با سلام
سوال بنده این است که آیا افرادی که در قبر های 2 طبقه دفن می شوند ممکن است از این همجواری سودی یا زیانی شامل حالشان شود.برای توضیح بیشتر به شرایطی که برای خودم پیش آمده اشاره می کنم.
قبر مادر من 2 طبقه است طبقه ی دوم-که هنوز خالیست- ابتدا توسط یکی از اقوام نزدیک خریداری شده بود که فردیست که خدا باید به او رحم کند .این را از خودم نمی گویم و می دانم تا لحظه ی اخر عمر خدا به افراد فرصت توبه می دهد و در رحمت و مغفرتش نیز باز است ولی این آقا که حدود 90 سال سن دارند به بد اخلاقی شهره اند. با زن و بچه هایش همیشه بد اخلاقو بد دهن بوده است فرزندانش از این بابت متحمل رنجهای فراوانی شده اند .همسرش که زنی سیده و صبور است یک روز خوش در زندگی نداشته است. و این مرد بسیار بسیار خسیس است. همچنین جز نماز به هیچ یک دیگر از واجباتش عمل نکرده در عمرش فقط 1 روز روزه گرفته-بدون عذر شرعی- خلاصه همیشه می گویم خدا به او رحم کند. من نمی تواتنستم بپذیرم در طبقه ی بالای قبر مادرم دفن شود از این بابت که مبادا از عذاب او مادرم اذیت شود.-باز تاکید می کنم که خدا بخشنده و مهربان است بنده هم کم گنهکار نیستم.ولی حق الناس به گردن این آقاست-
قبر را از وی خریدم.حال دو سوال برایم پیش آمده اول اینکه تصورات من درست است؟
دوم اینکه از وقتی طبقه ی دوم مادرم را به عنوان قبر خریده ام حس خوبی دارم فکر می کنم اگر مردم در آن دنیا تنها نیستم.و مادرم منتظر من است و همنشین عالم قبرم خواهد بود. آیا واقعا همجواری من با مادرم تأثیری در شرایط پس از مرگم دارد؟
ممنون اگر به سوال من پاسخ بدهید
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز؛
با توجه به عدالت خداوند نمی توان پذیرفت افراد به خاطر گناه دیگران عذاب ببینند. امام رضا(ع)و هارون در یک مکان دفن شده اند . هیچ گاه نمی توان پذیرفت امام به خاطر گناه و عذاب هارون ، عذاب می بیند، اگر چه در برخی از روایات آمده که مثلاً به برکت وجود فردی، در عذاب دیگران تخفیف داده شده است یا به برکت فلان مکان از عذاب افراد کاسته می شود.
اگر چه خداوند براي برخي از گناهان وعده عذاب داده است اما بر اساس آموزه هاي ديني معتقديم رحمت خدا بر غضبش برتري و تقدم دارد ، چنان كه در روايات آمده : « يا من سبقت رحمته غضبه؛ (1) اي كسي كه رحمت او برغضبش پيشي گرفته» يا در روايت ديگري از امام صادق (ع)آمده : إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ نَشَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى رَحْمَتَهُ حَتَّى يَطْمَعَ إِبْلِيسُ فِي رَحْمَتِه؛(2)چون روز قيامت شود ،خدا رحمت خود را چنان پراكنده كند كه ابليس در رحمت او طمع كند." اگر چه چنين شخصي مستحق مذمت و عذاب است. اما استحاق عذاب لزوماً انجام عذاب را همراه نداشته ؛ چه بسيار افرادي كه در طول عمر خود برخی از گناهان را مرتکب شده، ولي به خاطر برخي اعمال نيك، شفاعت شامل حال آن ها شده ؛ در نتيجه در عذاب آن ها تخفیف داده شود. آن ها مستحق عذابند. اما به خاطر شفاعت، جهنم از آن ها دور شده است. بر اين اساس آنچه ما انسان ها مي توانيم بيان كنيم، حداكثر آن است كه بگوييم چنين فردي مستحق عذاب است اما آيا ضرورتاً به خاطر اين استحقاق، وارد جهنم مي شود ؟ از داوري ما خارج است.
بسیاری از حقایق هستی و خصوصا حقایقی که در ماورای جهان طبیعت وجود دارد، برای ما مجهول است . علم ما به کنه و ماهیت آن حقایق بسیار محدود است؛ مگر برای عده کمی که با سلوک عملی در دنیا به آن عوالم راه یافته باشند و علم اجمالی آن ها به علم تفصیلی تبدیل شده باشد. از این رو، سنخیت و چگونگی بدنهای برزخی برای ما به صورت کامل و دقیق روشن نیست؛ ولی در عین حال از مجموعه آیات و روایات می توان این گونه استفاده کرد که اصل آشنایی و همراهی در برزخ وجود دارد . در مورد ارتباط ارواح مومنان در عالم برزخ در روایتی آمده است"َ:
ذَكَرَ الْأَرْوَاحَ أَرْوَاحَ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ يَلْتَقُونَ قُلْتُ يَلْتَقُونَ قَالَ نَعَمْ وَ يَتَسَاءَلُونَ وَ يَتَعَارَفُونَ حَتَّى إِذَا رَأَيْتَهُ قُلْتَ فُلَانٌ" در حضور امام صادق (ع) سخن از ارواح مومنان به میان آمد، حضرت فرمود: ؛ ارواح مومنان در برزخ با هم ملاقات و دیدار میکنند. آن گاه شخصی با تعجب و شگفتی از حضرت پرسید: آیا ملاقات میکنند؟ فرمود:بلی، و با یک دیگر گفتگو مینمایند و همدیگر را میشناسند . وقتی کسی را دیدند ،میگویی فلانی است.(3)
با توجه به این روایت ارواح در عالم برزخ می توانند یکدیگر را ببینند ،حال خواه دو قبر آن ها نزدیک بوده یا فرسنگ ها بین آن ها فاصله باشد اما در مورد تاثیر همجواری دو بدن، با توجه به آن که روح به بدن خود توجه داشته، امکان اینکه متوجه بدن محبوب دفن شده در کنار خود شود، نیز وجود دارد
پی نوشت ها:
1.سيد ابن طاووس، منهج الدعوات،چ دارالذخائر،قم 1411 ه ق ، ص 99
2.شيخ صدوق ،امالي،كمره اي ، محمد باقر، چ اسلاميه ،تهران 1376 ه ش ، ص205.
3.ثقة الاسلام کلینی، اصول کافی، چ دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365 ه ش،ج 5، ص 524.






