پرسش 1 : فرق حج هبي با حج بذلي؟

پرسش 2 : شرايط نائب در جح شامل چه مواردي مي شود؟

پرسش 3 : زن و خنثي و احكام حج ]آن ها از نظر تبعيت از همسر و نائب بودن شامل چه مواردي خواهد بود؟

پرسش 4 : انواع حج ؟

پرسش 5 : اعمال عمره شامل چه مواردي است؟

پرسش 6 : ده مورد ا محارمات مراسم حج را نام ببريد؟

پرسش 7 : اعمال حج تمتع به ترتيب ذكر شود؟

پرسش 8 : فرق كفاره مرتبه با مخيره چيست؟

پرسش 9 : كفاره سوگند چگونه خواهد بود؟

پرسش 10 : چه چيز هايي انسان را از عدالت خارج مي كند؟

پرسش 11 : منظور از علم قطعي در علم شهادت يعني چه؟

پرسش 12 : گناهان كبيره اي كه انسان را از عدالت ساقط مي كند شامل چيست؟

پرسش 13 : آيا انسان گناه صغيره دارد به چه نحوي؟

پرسش 14 : مجموعه شرايط شاهد را بنويسيد؟

پرسش 15 : تعارف حق الله حق النفس و حق الناس؟

پرسش 16 : شهادت متبرع يعني چه؟

پرسش 1:
با سلام و خسته نباشيد لطفا پاسخ تمامي پرسش هاي من را بنويسيد با تشكر لطفي
فرق حج هبي با حج بذلي؟
پاسخ:
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما در اين ماه عزيز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز؛
حج بذلي با حج هبه اي فرقي نمي کند. هر دو به يک معناست. در تعريف حج بذلي آمده است:
اگر مخارج حج شخصي را ديگري بدهد،آن حج را حج بذلي مي گويند . پس از انجام اعمال حج ،حج واجب از گردن او ساقط مي شود. اگر مردي زنش را به حج ببرد ،همين طور است.
در مناسک حج آمده است :
[33] م- اگر شخص، زاد و راحله ندارد ،ولى به او گفته شد که حج به جا آور و نفقه تو و عائله‏ات بر عهده من، با اطمينان به وفا و عدم رجوع باذل، حج واجب مى‏شود. اين حج را بذلى مى‏گويند.در آن رجوع به کفايت که از شرايط وجوب است ،شرط نيست .
[34] م- اگر مالى را که براى حج کفايت مى‏کند، به او ببخشند براى اين که حج به جا آورد ،بايد قبول کند و حج به جا آورد، هم چنين اگر واهب(بخشنده) بگويد مخيّرى بين اين که حج به جا آورى يا نه. ولى اگر اسم حج را نياورد و فقط مال را به او ببخشد ،قبول کردن واجب نيست. (1)
پي نوشت:
1 . امام خميني ،مناسک حج .

پرسش 2:
شرايط نائب در جح شامل چه مواردي مي شود؟
پاسخ:
ت شما در اين ماه عزيز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با اين مرکز؛
نيابت در حج‌
مسأل? 1- در نايب امورى شرط است:
1. بلوغ بنا بر احتياط واجب.
2. عقل.
3. ايمان.
4. وثوق و اطمينان به انجام دادن او، اما بعد از اجراى عمل نايب، اطمينان به صحت آن لازم نيست. در صورت شك در صحت، حكم به صحت مى‌شود . استنابه صحيح است ،هر چند قبل از عمل شك داشته باشد.
5. معرفت نايب به افعال و احكام حج گرچه با ارشاد در حال عمل.
6. ذمه نايب مشغول به حج واجبى در آن سال نباشد.
7. معذور در ترك بعض افعال حج نباشد.(1)
پي نوشت:
1 . امام خميني ،مناسک حج .

پرسش 3:
زن و خنثي و احكام حج ]آن ها از نظر تبعيت از همسر و نائب بودن شامل چه مواردي خواهد بود؟
پاسخ:

در حج واجب اگر حج بر زن واجب شده است، نمي تواند شوهر او را منع کند. تبعيت از شوهر لازم نيست، ولي در حج مستحبي و نيابي بايد شوهر راضي باشد،يعني اگر زن بخواهد به نيابت از شخصي به حج برود و يا بخواهد حج مستحبي انجام دهد، بايد با اجازه شوهرش برود . زن مي تواند در حج نايب کسي شود.
خنثي اگر خنثاي مشکل باشد، يعني مرد يا زن بودن او مشخص نيست، بايد احتياط کند . اگر نمي تواند احتياط بکند، نمي تواند نايب شود. (1)
پي نوشت:
1 . امام خميني، مناسک حج، ص 25 ،س 42 و سوال از دفتر رهبري.
پرسش 4:
انواع حج ؟
پاسخ:

حج بر سه قسم است: حج تمتع، حج قِران و حج افراد.
تمتع وظيف? كسانى است كه چهل و هشت ميل كه شانزده فرسخ است، از مكه دور باشند.
قِران و افراد بر غير آن ها واجب مى‌شود. تفصيل در حَجة الاسلام (يعني حج واجب )است، يعني حج واجب بر سه قسم انجام مي شود : حج تمتع يا حج قران يا حج افراد .(1)
پي نوشت:
1 . امام خميني، مناسک حج ،ص 51 .

پرسش 5:
اعمال عمره شامل چه مواردي است؟
پاسخ:

اعمال عمره تمتع 5 تا است:
احرام ،طواف عمره تمتع ، نماز طواف ، سعي بين صفا و مروه ، تقصير .
اعمال عمره مفرده 7 تا است :
احرام ،طواف عمره مفرده ، نماز طواف ، سعي بين صفا و مروه ، تقصير ، طواف نساء ، نماز طواف نساء .(1)
پي نوشت:
1 . امام خميني ، مناسک حج ،ص 51 به بعد .
پرسش 6:
ده مورد ا محارمات مراسم حج را نام ببريد؟
پاسخ:

مُحرَّمات احرام‌
در مدت احرام بايد از كارهايى كه بر محرم حرام است، پرهيز شود.
مجموع محرّمات احرام ، بيست‌ و چهار تاست:
1- استعمال عطريات.
2- نگاه كردن در آينه.
3- انگشتر به دست كردن و پوشيدن زيور براى زينت.
4- حنا بستن.
5- روغن ماليدن به بدن.
6- زدودن مو از بدن.
7- سرمه كشيدن.
8- ناخن گرفتن.
9- پوشاندن صورت براي زنان.
10- بيرون آوردن خون از بدن.
11- كشيدن دندان.
12- فسوق (دروغ، فحش، فخرفروشى).
13- جدال (گفتن «لاواللّ?ه» و «بَلى? واللّ?ه»).
14- كشتن جانورانى كه در بدن ساكن مى‌شوند؛ مانند شپش و كنه.
15- كندن درخت و گياه حرم.
16- سلاح همراه داشتن.
17- شكار حيوان صحرايى.
18- آميزش، يا هرگونه استفاد? شهوانى ديگر مانند لمس، بوسه و نگاه از روى شهوت.
19- عقد كردن.
20- استمنا
21 استظلال براي مردان ،يعني زير سايبان رفتن هنگام رفتن از شهري به شهر ديگر .
22 - پوشاندن سر براي مردان .
23 -پوشاندن تمامي روي پاها براي مردان .
24 - پوشيدن لباس دوخته براي مردان .(1)
پي نوشت:
1 . امام خميني، مناسک حج ، محرمات احرام .

پرسش 7:
اعمال حج تمتع به ترتيب ذكر شود؟
پاسخ:

حج تمتع مركب است از سيزده عمل:
اول: احرام بستن در مكه؛
دوم: وقوف به عرفات؛
سوم: وقوف به مشعر الحرام؛
چهارم: انداختن سنگريزه به جمر? عقبه در منى?؛
پنجم: قربانى در منى?؛
ششم: تراشيدن سر يا تقصير كردن در منى?؛
هفتم: طواف زيارت در مكه؛
هشتم: دو ركعت نماز طواف؛
نهم: سعى بين صفا و مروه؛
دهم: طواف نساء؛
يازدهم: دو ركعت نماز طواف نساء؛
دوازدهم: ماندن به منى?، شب يازدهم و شب دوازدهم و شب سيزدهم براى بعضى از اشخاص؛
سيزدهم: در روز يازدهم و دوازدهم رَمْى جمرات. اشخاصى كه شب سيزدهم در منى? ماندند ،روز سيزدهم بايد رَمْى جمرات كنند.
(1)
پي نوشت:
1 . امام خميني، مناسک حج، ص 55 .
پرسش 8:
فرق كفاره مرتبه با مخيره چيست؟
پاسخ:

كفاره «مرتّبه»‌سه تا است: كفّاره ظهار، كفاره قتل خطايى، كه در اين دو، عتق واجب است. اگر عاجز شود، دو ماه روزه پى‌درپى بگيرد . اگر (از آن هم) عاجز شود، شصت مسكين را طعام دهد. كفار? كسى كه يك روز از قضاى ماه رمضان را بعد از ظهر، افطار نمايد، اطعام ده مسكين است. اگر عاجز شود، سه روز روزه بگيرد. احتياط آن است كه سه روز پى‌درپى باشد.
كفار? «مخيّره»‌كفاره كسى است كه در ماه رمضان با يكى از اسبابى كه موجب كفاره است، افطار نمايد . كفار? حنث نذر و كفاره حنث عهد و كفاره كندن موى سر در مصيبت توسط زن، و آن عتق يا روز? دو ماه پى‌ در پى يا اطعام شصت مسكين است كه بنابر اظهر، بين آن ها مخير است.
فرق بين کفاره مرتبه و مخيره: در مرتبه بايد به ترتيب عمل شود،مثلا در مورد قتل خطايي ابتدا بايد عتق رقبه بکند. اگر نتوانست دو ماه روزه پى‌درپى بگيرد. اگر (از آن هم) عاجز شود،شصت مسكين را طعام دهد.
کفاره مخيره از ابتدا بين اقسام کفاره مخير هستي که هر کدام را خواستي ،انتخاب کني و انجام دهي، مانند كفار? حنث نذر و كفاره حنث عهد و كفاره كندن موى سر در مصيبت توسط زن، و آن آزاد کردن بنده يا روز? دو ماه پى‌درپى يا اطعام شصت مسكين است كه ، بين آن ها مخير است. (1)
پي نوشت:
1 . امام خميني، تحرير الوسيله، ج 2 ،ص 110 ،كتاب الكفارات،القول في أقسام ها‌.

پرسش 9:
كفاره سوگند چگونه خواهد بود؟
پاسخ:

اگر كسي‌ كه ‌بالغ‌ و عاقل‌است‌، با قصد و اختيار به‌ يكي ‌از اسم‌هاي‌ خدا قسم‌ بخورد كاري ‌كه‌ مباح‌ يا مستحب ‌يا واجب ‌است ‌انجام‌ دهد، بايد به ‌قسم‌ عمل‌ نمايد. اگر عمداً عمل ‌ننمايد، بايد كفاره ‌بدهد؛ يعني ‌ده ‌فقير را سير كند يا آنان ‌را بپوشاند. اگر نتوانست‌، بايد سه‌ روز روزه ‌بگيرد.(1) اگر كسي ‌به قرآن يا ‌نام ‌امامان ‌قسم‌ بخورد و به ‌آن‌ عمل ‌نكند، كفاره ‌ندارد.(2)

پي نوشت ها:
1.امام خميني، توضيح‌المسائل‌‌، مسئلة‌2671 و 2670.
2.تحريرالوسيله‌، ج‌2، ص‌116.

پرسش 10:
چه چيز هايي انسان را از عدالت خارج مي كند؟
پاسخ:

عدالت ملكه و صفت راسخ در نفس است كه انسان را به ملازمت تقوا و مروّت و جوانمردى و عدم مفارقت از آن ، تحريك و وادار مى‌نمايد. «ملك? عدالت» با ارتكاب به گناهان كبيره، اصرار و استمرار بر انجام گناهان صغيره و كوچك، زايل مى‌شود و از بين مى‌رود. (1)بنابراين انجام گناهان کبيره و اصرار بر گناهان صغيره ، عدالت را از بين مي برد .

پي نوشت :
1 . امام خمينى، استفتاءات، ج‌1، ص288 .
و ترجمه تحرير الوسيله ،ج 4 ،ص 151 .
پرسش 11:
منظور از علم قطعي در علم شهادت يعني چه؟
پاسخ:

مسأل? 1- ضابطه در شهادت، علم قطعى، و يقين است.
‌اما آيا علم قطعي بايد مستند به حواس ظاهرى باشد، مانند ديدن در ديدني ها و شنيدن در شنيدنى‌ها و چشيدن در چشيدني ها يا علم قطعى به هر سببى باشد كفايت مى‌كند،مانند علمى كه از تواتر و شهرت، پيدا مى‌شود؟ دو وجه است، اشبه دومى است.
البته جواز شهادت در جايى كه علم از امور غير عادى مانند جفر و رمل حاصل شود ،مشكل است؛ اگر چه براى خود عالم حجت است(1).
پي نوشت:
1 . امام خميني، تحرير الوسيلة ،ترجمه، ج‌4، ص 157‌.
پرسش 12:
گناهان كبيره اي كه انسان را از عدالت ساقط مي كند شامل چيست؟
پاسخ:

گناهان كبيره زياد است، از جمله: مأيوس شدن از رحمت خدا، ايمن شدن از مكر او، دروغ بستن بر خدا و رسول خدا و اوصياى پيغمبر (صلى اللّه عليه و آله)، كشتن نفسى كه خدا آن را حرام كرده، به جز آن كه به حق باشد، عاق والدين، خوردن مال يتيم از روى ظلم، نسبت ناروا به زن شوهردار دادن ، فرار از جنگ، قطع رحم، سحر، زنا، لواط،دزدى، قسم دروغ كتمان شهادت، شهادت باطل، شكستن عهد، ناحقى در وصيّت، شرب خمر، خوردن ربا و مال باطل، قماربازى، خوردن ميته و خون و گوشت خوك و گوشت هر چه كه براى غير خدا كشته شده است ،بدون آن كه ضرورتى باشد، كم‌فروشى، تعرّب (به جاهليت برگشتن) بعد از هجرت، كمك به ستمكاران و اعتماد نمودن بر آن ها، حبس نمودن حقوق بدون عذر، دروغ، تكبّر، اسراف، تبذير، خيانت، غيبت، سخن‌چينى، مشغول شدن به هوسرانى‌ها، سبك شمردن حج، ترك نماز، جلوگيرى از زكات.
اين ها گناهان کبيره هستند و انجام آن ها انسان را از عدالت ساقط مي کند . (1)
پي نوشت:
1 . امام خميني ، تحرير الوسيلة - ترجمه، ج‌1، ص 501‌.
پرسش 13:
آيا انسان گناه صغيره دارد به چه نحوي؟
پاسخ:

منظورتان روشن نيست. اگر مقصودتان اين است گناه صغيره که انسان را از عدالت مي اندازد چيست؟ يا آيا گناهان صغيره داريم ؟
غير از گناهان کبيره که گفتيم، ديگر گناهان مانند نگاه به نامحرم و ريش تراشي و... صغيره هستند. اگر کسي اين گناهان را انجام دهد و توبه نکند و بر گناهان اصرار داشته باشد ،تبديل به گناه کبيره مي شود و انسان را از عدالت مي اندازد.(1)
پي نوشت:
1 . امام خميني، ترجمه تحرير الوسيله ،ج 1 ،ص 501 .
پرسش 14:
مجموعه شرايط شاهد را بنويسيد؟
پاسخ:

شرايط شهادت عبارت است از، بلوغ، عقل، ايمان، عدالت.
توضيح :
اول- بلوغ است؛ پس شهادت بچه غير مميّز مطلقا و همچنين شهادت بچّ? مميّز در غير قتل و جرح و همچنين شهادت او در آنها در صورتى كه به ده سال نرسد، اعتبار ندارد. و اما اگر به سنّ ده سال برسد و به جرح و قتل شهادت بدهد، در آن تردد است. ولى اشكالى در عدم اعتبار شهادت دختر بچه مطلقا نيست.
دوم- عقل است؛ پس شهادت ديوانه حتى ادوارى او در حال ديوانگى قبول نمى‌شود. و امّا در حال عقل و سلامتش از او قبول مى‌شود در صورتى كه حاكم از راه آزمايش و امتحان به حضور ذهن و كمال هوش او علم پيدا كند وگرنه قبول نمى‌شود. و كسى كه سهو يا نسيان يا غفلت بر او غالب است يا داراى ابلهى است، در عدم قبول شهادتش، به ديوانه ملحق مى‌باشد.
و در مثل اين، بر حاكم واجب است كه استظهار نمايد تا آنچه را كه آنها به آن شهادت داده‌اند تثبيت نمايد؛ پس لازم است كه از شهادت آنها اعراض شود مگر در امور واضحى كه مى‌داند آنها در تحمل و نقل آنها سهو و فراموشى و اشتباه نكرده‌اند.
سوم- ايمان است؛ پس شهادت غير مؤمن- تا چه رسد به غير مسلمان- مطلقا بر مؤمن يا غير او يا براى هر دوى آنها قبول نمى‌شود؛ البته شهادت ذمى كه در دينش عادل است در وصيت مالى قبول مى‌شود، در صورتى كه مسلمان عادلى نباشد كه به آن شهادت دهد. و معتبر نيست كه موصى در غربت باشد؛ پس اگر در وطنش باشد و مسلمان عادلى پيدا نشود شهادت ذمى در آن وصيت قبول مى‌شود. و فاسق از اهل ايمان به ذمى ملحق نمى‌شود. و آيا مسلمان غير مؤمن در صورتى كه در مذهبش عادل باشد به او ملحق مى‌شود؟ اين بعيد نيست. و شهادت مؤمن جامع‌
شرايط بر تمام مردم، از هم? ملل قبول مى‌شود.
چهارم- عدالت است؛ و آن ملكه‌اى است كه از معصيت خداى متعال بازمى‌دارد. پس قبول نيست شهادت فاسق- و او مرتكب گناه كبيره يا مصرّ بر گناه صغيره است- بلكه مرتكب گناه صغيره هم، بنابر احوط اگر اقوى نباشد. بنابراين، شهادت مرتكب گناه صغيره قبول نمى‌شود مگر با توبه و ظهور عدالت(1).
1 . امام خميني تحرير الوسيلة - ترجمه، ج‌4، ص: 151‌.
پرسش 15:
تعارف حق الله حق النفس و حق الناس؟
پاسخ:

حق الله به حقوقي که خدا بر انسان واجب کرده و مربوط به مردم نيست گفته مي شود مانند نماز و روزه .
حق الناس به حقوقي که مردم بر عهده انسان دارند گفته مي شود مانند اينکه مال ديگري را بدون اجازه اش برداري و يا مانع ديگري بشوي که از اموالش يا از حقوقش استفاده کند .
حق النفس اين است که نفس خود انسان بر گردن انسان حقي دارد مانند اينکه انساني که گرسنه يا تشنه است غذا نخورد يا آب نياشامد و يا خود را بزند و خود زني کند .(1)
پي نوشت ها :
1 . سوال از دفتر رهبري به شماره 7112467 .
پرسش 16:
شهادت متبرع يعني چه؟
پاسخ:

شهادت متبرع يعنى شاهدى كه هنوز حاكم از او نپرسيده و تقاضاى شهادت نكرده او ابتدا به شهادت كند قبول نيست بلكه بايد درنگ كند و خاموش باشد تا از او بپرسند و وى جواب دهد(1)
پي نوشت ها :
1 . محمدي، شرح تبصره المتعلمين ج 2 ص 387 .