سلام
چگونه ما در دین خود برخی اعتقادات را اصول نامیدیم و برخی از اعمال رو فروع؟ این دسته بندی دقیقا بر چه اساسی است؟
طبق ادعای شیخ احمد احسایی اگر صفت عدل جزء اصول باشد بایستی سایر صفات خدا هم جزء اصول باشند تا تسلسل پیش نیاید و ادعا کرده که عدل جزء صفات خدا نیست چه جوابی می توان داد؟
ممنون

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
اصول دین به عقیده ما شیعیان پنج چیز است : توحید ، نبوت ، معاد ، عدل و امامت ؛ البته در نگاهی دقیق تر سه اصل اول به عنوان اصل دین و دو اصل دیگر اصول مذهب نامیده می شوند .
اصل این مسئله از اهمیت چندانی هم برخوردار نیست و ما اصولا آیه یا روایتی نداریم که در آن نام و تعداد اصول دین یا فروع دین ذکر شده باشد، بلکه علمای دین از مجموعه آیات و روایات به این نتیجه رسیده اند که سه اصل توحید و نبوت و معاد که زیر بنای همه ادیان آسمانی هستند ، اصول و پایه های دین اسلام شمرده می شوند . به همین خاطر آن ها را به طور خاص و جداگانه مطرح نموده ، تقلید در باور به آن ها را جایز ندانسته و این موارد را به عنوان شاخصه تعیین کننده مبانی فکری دین اسلام مطرح کرده اند .
اما با توجه به فرقه ها و گرایش گوناگونی که در دین اسلام به وجود آمد ، لازم بود که نگاه عمیق و دقیق اسلام که در قالب سنت رسول خدا و اهل بیت علیهم السلام برای ما تبیین شده ،به عنوان اصول شاخص و متمایز اسلام معرفی شود ، در نتیجه دو اصل امامت و عدل هم به این اصول ضمیمه شد تا حدود تفکر دقیق اسلامی و شیعی را به خوبی روشن سازد .
در واقع دو اصل امامت و عدل در عین اهمیت و جایگاه شان ، بیانگر گرایش خاص شیعی در بین فرقه های اسلامی و نشان دهنده وجه تمایز شیعه با دیگر فرقه ها است . به همین خاطر در تفکر شیعی در ضمن اصول دین مطرح شده اند ،نه اینکه این دو اصل اموری همانند توحید و نبوت و معاد باشند .
اگر با دقت بنگریم می بینیم که عدل زیر مجموعه بحث توحید و در زمره صفات الهی است . هر چند از اهمیت بالایی در نتایج و آثار معرفتی برخوردار است ، اما در اصل حقیقت تفاوتی با دیگر صفات کمالی خداوند ندارد ؛ اما به خاطر تبیین درستی که از نگاه و تفکر خاص شیعی و جدایی این تفکر از سایر تفکرات توحیدی مانند تفکر جبری ایجاد می کند ، عدل به عنوان یک اصل مبنایی در زمره اصول دین و مذهب ذکر می شود، در حالی که صفات دیگر الهی چنین خصوصیتی ندارند.
حد اکثر آن است که بگوییم فرق عدل با دیگر صفات آن است که باعث شناخت تفکر شیعی که به عدلیه هم معروف است، از تفکر رایج جبری در دیگر فرقه ها می شود ، پس تفاوتی کاربردی لااقل بین صفت عدل با دیگر صفات الهی وجود دارد. امامت نیز که در ادامه نبوت می باشد اصل مستقلی نبوده اما بدلیل اهمیت بالای ان و شاخصه تفکر شیعی بودنش در کنار سایر اصول مطرح می شود. در نتيجه اشكال شيخيه از اساس بي مورد و ناشي از بي توجهي به اين تقسيم بندي و كاركرد آن است .