با سلام سوالي داشتم اعتقادي
- دوستي دارم كه خيلي اهل بحث هاي اعتقادي است البته شيعه است ولي متاسفانه در 2مورد با هم مشكل داريم كه نياز جواب سنجيده و دقيق شما مي باشم
اول - هيچكدام از حديث ها قبول ندارد
دوم- هيچ كدام از كتابهاي روايي را قبول ندارد ، تفاسير را قبول ندارد
مي خواهم برايش دليل بياورم كه مثلا تفسير الميزان را همه قبول دارند؟
يا مثلا همه حديث ها كه جعلي نيست؟
متشكرم
با سلام و آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما در این ماه عزیز؛ و تشکر به خاطر ارتباطتان با این مرکز؛
اگر اهل منطق و تعقل و دارای انصاف است، باید با بهره مندی از بضاعت علمی و دینی، شبهات و اشکالات او را برطرف نمود یا زمینه حل مشکل او را از طریق مراجع معتبر دینی و مراکز شناخته شده اسلامی فراهم کرد. در این امر، باید بدون هیچ تندی و سوء رفتاری، فقط برای حل این مشکل معرفتی کوشید و از هر تندی و عتابی پرهیز کرد.
اما اگر اهل تعقل و انصاف نیست و مغرضانه و کینه توزانه و از سر تحقیر و توهین این مباحث را مطرح می نماید و در برابر هیچ برهان و استدلالی فروتن نیست، نباید به حرف های او توجه کرد. گوش دادن به حرف های او، اشتباه است. چه بسا در برخی موارد باید با تحقیر و توهین و مجادله با او برخورد کرد و سوء نظر وی و خبث سریره اش را برای دیگران آشکار نمود. البته به شرطی که خود انسان از توان و قدرت پاسخگویی به او برخوردار باشد.
حال اگر جزو گروه اول بود، در مورد اعتقاداتي كه مطرح كرديد، مي توان براي او چنين استدلال آورد:
متأسفانه، به دلایل مختلف، جعل سخن به نام پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) از زمان پیامبر شروع شد. جریان حدیث سازی در طول تاریخ با شدت و ضعف ادامه یافت و هزاران حدیث به نام پیامبر، امامان و بزرگان دین ساخته شد و نقل گردید.
پیامبر و امامان و عالمان دین برای مقابله با این جریان شیطانی و خطرناک، تدابیری اندیشیدند، از جمله:
رسول خدا و امامان اعلام کردند چون حدیث سازان احادیث دروغ فراوانی را به ما نسبت داده اند، هر حدیثی را به نام ما شنیدید، آن را بر قرآن عرضه کنید؛ اگر موافق قرآن بود، بپذیرید. اگر مخالف بود، به کنار نهید؛ زیرا ما مخالف قرآن سخن نمی گوییم. (1)
به دستور امامان، از صدر اسلام راویان حدیث معرفی می شدند و شیعیان، بلکه مسلمانان، به گونه ای تربیت می شدند که روایات را مستند بپذیرند؛ آن هم سند های معتبر؛ یعنی باید معلوم گردد روایت را چه کسانی از معصوم یا صحابی نقل می کنند و این افراد، افراد معتبری باشند و راستگو و خداترس و اهل حفظ و فهم باشند و نیز از دروغ بستن به خدا و پیامبر و امامان و اصحاب دوری کنند.
علمی در حوزه اسلام از صدر اسلام پیدا شد به نام «علم رجال» که شناسایی راویان حدیث و نقاط قوت و ضعف آن ها را وجهه همت قرار داد و آن ها را در کتاب های معتبر ثبت کرد؛ همچنان که علم دیگری پایه گرفت به نام علم «درایة الحدیث» که بررسی متن روایات و نقاط قوت و ضعف آن ها را پیگیری می کرد. عالمان بزرگ حدیث شناس و راوی حدیث به پالایش احادیث پرداختند و سعی کردند احادیث معتبر را در مجموعه هایی جمع آوری کنند؛ همچنان که جمعی دیگر به جمع آوری و معرفی احادیث جعلی همت گماردند.
بنابراین، باید به احادیثی که افراد معتبر و شناخته شده از پیامبر و امامان نقل کرده اند و آن احادیث با اصول قرآنی مخالف نیست،بها دهیم و عمل کنیم. عمل به چنین احادیثی، حکم عقل و دین است. اگر به چنین احادیثی بها ندهیم، از دیدگاه همه عاقلان کار ناپسندی کرده ایم.
با توجه به آنچه گفته شد، روایات بسیاری وجود دارد که از لحاظ سند و متن معتبرند؛ یعنی هم افراد شناخته شده و مورد اطمینان آن ها را نقل کرده اند و هم متن آن ها از نظر معنا با اصول قرآنی و عقلی کاملاً سازگار است. کتاب های حدیث بسیاری داریم که بیش تر احادیث شان معتبر است، مثل کافی از کلینی و تهذیب و استبصار از شیخ طوسی و فقیه از شیخ صدوق و... . البته هیچ کتاب حدیثی را نمی توان معرفی کرد که صد درصد احادیث آن معتبر باشد.
پي نوشت:
1. كليني، محمد بن يعقوب، الکافی، ج 1، ص 89، دار الكتب الاسلاميه، تهران، 1365ه.ش.






