man ba pesari 6 sal dosti kardam va az lahazeh jensi ba on bodam kamel motasefaneh bad az 6 sal pesar be man goft nemekhad ba man ezdevaj koneh va dar haleh hazer zenh ezdevajm hast va khonevadam az in etela nadran ke man be in pesar enghadr nazdik shodam agar man doa benivisam gonah kardam ke jazbe man sheh ya khir lotfan rahnmai befarmaid chand bar in soalo porsidam ama javabi daryaft nakrdam khahesh meonam javabbedin ta aberom narfteh mer30
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
از اين كه به ما اعتماد كرديد و مشكل خود را صادقانه با ما در بيان گذاشتيد، خرسنديم. در اين جا لازم مى دانيم ، به عنوان مشاوری امين و دلسوز نكاتى را خدمت شما عزیز گرامى عرض كنيم:
1- متاسفانه در رابطه خود با فرد مذکور مرتکب گناه ارتباط با نامحرم که خارج از حد شرعی باشد،شده اید،که جایز نیست.
کسی که مرتکب این اعمال شده (ارتباط با نامحرم خارج از حد شرعی، اعم از دست زدن،لمس کردن و ...) باید توبه کند.در درگاه الهی از کرده خود ابراز پشیمانی کند و از خدا طلب آمرزش کند.
رسول اکرم فرمود:
«هر مرضی،دارویی دارد. داروی گناهان، استغفار و طلب عفو و آمرزش از خدا است». (1)
البته گنهکار اگر توبه واقعی نماید و از صمیم قلب پشیمان بوده و قصد انجام دوباره آن را نداشته باشد، خداوند توبه او را می پذیرد.
2- دعا براى فراهم شدن زمینه ازدواج با همسری شایسته از کارهای خوب ، مستحب و مورد ترغیب است. لکن اکتفا به دعا و توسل را به تنهایی توصیه نمی کنیم ، زیرا دعا آثار و شرایط خود را دارد. علاوه بر اینکه بسیاری از دعاهائی که در این خصوص نقل شده ،منبع معتبری ندارد. همچنین مراجعه به دعا نویسان برای گرفتن دعا را نیز توصیه نمی کنیم. زیرا بیش تر آن ها، افراد شیادی هستند که به بهانه دعا نویسی به دنبال منافع خود هستند.
خواهر گرامی
خداوند حکيم، نظام هستي را بر پايه اسباب و مسببات قرار داده ؛ يعني براي پيدايش هر پديده اي علتي خاص و براي حل هر مشکلي راهکارهاي ويژه اي تعيين نموده است.
از يک سو به انسان «عقل و انديشه » عنايت کرده تا با کمک آن و مشورت با ديگران راه حل مشکلات را بيابد. افق آينده زندگي خويش را ببيند. بر آن اساس برنامه ريزي کند و به هدف برسد، از سويي ديگر دو گونه اسباب و علل مقرر داشته است: مادي و معنوي.
دعا از جمله اسباب معنوي است. اما جايگزين علل مادي نمي شود، بلکه انسان بايد به کمک عقل و فکر خدادادي خود و مشورت با افراد آگاه و متخصص براي هر مشکلي راه حلي بيابد و از خدا بخواهد اقداماتش را به هدف و نتيجه برساند.
"از ما خواسته اید دعایی معرفی کنیم تا فرد مورد نظر به سمت من بیاید...."
خواهر گرامی
هر چند دعا مي تواند در ايجاد مهر و محبت موثر باشد؛ اما بسیاری از ادعیه منبع معتبری ندارند. بر فرض وجود چنین دعایی که حتی معتبر باشد، توصیه می کنیم از خداوند بخواهید همسری مناسب قسمت شما بنماید. به نظر می رسد فرد مذکور که در رابطه ای طولانی از شما لذت جنسی نامشروع برده ، همسر مناسبی برای شما نباشد، بنابراین توصیه می کنیم ضمن دوری از ایشان، سعی کنید با فرد دیگری که شرایط همسر مطلوب را داراست، ازدواج نمایید. در این زمینه رعایت موارد ذیل می تواند به شما کمک کند تا همسری شایسته پیدا کنید:
1. خوشاخلاقى:
«حسن خلق»، کمندى است که ديگران را در دام محبت اسير مىکند. کيست که از برخورد شايسته خوشش نيايد و جذب چنين انسانى نشود؟
گشادهرويى، خوش اخلاقي، و شوخ طبعي متعادل، از بارزترين صفات رسول خدا (ص) بود که سهمى عمده در جذب مردم به اسلام و شيفتگى آنان به شخص پيامبر اسلام داشت. خداوند در باره اين خصلت مردمى رسول اکرم مىفرمايد: «فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک؛ (2) به خاطر رحمت الهى بود که براى مردم نرم شدى. اگر تندخو و خشن و سختدل بودى، از دور تو پراکنده مىشدند».
در ادامه آيه مىفرمايد: پس، از آنان درگذر، بر ايشان استغفار کن، و در کار با آنان مشورت نما.
«عفو»، «استغفار» و «مشورت»، نمونههاى ديگرى از حسنخلق و رفتار مردمدارانه است، چرا که اعتماد به مردم و به حساب آوردن آنان است. چنين برخوردى، عامل جاذبه شخص مىگردد.
2. عفو و گذشت :
کينهتوزى و لجاجت، ويژه روح هاى حقير و همت هاى پايين است. برعکس، آنان که نظر بلند و روح بزرگ دارند، پوزش ها را مىپذيرند، از خطاهاى ديگران چشم مىپوشند و از حق شخصى خويش در مىگذرند. بلند نظرى انسان، عامل محبت دل هاى ديگران است. براى انسان نوعى لذت روحى دارد. گفتهاند: «در عفو، لذتى است که در انتقام نيست. »
عفو و گذشت و چشمپوشى و ناديده گرفتن لغزش هاى ديگران،دانههاى جلب محبت است . ديگران را خوشبين، وفادار و با محبت نگاه مىدارد.
امام سجاد (ع) در دعاى بلند «مکارم الاخلاق»، از خداوند اينگونه مىطلبد:
« خداوندا!... مرا ثابت قدم و استوار بدار، تا با ناخالصان و دغل ها، خيرخواهانه برخورد کنم. هر کس از من دورى گزيد، من به او نيکى کنم. به کسى که مرا محروم کرده، بذل و عطا کنم. با آن که با من قطع رابطه کرده، بپيوندم. کسى را که غيبت مرا کرده است، به خوبى ياد کنم. توفيقم ده که نيکى را سپاسگزار باشم، و... از بدى، چشم پوشم و درگذرم». (3)
اين ها گوهرهاى تابناکى در شيوههاى معاشرت است. گفتن اين ها در زبان، آسان است، اما عمل، بسيار سنگين است. جز از همت هاى والا و روحيههاى زيبا برنمىآيد و بايد توفيقش را از خدا طلبيد.
3. بخشش و محبت :
آدميزاد، بنده احسان است. به هر کس نيکى کنى، او را رام و مطيع خويش مىسازى. به هر کس محبت و لطف کنى، قلعه دلش را فتحکردهاى. به قول سعدى:
بنده حلقه بگوش، ار ننوازى، برود
لطف کن لطف، که بيگانه شود حلقه بگوش
سخن مولاي مان حضرت امير (ع) چنين است: « بالايثار يسترق الاحرار؛ (4) با ايثار، آزادمردان بنده و غلام مىشوند».
البته بنده و غلام خوبي ها و کرامت هاى اخلاقى. اين هم گام ديگرى در جذب دل ها و ايجاد الفت ها و تحکيم رابطههاى عاطفى در جامعهبشرى است.
4. تواضع و خاکسارى :
همچنان در پى بيان نمونههايى از روحيه «مردمدارى» هستيم، افتادگى و تواضع و فروتنى، يکى ديگر از اين ويژگي هاست. چنين کسان مىتوانند مردم را دور شمع وجود خودشان جمع کنند، آن گونه که پيامبر بود و انجام مىداد. تکبر، پشت انسان ها را خالى مىکند.
مردم، از پيرامون افراد مغرور و متکبر و خودخواه، پراکنده مىشوند. برعکس، تواضع، مردم را به محبت و عنايت و حمايت مىکشاند.
امام على (ع) فرموده است:
سه چيز موجب محبت ديگران مىشود: «الدين و التواضع و السخاء ؛ (5) ديندارى، فروتنى و بخشندگى».
مغروران و خود بزرگ بينان، هرگز نمىتوانند با جمعى کار کنند و حمايت آنان را همواره داشته باشند. اگر هم چند صباحى مردم در پى آنان باشند، به تدريج رهايشان مىکنند. به اطراف و دوستانت بنگر، و به آنان که کارى در دست شان است، دقت کن. ببين متکبران، در ميان مردم جا و محبوبيت دارند، يا متواضعان؟
5. حوصله و تحمل:
«سعهصدر»، وسعت نظر و ظرفيت لازم داشتن، از نمونههاى ديگر «مردمدارى» است. گاهى افراد، بىحوصلهاند، از جايى و چيزى ناراحتى دارند، يا ضرر و آسيبى ديدهاند، يا تحت فشار و گرفتارىاند، توقع هايشان بالاست، عصبانى مىشوند، حرف تند مىزنند و...، آن که صبور باشد و بردبار، مىتواند با مردم کنار آيند.
آن که تحمل حرفها، تنديها و بداخلاقيها را در «مکتب صبر»، تمرين و تجربه کرده باشد، مىتواند در ارتباط با مردم، به خدمت خويش و حضور کريمانه در کنارشان ادامه دهد. تحمل و مقاومت، براى انسان، هوادار درست مىکند. از کوره در نرفتن، بردبارى نشان دادن،خشمگين نشدن، از آثار اين «ظرفيت» است. کسى که از اين ويژگى اخلاقى برخوردار باشد، از يارى و حمايت ديگران هم برخوردار خواهد بود. باز بشنويم از کلام اميرالمؤمنين (ع) که فرمود:
بالحلم تکثر الانصار ؛ (6) در سايه حلم و بردبارى و تحمل است که ياوران زياد مىشوند
6. تفقد و رسيدگى:
مردم، به ويژه گرفتاران و دردمندان، نيازمند احوالپرسى، رسيدگى، سرکشى و در يک کلمه «تفقد»ند. گاهى يک احوالپرسى و سلام، شادابى روح و نشاط زندگى فراوانى (براى هر دو طرف) پديد مىآورد. گاهى نوشتن يک نامه يا تلفن کردن به يک آشنا و فاميل، محبت ها و صفاهاى بسيارى ايجاد مىکند. گاهى سر زدن به همسايه و عيادت يک بيمار و شرکت در يک مجلس ختم يا عروسى، مبدا بسيارى از دوستي هاى ماندگار مىشود. ديد و بازديدهاى خانوادگى، دل ها و زندگي ها را به هم مربوط مىکند. پرسيدن گرفتاري ها و مشکلات ديگران و تلاش در حل و رفع آن ها، در دل ها را به روى انسان مىگشايد.
با مردم زيستن، با همسايهها و همشهري ها و همکاران و معاشران و همنوعان، جوش خوردن، انسگرفتن، در رنج و راحت ديگران شريک شدن، فاصلهها را با ديگران کوتاه کردن، قطع رابطهها را به «آشتى» بدل کردن، اختلاف ها و کدورت ها را زدودن و...، اين ها همه «عمل صالح» است. خداوند چنين نيکوکاراني را دوست مىدارد.
«مردمدارى»، اخلاق زيبنده مسلمانى است که مىخواهد از الگوهاى دينى و ارزش هاى مکتبى الهام بگيرد و «زندگى اسلامى» داشته باشد.
نکته پایانی :
در صورت اصرار به ازدواج با همین فرد - هر چند مورد توصیه ما نیست - با توجه به شرایطی که نوشته اید، توصیه می کنیم از واسطه ای استفاده کنید تا این بار رابطه بین شما را از راه حلال و ازدواج برقرار کند.اما پیش از ازدواج به یک مشاور، مراجعه نمایید و از او راهنمایی بگیرید.
در صورت تمایل می توانید با بخش تلفنی این مرکز به شماره (09640) تماس گرفته و از راهنمایی مشاوران این مرکز نیز استفاده کنید.
پىنوشت ها:
1. محمد محمدي ريشهري، ميزان الحكمه، دار الحديث، 1416 ه.ق، ج 2، ص 997، ماده "ذنب"،
2. آل عمران (3)، آيه 159.
3. صحيفه سجاديه، دعاى 2. (دعاى مکارم الاخلاق).
4. عبد الواحد بن تميمي آمدي، معجم الفاظ غرر الحكم درر الكلم، مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه، ذي القعده 1413، تحقيق مصطفي درايتي، ص 396.
5. همان، ص 25.
6. همان، ص 287.






