حالی که اگر مباحثه ای بخواهد بین من و افرادی که تمامی اصول اعتقادی را به زیر سوال میبرند و ایجاد شبهه میکنند انجام شود (امروزه این افراد در جامعه هم کم نیستند)در همان ابتدای بحث چون چیزی برای اثبات اصول اعتقادی خود ندارم مغلوب خواهم شد. حالا من خیلی توجهی هم به استدلال و افکار اینگونه افراد ندارم ولی برای وجدان و عقل خودم میخواهم قانع شوم که تکالیف شرعی خودم را برای رسیدن به حقیقت انجام داده ام که در غیر اینصورت سایر فرائض دینی ام هم بی ارزش و مقبول واقع نمیشود. از شما خواهش میکنم من را راهنمایی کنید و به سوالات زیر پاسخ بدهید:
1-اصولا تحقیق یعنی چه؟
2- تحقیق در اصول دین یعنی چه؟
3- تحقیق در اصول دین چه مبنا و ماخذی دارد؟ از چه منابعی باید صورت بگیرد؟
4- از تحقیات انجام شده چگونه باید نتیجه بگیرم؟ چگونه مطمئن باشم که نتیجه گیری درستی انجام داده ام؟
5- این تحقیقات را تا کجا باید ادامه بدهم و تا چه زمانی؟
6- تکلیف این اعمالی که تا بحال بعنوان تکالیف شرعی انجام داده ام چه میشود صحیح است یا باطل و باید قضای آنرا بجا بیاورم چون اصل مبنایی که اصول اعتقادی است را انجام نداده ام. از اینکه مزاحم وقتتان شدم عذر میخواهم. منتظر پاسخ هستم.
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز؛
چیستی تحقیق و تحقیق در اصول:
تحقیق به معنای درست کردن، رسیدگی و بررسی نمودن و اندیشیدن است.(1)
هر یک از ما لازم است با عقل و استدلال، باورهای دینی خود را عقلانی نماییم و در باره آن پرسش و جو کنیم ، فکر نماییم و بررسی و دقت کنیم تا از خطر شبهات و تردیدهای ناگهانی نجات یابیم .
البته در مراحل عالی و بالا ، اعتقاد به یک دین در معنای حقیقی آن، باور و ایمان و عقیده درونی به درستی مبانی فکری و معرفتی و دستورعمل های مرتبط با آن دین است ؛ اصولا عقیده از ماده عقد ( گره) است، یعنی چیزی که به جان انسان گره می خورد؛ در نتیجه اعتقاد کامل به یک دین علاوه بر ایمان درونی و فطری و باور قلبی که انسان به شکل عادی دارد ، نیازمند تلاشی مضاعف و رسیدن به برهان و دلیل قطعی در خصوص آن است که ایمان قلبی انسان را به درجات بالاتر و عالی تری می رساند .
در واقع شیوه درست ورود در این عرصه آن است که انسان با در اختیار داشتن ابزار و شرایط مناسب تحقیق ، به شکلی منطقی و صحیح و در بستری مناسب به جستجوی بی تعصب حقیقت بپردازد تا به نتیجه مطلوب برسد .
مهم ترین ابزار در این مسیر و به جهت رسیدن به این هدف مهم ، استفاده از قوه عقل که از مهم ترین عنایات و نعمات خداوند به بشر است می باشد .به همین جهت تفکر و تامل عمیق و صحیح در بسیاری از اصول و مبانی دینی برای نتیجه گیری در این باره بسیار مهم است ؛ پس کیفیت درست اندیشیدن و چگونه اندیشیدن و موضوعاتی که باید در آن ها تفکر کرد ،برای نتیجه گیری در این راه بسیار اهمیت دارد .چه این که بر اساس اندیشه شیعی باید در اصول دین تحقیق شود . اصول دین باید براساس تعقل و تفکر و استدلال باشد؛ زیرا اصول دین زیربنای فکری مسلمان را تشکیل میدهد. باید زیربنا، مبتنی بر تفکر باشد. بر همین اساس خداشناسی تعبدی نیست، بلکه خدا باوری و معادشناسی، براساس منطق و عقل و استدلال می باشد. در آیات متعددی از قرآن، خداوند انسان ها را دعوت به تفکر کرده حتی به آن فرمان می دهد . مهم ترین موضوع تفکر نیز همان اصول و پایه های اصلی دین است. خداوند انسان را به تفکر در نظام آفرینش فراخوانده است تا با تعقل پی به اثبات خدا پی ببرد.
مبانی و مآخذ و منابع تحقیق در اصول دین
مباحثی که در آغاز رساله توضیح المسایل آیت الله وحید خراسانی آمده ، برای پرسشگر محترم بسیار مفید و آموزنده و موثر است (2) ولی از نظر شیعه، سه منبع خاستگاه اندیشه مذهبی تلقی میشود:
اول قرآن،
دوم سنت (گفتار و کردار پیامبر و ائمه)
و سوم عقل ؛
اجماع در صورتی که کاشف از نظر معصوم باشد، نیز جزو منابع محسوب میگردد. عمده سه منبع اول است.
علامه طباطبایی در باره منابع اندیشه مذهبی شیعه در کتاب «شیعه در اسلام» به تفصیل بحث کرده ، جزئیات این منابع و میزان اعتبار و کاربرد آن ها را تشریح نموده ،خلاصه سخن او :
تفکر مذهبی همانند سایر تفکرات، مأخذی میخواهد که مواد فکری از آن سرچشمه بگیرد و به آن تکیه بزند. یگانه مأخذی که دین آسمانی اسلام به آن اتکا دارد ، قرآن کریم است. قرآن مأخذ اساسی هر گونه تفکر اسلامی است که مآخذ دیگر دین را اعتبار و حجیت میدهد.
منبع دیگر روایات و احادیثی است که پیامبر و ائمه(ع) نقل شده ، در نحوه استفاده و ملاک اعتبار سنت بحثهایی در میان صاحب نظران مطرح است، ولی اصل مطلب از نظر همگان بر اعتبار سنت قطعی است.
چه اینکه عقل نیز از منابع اندیشه مذهبی تلقی میشود که راهکارها و روش خاص خود را دارد. در مجموع این سه منبع از منابع معتبر اندیشه شیعی است.
در کنار این منابع شناخت عرفانی و شهود قلبی نیز به عنوان منابع شناخت و اندیشه شیعی مطرح است. (3)
چگونه از درستی تحقیق خود مطمئن شویم ؟
عقل و آموزه های وحیانی اعم از قران و روایات صحیح حجت خدا است. خداوند برای شناخت خود و تامین زندگی سعادتمندانه بشر دو راه قرار داده یکی راه وحی و دیگری راه عقل. در روایتی آمده:
«ان الله علی الناس حجتین: حجه ظاهره و حجه باطنه، فاما الظاهره فالرسل و الانبیاء و الائمه علیهم السلام، و اما الباطنه فالعقول؛ خداوند بر مردم دو حجت دارد: یکی حجت ظاهری و دیگر حجت باطنی، اما حجت ظاهری انبیا و ائمه اند، اما حجت باطنی عقل های مردم است».
از این رو برخی از اندیشوران بزرگ تصریح کرده اند: در برخی امور عقل معیار، در برخی مصباح و چراغ، در بعضی دیگر مفتاح و كليد است . در مجموع عقل را در همه محورهای سه گانه معتبر است. معیار و میزان بودن عقل نسبت به برخی از امور و اصول و عقاید به گونهای است که انسان به کمک آن ها ضرورت شریعت وحی را اثبات میکند، ولی عقل با تدبر در چشمه سار زلال وحی از تمام غبارهایی که او را تیره و تار نماید ، پاک میشود.
بنابراین حضور عقل در دامن شریعت همانند وجود چراغ است که آدمی را به جریان جاودان رسالت و سرچشمه جوشان شریعت هدایت میکند. با تمسک به این چراغ است که احکام شریعت مشخص میگردد. مفتاح و کلید بودن عقل نسبت به شریعت به این معناست که عقل بعد از آن که به عنوان چراغ وظیفه خود را نسبت به قوانین و مقررات شریعت انجام داد و احکام شریعت را در افق هستی خود به صورت مفاهیم کلی اظهار نمود ، نیاز خود را به شریعت اذعان میکند. (4) بنابر این آنچه از راه عقل وحی به دست می آید ، معتبر و حجت است و انسان را به صحت آن رهنمون می کند .
گرچه مراجع عظام و صاحبان فتوا در رساله عملی خود، تقلید در اصول دین را جایز نمی دانند: عقیده مسلمانان به اصول دین باید از روی دلیل باشد، و نمی تواند در اصول دین تقلید نماید....(5) در نتيجه اصول دین باید از روی یقین حاصل گردد ،ولی یقین اگر از طریق گفته دیگران برای انسان حاصل گردد ، کافی است.(6) بنابر این اعمالی که بدین صورت انجام شده،صحیح است .
پی نوشت ها :
1. معارف و معاریف ،نشر دانش، قم، 1376 ش ،ج3 ،ص510.
2. شیخ حسین وحید خراسانی ،توضیح المسایل ، نشر مدرسه امام باقر، قم، 1419 ق، ص21.
3. علامه طباطبایی ،شیعه در اسلام، نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1348 ش، ص42 .
4. جوادی آملی، معرفت در آینه شریعت، نشر الزهرا، تهران، 1378 ش ، ص 211.
5. توضیح المسایل مراجع ،نشر انتشارات اسلامی ،قم 1386 ش، ص 13.
6. آیه الله شبیری زنجانی، رساله توضیح المسایل،انتشارات سلسبیل ، قم 1388 ش ،ص5.






