با سلام
بنده با دوستی بحث می کنم ایشان ادعا می کند قرآن به تنهایی ما را کافی است و نیاز به امام و خلیفه نداریم و ایشان نه اهل سنت و نه تشیع را قبول ندارد.
بنده نیز پاسخ هایی دندان شکنی به ایشان داده ام اما او گفت اگر که درست می گویید و قرآن نیاز به مفسر دارد پس : چرا قران مورد حفاظت قرار گرفته اما احادیث نه ؟ چرا خود رسول الله و امامان اقدام به ثبت احادیث و سخنان خود نکردند و کتابی ننوشتند .

اگر قرآن ما را کافی نبود پس باید امامان و پیامبر کتابی می نوشتند و چرا احادیث انان مورد حفاظت نیست

چون طرف بنده فقط قران را قبول دارد فقط از قرآن و عقل استدلال نمایید.

چون طرف بنده فقط قران را قبول دارد فقط از قرآن و عقل استدلال نمایید.

با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با مرکز؛
بخشي از آيات قرآن محكمات و بخشي متشابهات هستند. در آيه7سوره آل عمران مي خوانيم:
اوست كسى كه اين كتاب [قرآن‏] را بر تو فرو فرستاد. پاره‏اى از آن، آيات محكم [صريح و روشن‏] است. آن ها اساس كتابند و [پاره‏اى‏] ديگر متشابهاتند [كه تأويل‏پذيرند]. اما كسانى كه در دل هايشان انحراف است ،براى فتنه‏جويى و طلب تأويل آن [به دلخواه خود،] از متشابه آن پيروى مى‏كنند، با آن كه تأويلش را جز خدا و ريشه‏داران در دانش كسى نمى‏داند. [آنان كه‏] مى‏گويند: «ما بدان ايمان آورديم، همه [چه محكم و چه متشابه‏] از جانب پروردگار ماست»، و جز خردمندان كسى متذكر نمى‏شود.
طبق اين آيه شريفه بخشي از آيات قرآن نياز به تفسير و تبيين دارند ،آن هم نه از طرف هر كسي، بلكه از طرف راسخان در علم. حال بايد ديد چه كساني اين شآْن را دارا هستند.با رجوع به قرآن می بينيم كه در جاي ديگر قرآن، پيامبر به عنوان مفسر و مبين قرآن معرفي شده:" و اين قرآن را بر تو نازل كرديم تا براى مردم آنچه را به ايشان نازل شده ،بيان كنى ،شايد انديشه كنند".(1)
قرآن با معرفي پيامبر به عنوان مفسر و مبين آيات ،در واقع همه را موظف كرده تا براي درك و فهم دقيق تر از آيات به پيامبر رجوع كنند و خودشان را در فهم آيات از حضرت بي نياز نبينند.
اگر چه قرآن عربي مبين است و مخاطبان عصر جاهلي به آساني معناي آن را مي فهميدند اما در عين حال داراي سنگيني هم هست ، در قرآن آمده: "لو انزلنا هذا القرآن علي جبل لرأيته خاشعا متصدعا من خشية الله؛اگر اين قرآن را بر كوه نازل مي كرديم، از ترس خدا آن را خاشع و متلاشي مي ديدي.(2)
پس براي دريافت قرآن به اين عظمت قلبي چون قلب پيامبر مي طلبد تا اين كتاب آسماني را از طرف خدا بگيرد و به بشر ابلاغ كند، البته كار تا اين جا تمام نمي شود، بلكه هم آيات متشابه بايد تبيين شوند و هم آياتي كه از عمق بيش تري برخوردارند(همچون صفات خدا ،عالم آخرت ، برزخ ،حقيقت روح،و...)بايد تفسير و شرح داده شود . اين نيازمند كسي است كه هم داراي مقام عصمت باشد و هم داراي علم لدني . دستيابي به چنين كسي ميسور نيست مگر اينكه از طرف خدا معرفي گردد .او همان پيامبر خاتم و دريافت كننده قرآن است. در قرآن هم عصمت پيامبر تاُييد شده است(3) و هم مقام علمي او(4). علاوه بر اينكه خداوند به صراحت همه را به تبعيت از اوامر و نواهي پيامبر دستور داده است(5).
حال كه روشن شد نيازمند بيانات نبوي هستيم، با ارجاع به روايات مسلم و قطعي حضرت مي بينيم اهل بيت به عنوان ثقل و چيزي گرانبها در كنار قرآن معرفي شده اند . پيامبر براي دوري امتش از ضلالت تمسك به آن دو را ضروري دانسته است(حديث ثقلين).
پس بنا به نياز و ضرورت، بخشي از آيات توسط پيامبر تفسير و تبيين شده است ،ولي بخشي ديگر به اهل بيت سپرده شده است تا نياز بشر بر طرف شود. طبق اعتقاد ما شيعيان اماميه يكي از مهم ترين شئون امام تبيين آيات الهي است.
از قرآن حفاظت مي شود، چون اين كتاب آسماني معجزه است . جنس معجزه به گونه اي است كه امكان دستكاري در آن نمي رود، ولي اين مطلب بدين معني نيست كه نيازي به غير قرآن نداريم يا مثلا چون امكان تغيير در احاديث مي رود ، مفيد نيستند، بلكه احاديث پيامبر و امامان معصوم در كنار قرآن مجموعه اي از حجت شرعي و معارف ديني را براي ما ساخته اند كه فقها و اسلام شناسان واقعي از آن ها بهره مي برند.
چرا پيامبر يا يكي ديگر از معصومين احاديث را ننوشته اند :مهم حفظ احاديث و روايات است. اينكه چه كسي روايات را نگارش كرده، خيلي اهميت ندارد. كافي است كسي باشد كه مورد تاُييد معصوم واقع شود. براي نگاشتن قرآن نيز همين گونه است. پيامبر كه قرآن را ننوشته است، اما هيچ كس در قرآن شك نمي كند. پس درجه اعتبار و اطمينان ما به احاديث از اين راه تاُمين نمي شود كه آيا روايات را خود معصوم نوشته يا ديگري ،بلكه راه دستيابي به روايات صحيح از جعلي ،از طريق خاصي تاُمين مي شود كه آن هم توسط معصومين به اصحاب و محدثان ابلاغ شده است.
همين كه امامان معصوم اصحاب خودشان را تشويق وترغيب مي كردند كه احاديث به صورت صحيح و دقيق ثبت و ضبط شوند و شاخص و ملاك و راه هايي را براي تشخيص حديث جعلي و دروغين از حديث صحيح بيان مي كردند ،معلوم مي كند كه معصومين عنايت ويژه به حديث داشته و مي خواسته اند اصحاب قدرت پيدا كردن حديث صحيح را به دست بياورند و براي بهره مند شدن از اين مجموعه معارف بي نصيب نشوند.
پي نوشت ها:
1.نحل(16).آيه(44).
2.حشر(59).آيه(21).
3.نجم(53).آيه (3-4).
4.جن(72).آيه(26-27).
5.حشر(59).آيه(7) .