دختری هستم 24 ساله که در کودکی مادرم رو از دست دادم و 15 ساله با نامادریم زندگی میکنم،من یک خواهر دارم و از زندگی مشترک جدید پدرم،یک برادر 14 ساله هم دارم.ما در تمام این سالها سعی کردیم تا جاییکه میتونیم به نامادریم نزدیک شیم اما اون تو هر سنی با ما یه دشمنی داشت اما مشکلات ما توی این سن بخاطر شرایط ازدواج سختتر شده،با اینکه نامادریم4 سال توی حوزه الهیات خونده ویک لحظه نماز و قرآن ازش دور نمیشه،اما لحظه ای از فحش های رکیک دادن به من و خواهرم کوتاه نمیاد و جلوی پسرش که حالا در سن نوجوانیه،فقط به ما بد و بیراه میگه،انگار اصلا خونوادگی عادت دارن.اون حتی وقتی قران بازه و داره میخونه،همینطور به ما فحش میده و همینطور موقع وضو گرفتن،حتی از فحش دادن به مادرم که مرده هم ابایی نداره.من و خواهرم هر دو اهل نماز و روزه هستیم و چادری هم هستیم و در حال تحصیلیم،اما فعلا موقعیت ازدواج برامون پیش نیومده و نامادریم این قضیه رو فرصتی مغتنم میدونه تا همیشه چیزی برای کوبوندن توی سر ما داشته باشه،و همیشه دخترایی از هم هیاتی هاشونو که بدون گرفتن دیپلم ازدواج کردن رو به سر ما می کوبونه،مارو راهنمایی کنید که با این آدم چه کنیم؟راستی پدرم در مقابل فحاشی های مادرم همیشه ساکته و جانب هیچ کسو نمیگیره،ایشون هم بسیار مومن هستند.
التماس دعا
خوشحال میشم اگه آقای نقویان جوابمو بدن
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با مرکز؛
1- با عرض پوزش به خاطر عدم دسترسی به جناب آقای نقویان ، سعی خواهیم نمود با توجه به تجارب مرکز پاسخگوی پرسش شما باشیم.
2- فرموده اید که:« 15 ساله با نامادریم زندگی می کنم.............ما در تمام این سال ها سعی کردیم تا جایی که می تونیم به نامادریم نزدیک شیم اما اون تو هر سنی با ما یه دشمنی داشته» . طبق نظرروانشناسانِ خانواده درمانگر، خانواده یک سیستم به حساب میآید. اگر سیستم دچار اختلال گردید و کارکردهای مورد انتظار را از خود بروز نداد، باید کل سیستم تحت معاینه قرار گیرد، زیرا همه از هم تاثیر پذیرفته و بر یکدیگر نیز تاثیر می گذارند، برای همین درمانگر برای ارائه یک درمان خوب و ارائه تکنیک های کارآمد نیازمند به حضور همه اعضا و اظهار نظر همه و شنیدن درددل همه دارد . یکی از جاهایی که تنها رفتن به پیش قاضی هیچ فایده ای ندارد ،همین جاست.
موارد بسیاری داشته ایم که شوهر خانواده و یا زن خانواده و یا فرزندان، خودشان را مظلوم مطلق و طرف های مقابل را ظالم مطلق می دانسته اند. قیافه حق به جانب به خود گرفته بودند . موضع غلط آن ها، مانع از درک صحیح واقعیت می شد. مشکل روز بروز پیچیده تر می شد!با توجه به تجارب بالینی خود به جرات می گوییم که در مناقشات و اختلاف های خانوادگی سفید مطلق و یا سیاه مطلق وجود ندارد، بدین معنی که تمامی اعضای خانواده در بروز نابسامانی سهیم هستند . این گونه نیست که یک طرف کاملا بی تقصیر باشد و طرف دیگر صد در صد مقصر باشد.
تمامی اعضا به سهم خود باری از تقصیر را به دوش می کشند . بهترین راه درمان خانواده و باز گردان سلامت به آن واقع بینی است، یعنی ابتدا باید اعضا در جلسات خانوادگی حرف های همدیگر را بشنوند . با سلامت نفس سهم خود از بروز مشکل را بپذیرند و در قدم بعدی برای جبران آن گام بردارند.
3- فرموده اید«با اینکه نامادریم4 سال توی حوزه الهیات خونده و یک لحظه نماز و قرآن ازش دور نمی شه،اما لحظه ای از فحش های رکیک دادن به من و خواهرم کوتاه نمیاد و جلوی پسرش که حالا در سن نوجوانیه،فقط به ما بد و بیراه می گه،انگار اصلا خونوادگی عادت دارن........». قصد جسارت به کسی را نداریم ،ولی دین همانند گردو دارای پوسته و مغز است .این دو لازم و ملزوم یکدیگرند، حال اگر شخصی پوسته دین را به خاطر اینکه به آن عادت وار عمل می کند بگیرد و به مغز دین که آراسته شدن به کمالات اخلاقی است، وقعی ننهد ، رفتار او به حساب نقصان دین گذاشته نمی شود ،زیرا ابن ملجم اهل نماز بود و پیشانی اش به خاطر سجده های طولانی پینه برداشته بود اما به خاطر قشری بودن برداشت های دینی اش، امام علی را به شهادت رساند، پس نباید برخورد های ایشان را به حساب دین بگذارید؛ باید به ارزیابی کوتاهی خودتان نیز بپردازید تا عیب کار خود را نمایان سازد.
4- در برخی از سخنان شما سوگیری های منفی و به دور از واقعیت مشاهده کردم، پرفسور آرون تی بک که از درمانگران بسیار مشهور در زمینه روانشناسی و بنیان گذار روش درمانی سی بی تی در روانشناسی است می گوید:
گاهی برای افراد مثلث شناختی غلطی تشکیل می شود که او را از واقعیت دور ساخته و روز بروز مشکلش را پیچیده تر می کند، ایشان یک راس این مثلثِ غلط شناختی را پایداری و راس دیگر آن را درونی بودن و راس سوم آن را همیشگی بودن می داند، به این معنی که مثلا شخص می گوید: فلان صفت منفی در فلان شخص پایدار است . این نیست که گاهی نیز خوب باشد . سپس به این نتیجه میرسد که این صفت منفی جزء ذات آن شخص است و غیر قابل تغییر است .
آن گاه می گوید: پس این مشکل برای همیشه ادامه خواهد داشت و قابل حل نیست! در حالی که اگر به چشم انصاف نگاه کند،
می بیند همین شخصی که بدش می داند، گاهی نیز خوب بوده و لحظات خوبی را با او را تجربه کرده است .پس بد بودن ذاتی او نیست . وضع موجود قابل تغییر است. البته سی بی تی دارای تکنیک های بسیار موثر و خوبی است. در صورت مراجعه به یک متخصص سی بی تی خانواده درمانگر می توانید از آن ها بهره ببرید.
5- لطفا با تحقیقاتی که در خانواده تان به عمل می آورید، اطلاعات زیر را به ما برسانید تا تکنیک هایی برای رهایی خانواده شما از این وضع تقدیم داریم:
1- پیش آیندهای رفتار نامناسب نامادری تان چیست ،به این معنی که همیشه بعد از چه اتفاقی حالت فحش و ناسزا گویی در ایشان تشدید می شود، یعنی اینکه چه واقعه ای مقدمه می شود که فحاشی را شروع نمایند؟
2- پس آیندهای رفتار ایشان چیست، یعنی با دادن فحش و ناسزا چه چیزی را به دست می آورند، مثلا زبان پدرتان کوتاه می شود؟ شما کوتاه می آیید؟ ایشان بر اوضاع مسلط می شود؟ و.....؟
3- چرا اینگونه شده ؟
4- برخورد ایشان دقیقا از چه زمانی شروع شد؟ واقعه ای موجب آغاز این برخوردها شده و روز بروز آن را تشدید کرده، آن واقعه چه بوده؟
5- برخورد ایشان در چه مواقعی تشدید می شود؟ آیا وقتی پدرتان برای شما چیزی می خرد ، رفتار تشید می شود یا وقتی به او کم محلی می کند یا وقتی به شما محبت می کند و یا ......؟
6- رفتار ایشان در چه مواقعی تخفیف می یابد و با شما مهربان می شود؟ این را حتما به صورت دقیق برای ما بنویسید ،زیرا همین می تواند سرنخ یک راهکار درمانی خوب و موثر باشد.
7- حساسیت های ایشان روی چه اموری است؟ چه از جهت منفی، یعنی چه کارهایی باعث می شود به اصطلاح جیغش در آید و چه کارهایی باعث می شود آرام گیرد؟
8- آیا رفتارهای پدرتان تاثیر مثبت و یا منفی روی او دارد؟
9- از چه کسی از فامیل حرف شنوی دارد؟
10- آیا با فرزند خودش نیز برخی از این مشکلات را دارد؟
11- آیا تا به حال از خودش دلیل این رفتارها را بپرسیده اید ؟ اگر پرسیده اید، چه جوابی داده است؟ دقیق برای ما بنویسید.
12- آیا به درد دل های او گوش کرده اید؟ از رنج هایی که احیانا می برد ،جویا شده اید؟
13- آیا احتمال می دهید از ناحیه ای ناراحت است و چون نمی تواند بگوید، از جای دیگری بروز می دهد؟ این گره چیست؟
14- آیا پدر تان در حق او کم لطفی نمی کند؟ این مطلب را از خود نامادری تان نیز جویا شوید. زیرا امکان دارد که کم گذاشتن پدرتان در حق ایشان موجب شعله ورشدن احساسات منفی او در باره شما که از منسوبین پدر هستید بشود . بخواهد این را با پرخاشگری جبران نماید. این مطلب را در صورت صلاحدید به پدرتان نیز به صورت مشورتی و نه سخن چینی، منتقل کنید.
15- آیا بین او و پسرش و پدر شما رابطه ای خاص وجود دارد ،یعنی فکر می کنید که مثلثی بین مادر و پدر و پسر تشکیل شده و شما و خواهرتان از این مثلث بیرون گذاشته شده اید.
16- چه رفتاری می تواند موجب تخفیف و یا حذف این برخورد او شود؟
17- هر چه در مورد ایشان به ذهنتان می آید، از آرزوی مرگ و مریضی ایشان گرفته تا هر آرزوی دیگری که در مورد ایشان دارید، بدون خود سانسوری برای ما بنویسید.
18- آیا خواهرتان نیز به این سوال ها پاسخی هم سان می دهد یا متفاوت از شما فکر می کند؟ از او بپرسید و پاسخ را برای ما ارسال دارید.
19- تاکنون نشستی خانوادگی برای بحث و بررسی این مسائل و طرح مشکلات داشته اید؟ اگر داشته اید ،نتیجه چه بود و چرا؟
20- پدرتان چه کاره است و چقدر در خانه حضور فیزیکی و اقتداری دارد؟
21- آیا اعضای خانواده از پدر حرف شنوی دارند و یا مادر سالاری بر خانه حاکم است و پدر فقط بله قربان گو است؟! لطفا مواردی از نوع برخورد پدرتان در خانه را هم برای ما بنویسید.
22- در صورت نیاز، شماره تلفن 09640 مرکز ما نیز جهت مشاوره تلفنی در خدمت پرسشگران محترم می باشد. اگر چه مشاوره کتبی مزایای خاص خود از جمله امکان باز بینی راهکارها و پاسخ ها را دارا می باشد.






