پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در ابتدا باید گفت: این پرسش سخن نغز آن عارف نامدار را در یاد ها زنده می کند که می گوید: (( از قیاسش خنده آمد خلق را ....)) گویا پرسش گر محترم خدمت مادی ادیسون را با مقام معنوی افرادی چون آیت الله بهجت مقایسه نموده و چنین تصوری برایش پیش آمده؛ که در این صورت باید گفت:
از مجموع باورهای اعتقادی و تحلیل های آموزه های دینی به دست می آید هرچه باشد یک مسیحی از نظر اصول اعتقادی اسلام را که آخرین دین الهی است قبول ندارد و به آن کافر است، گرچه ممکن است عملا کردار نیک داشته باشد و یا خدماتی به همنوعان نموده باشد، ولی چون از نظر اعتقادی مشکل دارد، نمی توان او را با یک فردی مومن عادی مقایسه نمود چه رسد به افراد بزرگی چون آیت الله بهجت که از اولیایی الهی است، به خصوص آن که معیار در این گونه امور قبل از هر چیز التزام اعتقادی به اصول دین است و امور دیگر در اولویت بعدی است. به ویژه این که قبولی کارهای نیک مسیحی نزد خداوند جای بحث و تردید است، زیرا در این مسئله ملاک بيش تر حسن فاعلی است و نه حسن فعلی.
حسن فعلی کار نیکو، خوب و مفید است. مثلاً کسی جاده یا پل یا بیمارستان یا مدرسه و مسجد و برق و مانند آن بسازد، کار او خوب و پسندیده است و حسن فعلی دارد و عمل خیری انجام شده است.
اما حسن فاعلی آن است که مؤمن همان کارهای یاد شده را با نیت خالص و به دور از ریا، شهرت، و سایر خواهشهای نفسانی انجام دهد.
در حسن فعلی نگاه ما به انجام دهنده کار نیست، بلکه خود فعل را در نظر می گیریم. صفت حسن یا قبح برای آن می آوریم، ولی در حسن فاعلی نگاه ما به کننده کار است که در این جا علاوه بر حسن فاعلی، حسن فعلی هم وجود دارد.
برای اثربخش بودن عمل هر دو حُسن لازم است، یعنی کاری حَسن و پسندیده. اگر از سوی فرد مؤمن و صالح به نیت خیر و به دور از امور نفسانی انجام شود، خداوند به آن پاداش میدهد.
اما اگر یک فرد ناصالح و غیر مؤمن مثل آن فردی که در پرسش ذکر شده کارهای یاد شده را انجام دهد و نیت او خالصانه نباشد و برای امور نفسانی نظیر شهرتطلبی و خودنمایی و یا اینکه اسم او در تاریخ به نیکی برده شود، و یا حتی به نیت خیر خواهانه کارهای را انجام دهد، در آخرت پاداشی نخواهد داشت، گرچه در دنیا ممکن است به امور یاد شده برسد و مزد کارش از همان طریق به او داده شود، ولی در آخرت طلبی از خداوند ندارد. (1)
بنا بر این مقایسه ادیسون با اولیا الهی مثل: آیت الله بهجت نا درست است.
گفتنی است که گفته شده اديسون و پاستور هم مردمى مذهبى بودهاند و داراى انگيزههاى خداپرستانه بودهاند، يعنى آنان در كارهايشان درست مانند متديّنين مسلمان، براى رضاى الهى و به انگيزه خدايى اقدام مىكردهاند؛ اينها در حقيقت مسيحيانى هستند كه مسيحى (به معنای رائج) نيستند، زيرا اگر مسيحى باشند و به اصول موجود مسيحيّت مؤمن و معتقد باشند، مسيح را خدا مىدانستند و طبعاً امكان نداشت كه موحّد واقعى باشند؛ دانشمندان امروز مسيحى شايد كمتر به خرافات تثليث معتقد باشند. (2) در نتیجه ممکن است آن ها در آخرت برای عمل نیک شان پاداشی دریافت کنند؛ و اساسا دیدگاه اعتدال در این باب این است که از آیات و روایات استفاده میشود. شهید مطهری و برخی از نظریة سازان اسلامی، طرفداران این دیدگاه هستند. بر اساس این نگرش فعالیت و خدمات مخترعان و مکتشفان کافر که با انگیزه انسان دوستی شکل میگیرد، پاداش داشته و در عذاب آنها تخفیف داده میشود .
شهید مطهری بعد از بررسی آیات و روایات دربارة وضع مخترعان و مکتشفان غیر مسلمان مینویسد:
" افرادی اینچنین که البته در همة زمانها کم یا بیش پیدا میشوند، حداقل این است که در عذاب آنها تخفیف داده میشود و یا عذاب آنها به کلی برداشته میشود ". (3)
چه این که برخی دیگر در این باب گفته است :
مخترعانی هستند که مسلماً انگیزههای انسانی دارند و یا اگر معتقد به خدا باشند، انگیزههای الهی، و گاهی سالیان دراز از عمر خود را در گوشة لابراتوارها با نهایت فلاکت و محرومیت به سر میبرند، به امید این که خدمتی به نوع خود کنند، و ارمغانی به جهان انسانیت تقدیم دارند، زنجیری از پای دردمندی بگشایند و گرد و غباری از چهرة رنجدیدهای بیفشانند.
این گونه افراد اگر ایمان داشته باشند و محرک الهی، بحثی در آنها نیست. اگر نداشته باشند، اما محرکشان انسانی و مردمی باشد، پاداش مناسبی از خداوند دریافت خواهند داشت. پاداش ممکن است در دنیا باشد، و ممکن است در جهان دیگر باشد،
مسلماً خداوند عالم عادل آن ها را محروم نمی کند، اما چگونه و چطور ؟ جزئیاتش بر ما روشن نیست، همین اندازه می توان گفت: "خداوند اجر چنین نیکوکارانی را ضایع نمیکند" (البته اگر آنها در مورد پذیرش ایمان، مصداق جاهل قاصر باشند، مسئله بسیار روشن تر است). (4)
بنا بر این ممکن است برای این گونه افراد پاداشی مطرح باشد، ولی مسئله مقایسه یاد شده در پرسش نادرست است.
پینوشت:
1. مرتضی مطهری، مجموعه آثار نشر صدرا ،1370 ش، ج 1، ص 297.
2. همان، ص 310.
3. همان، ص 377.
4. ناصر مکارم، تفسیر نمونه، نشر دا رالکتب لاسلامیه، تهران، بی تا ، ج 10، ص 308.






