سلام ، سوال: حدیثی از حضرت محمد(ص) هست که فرمود: من دو چیز در میان شما به امانت میگذارم یکی قرآن و دیگری اهل بیتم ، مادام که به این دو تمسک جویید منحرف نخاهید شد تا اینکه در بهشت کنار حوض کوثر به من برسید، من سوالم اینه در مورد قرآن میتونم بفهمم که باید بخونیم و به آیاتش ایمان داشته باشیم و بهش عمل کنیم ولی در مورد اهل بیت پیامبر نمیدانم منظور پیامبر اکرم(ص) چیست ، اهل بیت نزدیک 10قرن هست که در بین ما نیستند ما چطور تمسک به ائمه جوییم آیا منظور توسل هست یا ایمان به امامت ایشان ،و اصلا اعتقاد به امامت چه مشکلی از جهان اسلام را امروزه حل میکنه چون هر چی بوده مربوط به زمان اونها بوده که گذشته و در قرآن نیز آمده پیشینیان هر چه کردند برای خود کردند و شما هم هر چه کنید برای خود میکنید ،در کل منظور حضرت محمد چه بوده، من خود را مسلمان میدانم با تفکر بهش رسیدم ولی شیعه یا سنی بودن را مانده ام چون کتابها و احادیث جعلی زیاد هست احادیث صحیح هم هست ولی انقدر احادیث راست و دروغ قاطی شده که نمیتوانم تشخیص دهم کدام مذهب راست هست ،یک چیزهایی در عقیده شیعه به نظرم درست هست یک چیزهایی در عقیده سنی ، مطلب را برایم اگر امکان دارد روشن کنید و اگر قانع نشدم باز خواهم پرسید، تشکر

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز؛
از اینکه به دنبال حقیقت هستید، به شما تبریک می گوییم. منظور از تمسک به اهل بیت در همین روایتی که خود ان را ذکر کرده اید آمده است؛ یعنی به اهل بیت همانند قرآن به عنوان مرجعی برای امور دینی و دنیوی خود باید مراجعه کرد و ایمان داشت که آن ها مانند قرآن پاک و عاری از گناه و اشتباه و خطا هستند. عمل به دستورات و فرمایشات آن ها در کنار دستورات قرآن بهترین و کامل ترین راه بشر برای رسیده به زندگی مطلوب دنیوی و اخروی است.
فرمودید: ائمه ده قرن است که در کنار ما نیستند؛ سخن شما مورد قبول ما نیست!! حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به عنوان امام آخرین و خاتم الاوصیاء همیشه در میان ما بوده و هیچگاه زمین از حجت خالی نبوده است، اگر چه که به دلایل مختلف از درک و دیدار مستقیم ایشان محروم هستیم، اما همواره مانند خورشید پشت ابر، از مواهب ایشان بهره مند بوده ایم.
اما گفته اید که منظور از قرآن، خواندن و عمل به آن است و وجود ائمه معلوم نیست که قرار است چه دردی را از مسلمانان دوا کند، حال من سوال می کنم که قرآن برای چه نازل شده؟ مگر نه اینکه قرآن برای هدایت انسان ها و حل اختلاف و نشان دادن صراط مستقیم (که یگانه است) نازل شده ؟ اگر این چنین است آیا قرآن برای حل اختلاف و نشان دادن راه توحید کافی است ؟ اگر اینچنین بود، چرا برداشت های متفاوتی از قرآن می بینیم و حتی مشاهده می کنیم که عده ای از مسلمان ها عده دیگر را تکفیر کرده و حکم به قتل آن ها می دهند و به قرآن برای صدور چنین رای باطلی استناد می کنند؟ یا انسان ها همه یا اهل علم می توانند به قرآن مراجعه کرده و به قرآن عمل کنند و هدایت یابند ؟ یا علاوه بر قرآن باید مفسر و بیانگر و معلمی هم در کنار قرآن باشد که قول او حجت بوده و حل اختلاف کرده و راه یگانه را نشان داده و خاستگاه اختلاف را که اختلاف برداشت و فهم وتفسیر است، بردارد؟
لذا در کنار قرآن ما به مفسر و مبین قرآن نیازمندیم تا آیات آن را آنگونه که شایسته است و به دور از هواهای نفسانی و قومی و قبیله ای برای مسلمانان بیان کند. قرآن خود در درجه اول پیامبر را به عنوان مفسر و مبین وحی بیان می کند: «و انزلنا الیک الذکر لتبین للناس ما نزل الیهم؛ (1) ما اين ذكر [قرآن‏] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است براى آن ها روشن سازى و شايد انديشه كنند!».
در درجه دوم خود حضرت رسول (ص) در همین حدیثی که ذکر کردید و احادیث دیگر اهل بیت خود را در کنار قرآن که ثقل اکبر است، به عنوان ثقل اصغر معرفی می نمایند که وظیفه آن ها تفسیر آیات قرآن و دستورات درون آن در کنار رهبری و ولایت بر جامعه اسلامی است.
اما در مورد احادیث درست و نادرست، خود ائمه برای تشخیص احادیث صحیح از احادیث ناصحیح راه حل نشان داده اند. ایشان می فرمایند: «ما اتاكم عنّا من حدیث لا یصدقه كتاب الله فهو باطل؛ (2) آنچه که از ما به عنوان حدیث نقل می شود، اگر موافق با قرآن نباشد، باطل و دروغ است». یعنی اگر حدیثی را یافتید و خواستید نسبت به صحت و سقم آن تحقیق کنید، ببینید موافق با کتاب خداست یا خیر، اگر بود آن را اخذ کنید و اگر نبود آن را طرد نمایید.
پس:
طبق دلایل عقلی و نقلی، شناخت اهل بیت که - کامل ترین انسان ها هستند- و تبعیت از آن ها لازم و ضروری بوده و هست و همیشه خواهد بود و اگر از همان ابتدا مردم این امر را رعایت می کردند، و در تمام شئون فردی و اجتماعی آن ها را نصب العین خود قرار می دادند، در تمام مراحل حیات دنیوی و اخروی پیروز و سربلند بودند و راه به سرمنزل سعادت مبردند!! اما با عرض هزاران تأسف این امر محقق نشد ولی باز وظیفه هر مسلمان و انسان منصفی است که حجت و امام و مقتدای فعلی خود را بشناسد و از او تبعیت نماید.
و در حال حاضر طبق فرمایش آخرین حجت الهی، حضرت مهدی منتظر (عج) باید در شناخت راه سعادت، هم از نظر دنیوی و هم از نظر اخروی، باید به عالمان وارسته و فقهای جامع شرائط - که امروز با بذل جان و صرف وقت و عمل به فرامین الهی و با مجاهدت های فراوان چون چراغی فروزان به راهنمایی بشر اشتغال دارند - مراجعه نمود.
آن ها با دقت فراوان و تلاش های شبانه روزی و با کسب تخصص های لازم تا حدود توانایی بشری در تشخیص درست یا نادرست بودن و جعلی بودن یا نبودن و مقدار دریافت از هر حدیثی مشکل مورد نظر شما را حل می نمایند و در هر رشته ایی متخصص لازم آن موجود است و از نظر عقلی و نقلی هم همگان باید یا خود در این زمینه متخصص و مجتهد باشند و یا از متخصص و مجتهد در آ ن رشته تبعیت نمایند و به آن اعتماد کنند.
البته راه های فراوانی برای تشخیص روایات و آموزه های صحیح اهل بیت از غیر آن وجود دارد که در پاسخ ما نمی گنجد و اگر در این رابطه سئوالی داشتید، در ارتباط بعدی ذکر نمایید. خوشحال می شویم که به سئوالات شما پاسخ دهیم.
در آخر هم توصیه ما به شما این است که به دور از هرگونه تعصب و پیش داوری به مطالعه و تحقیق در هر دو مذهب بپردازید و در قرآن و روایات موجود از هر دو فرقه تامل کنید و راه حق را هر چه که بود انتخاب کنید. در طی این مسیر خوشحال می شویم که ما را همسفر خود بدانید و به هر سئوالی که برایتان پیش آمد، (تاکید می شود هر سئوالی!!)، با آغوش باز پاسخ خواهیم داد.
پی نوشت ها:
1. نحل(16) آیه44.
2. مجلسي، محمدباقر، بحارالانوار، موسسه الوفاء، بيروت،1403ه.ق، ج2 ، ص242.