چرارهبری چند ساله نشد؟یعنی چراهرچندسال یک بار عوض نمی شود؟

باسلام و قدردانی از ارتباط تان با این مرکز

درباره دائمی و موقت بودن رهبری دو دیدگاه وجود دارد.برخی تصور می نمایند : رهبری مانند دیگر مسئولیت و منصب ها باید موقت باشد، زیرا دایمی بودن آن، ممکن است موجب قدرت گرایی رهبر شود ، اما دربرابر این دیدگاه بعضی باور دارند : رهبری باید دائمی باشد، یعنی زمان خاص مانند ده سال برای رهبری تعیین نگردد، زیرا تعیین زمان با جایگاه بلند رهبری منافات دارد. مقام رهبری مانند سایر مسئولیت ها نیست که چند روزی به رهبر داده شود و سپس گرفته شود، ازسوی دیگر برای رهبری شرایط و معیارهائی درن ظر گرفته شده است که با فقدان آن شرایط رهبر خود به خود عزل می شود و رهبر نمی تواند ازقدرت خود سوء استفاده نماید.

به دلایل زیر مدت رهبری رهبر نمی تواند موقت باشد :

1. عدم مشروعیت توقیت .
بر اساس آموزه‏های اسلامی فقیه جامع‏ الشرایط، به دلیل واجدیت و برخورداری از «صلاحیت‏ های علمی، اخلاقی و مدیریتی» جانشین امام معصوم بوده و دارای ولایت و همه اختیارات حکومتی پیامبر(ص)و امام معصوم(ع) می‏باشد؛ در گستره اختیارات و مدت رهبری نیز، تا زمانی که دارای شرایط و صلاحیت‏هاست، تفاوتی میان ولایت و زعامت سیاسی معصومین(ع) با ولی‏فقیه وجود ندارد. چنان که حضرت امام خمینی می‏ فرماید:

«وقتی می‏گوییم ولایتی را که رسول اکرم(ص) و ائمه(ع) داشتند. بعد از غیبت، فقیه عادل دارد... این جا صحبت از مقام نیست، بلکه صحبت از ولایت - یعنی حکومت و اداره کشور و اجرای قوانین شرع مقدس که یک وظیفه سنگین و مهم است - می‏باشد، نه شأن و مقام برتر و عادی. ولایت مورد بحث یعنی حکومت و اجرای قوانین الهی و اداره جامعه اسلامی و...وقتی کسی به عنوان ولی در موردی نصب می‏ شود، مثلاً برای حضانت و سرپرستی کسی یا حکومت، دیگر معقول نیست در اعمال این ولایت فرقی بین رسول اکرم(ص) و امام یا فقیه وجود داشته باشد. به عنوان مثال،ولایتی که فقیه در اجرای حدود و قوانین کیفری اسلام دارد، در اجرای این حدود بین رسول اکرم(ص) و امام و فقیه امتیازی نیست. حاکم، متصدی اجرای قوانین الهی است و باید حکم خدا را اجرا نماید، چه رسول اللَّه(ص) باشد و چه امام معصوم(ع) یا نماینده او یا فقیه. (1)

بنابراین بر اساس ادله عقلی و نقلی نظریه انتصاب، از آن‏جا که ولایت فقیه، منصبی الهی و ادامه ولایت رسول خدا(ص) و ائمه اطهار(ص) است، مسئولیتی که خبرگان، به عنوان فقیه‏ شناسان عادل بر عهده دارند،تنها کشف مصداق است، نه وضع مقام. بنابراین، نمی‏ توانند برای مصداقی که برای ولایت فقیه تشخیص و شرایط ذکر شده در شرع را بر او تطبیق داده‏اند، محدودیت مسئولیتی قرار دهند یا فراتر از آن‏چه که واضع این مقام (خداوند متعال) قرار داده است، اختیاراتی برای او قائل شوند(2). از این رو تا آن زمان که ولی‏فقیه شرایط و صلاحیت‏های لازم را دارا است، متصدی این سمت می‏باشد؛ ولی هرگاه یکی از این شرایط را به هر دلیلی از دست داد، خود به خود از این مقام بر کنار و خبرگان وظیفه کشف و اعلام آن را دارند.

2. منافات توقیت با مقام الهیِ رهبری

توقیت رهبری با مقام و منصب الهی منافات دارد ، از این رو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، پس از اطلاع از مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی، با ارسال نامه‏ای اظهار امیدواری کردند که: «اعضای محترم شورا، مسأله ولایت فقیه را که منقبتی الهی است و ادامه ولایت ائمه معصومین علیهم‏السلام است، محدود به زمان نکنند، که بدون تردید، محدودیت، موجب تضعیف مقام ولایت فقیه خواهد بود.

طرفداران این دیدگاه باوردارند : اگر توقیت شرعا هم منعی نداشته باشد، چون ولایت و رهبری یک مقام الهی و معنوی است و مردم رهبر را نایب حضرت ولی عصر(عج) می‏دانند و با عشق و علاقه به او می‏نگرند و از دستوراتش اطاعت می‏کنند، انتخاب او به صورت محدود و موقت، انعکاس خوبی در مردم ندارد. می‏گویند این رهبر در این مدت (مثلاپنج سال) نایب امام زمان بوده و از این به بعد، نیابت ندارد. چنین رهبری از نفوذ کافی بین مردم برخوردار نخواهد بود. توقیت و تحدید، با ارتباط معنوی بین رهبری و مردم ناسازگار است و نوعی تزلزل در مقام رهبری است. مقام رهبری و مرجعیت، از آن مقام‏های والا و بس مقدس است و نیابت انبیا و ائمه (ع) و دیده نشده که پیامبر یا ولییّ از مقامش عزل شود... با تحدید زمانی، این مقام مقدس را خدشه‏دار می شود

3. تزلزل و التهاب

محدود کردن رهبری به مدت معین ، موجب می‏شود که بعد از تمام شدن عده‏ای به جو سازی و سروصدا بپردازند، گروهی آن فرد را اعلم معرفی کند و گروه دیگر فرد دیگری را افضل بدانند و خبرگان را مجبور کنند که به بحث و تبادل‏نظر درباره این فرد و آن فرد بپردازند و برای نظام مشکل درست شود. چنین نیست که محدود کردنِ مدت رهبری مشکلی برای نظام نداشته باشد.

در نظام اسلامی مکانیسمی که برای گزینش، نظارت و برکناری ولی‏فقیه در نظر گرفته شده است، تضمین‏ های به مراتب مطمئن و کارآمدتری در جهت کنترل صاحبان قدرت می باشد و جلو هرگونه سوء استفاده رهبر از قدرت را می گیرد .اگر رهبر یکی از شرایط رهبری ، مانند عدالت را از دست بدهد، وی از منصب رهبری عزل می شود .بر این اساس ولی‏فقیه جامع‏الشرایط از ویژگی‏هایی برخوردار است که ریاست‏های نظام‏های سیاسی دیگر از آن بی‏بهره‏اند. رهبر در نظام اسلامی از ساز و کارهای قوی درونی کنترل قدرت همچون عدالت و اسلام شناسی برخوردار است و این دو علاوه بر مکانیزم ‏بیرونی کنترل قدرت که در قانون اساسی وجود دارد، به صورت جدّی رهبر را در برابر آفات قدرت ایمن می‏سازد.(3) یکی از این مکانیسم ها مجلس خبرگان رهبری است که برعملکرد رهبری نظارت می کند، در صورت عدم موفقیت رهبری و از دست دادن یکی از شرایط رهبری ، وی را از این مقام عزل می کند، و این فیلتر مهمی است که درجهان سابقه ندارد ، یعنی اینکه حدود هشتاد نفر کارشناس بر عملکرد رهبرنظارت کنند.با وجود مجلس خبرگان دیگر جایی برای سوء استفاده رهبر از قدرت باقی نمی ماند، با این وجود نیاز نیست که رهبر به صورت موقت گزینش شود.

پی نوشت ها :

1. ر.ک: امام خمینی، ولایت فقیه، ص‏56 -55 ، بی نام

http://khobreganrahbari.com/rezaei/modules.php?name=Content&pa=showpage&...
حمید رضا شاکرین، حکومت دینی، قم، انتشارات پارسایان، 1382، ص 134.