سلام علیکم می خواستم بپرسم که چه موسیقی های از نظر شرع مقدس اسلام حلال هست و چه موسیقی های حرام و در مورد حرام بودن موسیقی آیا آیه از قران وجود دارد در کدام سوره و آیه هست لطفا توضیحاتی در این باره بدهید؟

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز؛
موسيقي دوقسم است.
1 ـ موسيقى که به نظر عرف مردم، مطرب، و متناسب با مجالس لهو و لعب و عياشي وعیش ونوش باشد. که معمولا انسان را از ياد خدا غافل می کند.
اين نوع موسيقي به سبب ويژگي که دارد انسان را از خداوند متعال وفضائل اخلاقي دور نموده و به سمت بي بند وباري وگناه سوق مي دهد و چنين موسيقي حرام است و مرجع تشخيص موضوع عرف مردم است.
2 ـ موسيقى غير مطرب و معمولى كه انسان را به هيجان شهوى وادار نمي‌كند مانند آهنگ هاي معروفي که اشعار مذهبي ،مرثيه ها وموزيک هاي نظامي وورزشي با آن نواخته مي شود، اين نوع موسيقي حرام نيست. (1)
در قرآن كريم، لفظ تغنى، غنا و موسیقی وارد نشده و نسبت به اين عنوان، امر و نهى خاصى وجود ندارد، اما فقیهان از آياتى كه در آنها تعبيرهايى چون: (قول زور)، (لغو) و (لهوالحديث) آمده، حرمت غنا و برخی از انواع موسیقی را استنباط کرده­اند. منشأ اين تفسير،(تفسیر قول زور، لغو، لهو، به غنا) مطالبی است كه در روايات آمده است:
قرآن می فرماید: «فاجتنبوا الرّجس من الاوثان واجتنبوا قول الزّور؛ (2) از بتهاى پليد و سخن باطل و دروغ دورى گزينيد».
دلالت اين آيه، بر حرمت (قول زور) روشن است. واژه (زور) در لغت به معناى کارهای باطل آمده است که در روایات به موسیقی و غنا تفسیر شده است.
در روايتى صحيح از امام صادق (ع) نقل شده که می­فهماند: تشویق آوازه خوان و نوازنده نیز جایز نیست. (منه قول الرجل للذى يغنّى احسنت)؛ (3) تشويق کردن آواز خوان (مثلا احسن گفتن)، قول باطل است.
آیه دیگری که بر حرمت غنا و موسیقی آورده­اند آیه : «و من الناس من يشترى لهو الحديث ليضلّ عن سبيل اللّه بغير علم و يتخذها هزواً اولئك لهم عذاب مُهين؛ (4) گروهى از مردم، خريدار سخنان بيهوده­اند، تا به نادانى، مردم را از راه گمراه كنند و قرآن را به مسخره مى­گيرند. بهره اينان، عذابى است خوار كننده»، است.
دلالت اين آيه شريفه نیز، بر حرمت خريد كلام بيهوده، روشن است، به ويژه در روايات صحيح، این آیه بر غنا و موسیقی تطبيق شده و وعده آتش، بر آن ها داده است. (5)
آیه دیگر: «والذين لايشهدون الزور واذا مروا باللغو مروا كراماً؛ (6) مومنان واقعی آنانند كه به دروغ شهادت نمى­دهند و چون برناپسندى بگذرند، به شتاب از آن دورى مى­جويند».
در روايت معتبر (الزّور)، به غنا و موسیقی تفسير شده است. (7)
آیه دیگر: «والذين هم عن اللغو معرضون؛ (8) آنان كه از عمل (یا سخن) بيهوده اعراض مى­كنند».
در ذيل اين آيه شريفه، روايتى از امام نقل شده كه آن حضرت مى­فرمايد: «انه الغناء والملاهى؛ (9) آن لغو، عبارت است از لهو و لعب».
در آيه شريفه: «اذا مروا بالغوا مروا كراماً»؛ (10) نيز بسان اين تعبير وارد شده است. (11)
‌اما علّت تحريم موسيقى و غنای حرام این است که، غنا و موسيقي‌هاي شهوت انگیز انسان را به لهو و لعب و عيّاشى و دور شدن از خداوند سوق مي‌دهد که مخالف فلسفه خلقت انسان است، نیز باعث تزلزل اعتقادات مذهبى مي‌شود، از این رو ‌از رسول گرامى اسلام (ص) نقل شده: «‌سه چيز قلب انسان را از قساوت پر مي‌کند: شنيدن و گوش دادن به ‌صداها و گفتارهاى لهو؛ دنبال صيد رفتن براى خوشگذراني؛ به دربار شاهان رفت و آمد كردن». (12)
‌هم ایشان فرمودند: «‌چهار چيز قلب را فاسد مي‌كند و موجب نفاق قلبى مي‌شود: گوش دادن به لهويات؛ فحّاشي‌كردن؛ به دربار سلاطين رفت و آمد كردن و دنبال صيد رفتن». (13)
‌امام صادق (ع) فرمود: «‌زن آوازه خوان (‌مغنيّه) ملعون است و هر كس او را به منزل دعوت كند و به او پول ‌بدهد، ملعون است». (14)
‌علي (ع) فرمود: «‌پولى كه به آوازه خوان هرزه داده مي‌شود، حرام است». (15)
‌يكى از اصحاب رسول خدا از جايى عبور مي‌كرد. صداي موسيقى شنيد. انگشت‌هايش را در گوشش كرد تا‌ صدا را نشنود و سپس گفت: با پيامبر از جايى مي‌گذشتيم كه چنين بود. پيامبر با دست‌هايش گوشش را ‌گرفت تا صدا را نشنود». (16)
‌باز رسول الله فرمود: «‌غنا و آوازهاى لهوى (‌ترانه) باعث نفاق در قلب مي‌شود». (17)
پی­نوشت­ها :
1. آيت الله مکارم استفتاآت ج3 سوال456 و ج 1 س 514 و 519 .
2. حج (22) آيه 31.
3. البرهان فى تفسير القرآن، سيد هاشم حسينى بحرانى، ج3 ، ص90، اسماعيليان، قم.
4. لقمان (31) آيه 5.
5. وسائل الشيعه، ج12، ص226، روايت 6.
6. فرقان (25) آيه 72.
7. وسائل الشيعه، ج12، ص 226، روايت 3 و 5.
8. مؤمنون (23) آيه 3.
9. تفسير نورالثقلين، عبد على بن جمعه العروسى الحويزى، ج3، ص 529، اسماعيليان، قم.
10. فرقان، آيه 72.
11. وسائل الشيعه، ج12، ص 229، روايت 19.
12 . ‌ميزان الحكمه، عنوان 3122.
13 . ‌ميزان الحكمه، عنوان 3122.
14. ‌همان، عنوان 3123.
15 . ‌همان.
6 1. ‌همان، عنوان 3121.
17 . ‌همان، عنوان 3121.