سلام خسته نباشید من یه سوالیه که مدتهاست ذهنم رو در گیر کرده و واقعا ازین بابت ناراحتم من مقلد اقای خامنه ای هستم از سن دبیرستان به انتخاب خودم ایشون رو به عنوان مرجع انتخاب کردم و ایشون رو مناسب دونستم ولی در باره اعلمیت ایشون زیاد تحقیق نکردم ولی بعدا خیلی اوقات از دیگران شنیدم و میشنوم که افراد دیگری رو اعلم میدونن مثلا قبلا اقای بهجت و الان اقای سیستانی رو اعلم میدونن . شنیدم که خیلی از اساتید حوزه و حتی برخی مراجع و مجتهدین بنام این افراد رو اعلم دونستند و من الان دچار تردید و مشکل شدم فکر میکنم شاید لازم باشه من مرجعم رو تغییر بدم ولی نمیدونم چطور به یقین برسم و از چه کسی مشورت بگیرم و در ضمن الان چندین ساله مقلد اقای خامنه ای هستم و احکام ایشون رو یاد گرفتم و تغییر مرجع برام مشکل هست و لی به هر حال اگر بدونم که باید تغییر بدم این کارو میکنم لطفا من رو راهنمایی کنید چطور به نتیجه درست برسم . اقای خامنه ای رو قبول دارم ولی وقتی میبینم علمای بزرگی اقای سیستانی و ... رو اعلم دونستند دچار تردید میشم و احساس میکنم خب شاید دیگران اعلم باشن واقعا دچار مشکل شدم لطفا کمکم کنید . ( اگر یه احتمال بدم که مثلا اقای سیستانی اعلم هستن باید مرجعم رو تغییر بدم؟؟؟؟)

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز؛
برای شناخت اعلم راه هایی در رساله های عملیه ذکر شده است :
1- در صورت توانایی ،خود انسان اعلم را شناخته و به اعلمیت شخصی یقین پیدا کند، این راه معمولا برای کسانی است که به لحاظ علمی به درجه ای رسیده اند که می توانند اعلم را تشخیص دهند اما برای غالب مردم میسور نیست.
2- شناخت اعلم از طریق دو انسان عالم عادل که توانایی شناخت اعلم را دارند.
3- شناخت اعلم از طریق عده ای از اهل علم که می توانند مجتهد اعلم را تشخیص دهند.
در صورتی که شناخت اعلم مشکل باشد ،بنابر احتیاط واجب باید از کسی تقلید کند که گمان به اعلم بودن او دارد، یا احتمال اعلم بودن او را می دهد.(1)
از راه های شناخت اعلم به شناخت اعلم اقدام فرمایید . این مرکز نسبت به تشخیص اعلم نمی تواند کسی را معین نماید.
آیت الله خامنه ای جزو لیست جامعه مدرسین هستند که آن افراد عبارتند از حضرآت آیات عظام :
خامنه ای ، مکارم شیرازی ، وحید خراسانی، شبیری زنجانی.
آیات عظام :سیستانی و صافی گلپایگانی هم از مراجع مطرح هستند.

پی نوشت:
1. امام خمینی، توضیح المسائل، ص2، مساله 3.