با سلام
در مورد اديان, اگردين ما مسلمانها كاملترين هست كه بين آن هم سني و شيعه وجود دارد كه با هم اختلاف دارند و با اين وسعت دين اسلام كه اينقدر قانون و ماده و تبصره دارد ميخواستم بدانم كه تكليف مسيحيا يهوديها لاييك ها بت پرستها و غيره ...... در روز قيامت چه ميشود؟ آن پيامبر و اهل بيتي كه خدا عالم هستي بخاطر آنها آفريد وقتي قبول ندارند حتي همين سني هايي كه بعضي از فرقه هاشون بعضي از امامان را قبول ندارند تكليفشان در قيامت چيست؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در مورد سرانجام اخروي انسان ها ما در عین این که از ميان حدود هفت میلیارد انسان، تنها شیعه دوازده امامی را اهل حق و در نهايت سعادت و نجات می‌‌‌دانیم، آن هم به شرطی که رعایت محرّمات و واجبات شرعی را نموده باشند ، امّا هرگز معتقد نیستیم غیر از اینان، بقیة انسان ها مطلقا اهل جهنم و عذاب هستند.
دليل اين امر آن است كه ما دیگران را یا عالم و عامد می‌‌‌دانیم یا جاهل و غیر عامد. عالمان و عامدان اهل عذاب اند، چون عمداً بر خلاف علم خود عمل کرده اند. جاهل هم دو دسته اند: مقصر و قاصر. مقصران یا افرادی که با وجود امکان رسیدن به حقیقت ،از آن سرباز زده اند، مثل عالمان، جهنّمی اند (البته بدون لحاظ رحمت الهی که ممکن است شامل آنها هم بشود). امّا قاصران که اکثر مردم را تشکیل می‌‌‌دهند، به طور حتم اهل نجاتند،
قرآن مجید می‌فرماید: «و ما کنّا معذبین حتی نبعث رسولاً؛ هیچ طایفه ای را عذاب نمی کنیم. مگر حجت را بر آن ها تمام کرده باشیم».(1)
حتماً بر جاهلان قاصر اتمام حجّت نشده است، زیرا یا غافلند واصلاً احتمال خلاف در گفتار و کردار خود را نمی دهند یا احتمال خلاف می‌دهند، امّا راه و وسیله ای برای رسیدن به حق در اختیار ندارند و یا در پی کشف حقیقت رفته و تحقیق کرده اند، ولی نتوانسته اند بفهمند گفتار و کردارشان باطل بوده و خلاف واقع است ، هر چند پایبندی آنها به اصول و دستورهای دینی خودشان هم تا حدی لازم است .
شهید مطهرى(ره) در این باره مى‏گوید: «اگر کسى در روایات دقت کند، مى‏یابد که ائمه(ع) تکیه‏شان بر این مطلب بوده که هر چه بر سر انسان مى‏آید، از آن است که حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و یا لااقل در شرایطى باشد که مى‏بایست تحقیق و جستجو کند ، اما افرادى که ذاتاً و به واسطه قصور فهم و یا به علل دیگر در شرایطى به سر مى‏برند که مصداق منکر و یا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در ردیف منکران و مخالفان نیستند.
ائمه اطهار بسیارى از مردم را از این طبقه مى‏دانند. این گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و امید عفو الهى درباره آنان مى‏رود».
وى از مرحوم علامه طباطبایى نقل مى‏کند: «همان طورى که ممکن است منشأ استضعاف، عدم امکان تغییر محیط باشد، ممکن است این جهت باشد که ذهن انسان متوجه حقیقت نشده باشد و به این سبب از حقیقت محروم مانده باشد».(2)
در نتيجه پيروان بسياري از اديان ديگر و حتي انسان هايي كه پيرو ديني از اديان آسماني نيستند ممكن است در اين مجموعه محسوب شده و در صورت عمل به آنچه حقيقت و درست مي پنداشتند يا به مقتضاي عقلشان صحيح مي نمود ، اهل نجات خواهند بود ؛ يعني محاسبه اعمال آنان، بر پایه عدل خداوندى است . ايشان بر اساس عقل و فطرت و کردارشان ، هم چنین اعتقادات و باورهایي كه حق مي پنداشتند مورد حساب قرار مى‏گیرند.
در عین حال نباید از یاد برد که این امر مربوط به زمان بعد از نبوت پیامبر اسلام است و مردم در دوران‏ پیامبران پیشین موظف بوده‏اند از شریعت پیامبر زمان خود که بر اساس رشد فکری و ظرفیت های انسانی تکامل یافته پیروی نمایند، در نتیجه بسیاری از اهل بهشت پیروان انبیائ در زمان حقانیت همان ادیان هستند .
همچنين نبايد فراموش كرد در زمان كنوني افرادی که از روی عمد و بدون عذری از پذیرش اسلام خودداری می کنند، وارد بهشت نخواهند شد، چون از آیات و روایات استفاده مى‏شود بهشت براى کسانى است که ایمان به خدا و پیامبر اسلام (ص) داشته و عمل صالح و تقوا پیشه کرده باشند:
«الذین آمنوا و عملوا الصالحات طوبى لهم و حسن مآب؛ کسانى که ایمان و عمل صالح دارند، خوشا به حال آنان که خوش جایگاهى خواهند داشت».(3)
مراد، ایمان به خدا و پیامبر و وحى الهى است . مراد از عمل صالح، عمل به دستورهاى قرآن و اطاعت از پیامبر است که از جمله دستورها اطاعت از اولى‏الامر است. محبت و اطاعت از امیرالمؤمنین(ع) و اهل بیت جزء خمیره ایمان است.
جهت مطالعه بیش تر در این موضوع به کتاب «عدل الهی» ( بخش اعمال خیر غیر مسلمانان) اثر استاد شهید مطهری مراجعه فرمائید.

پى‌نوشت‏ها:
1.مائده (5) آیه 73.
2. مرتضى مطهرى، مجموعه آثار، ج 1، ص 320 به بعد. انتشارت صدرا ، تهران 1374 ش .
3. رعد (13) آیه 29.