با سلام. دختری 29 ساله هستم ولی تاکنون ازدواج نکرده ام .خواستگاران بیشماری داشته ام ولی هیچ یک را تاکنون نتوانسته ام به عنوان همسر برگزینم. به لفظ عامیانه هیچ کدام به دلم ننشسته اند با وجود اینکه از لحاظ خانوادگی و موقعیت کاری در جایگاه خوبی بوده اند. اعتقاد دارم که خداوند ان فرد را روزی در زندگیم قرار خواهد دادو آن روز ممکن است چند سال دیگه باشد .ولی مدتی است که از طرف خانواده ام تحت فشارم که باید بالاخره با یکی از خاستگاران ازدواج کنم.نگران این هستم اگر این کار را بکنم و مهر آن فرد به دل من نیفتد چه کنم؟
پرسشگرگرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
در پاسخ به سؤال شما مطالبی را در قالب نکات زیر تقدیم می داریم:
1. توجه داشته باشید که تصور اینکه فردی که به خواستگاری شما می آید در همه معیارهای اصلی و مورد نظرتان با شما همخوانی و مطابقت کامل و صد در صد داشته باشد و کاملاً از هر لحاظ به دلتان بنشیند، فرض محالی است. چنین چیزی در این عالَم و کره خاکی امکان پذیر نیست، همیشه مواردی وجود دارد که دختر و پسر باهم در آن زمینه ها همخوانی و تناسب ندارند.
2. از لحن گفتار شما این گونه برداشت می شود که شما در ازدواج دچار یک نوع وسواس در انتخاب همسر شدهاید و این ناشی از تفکر آرمانگرایی و ایدآلنگری شماست و الا می بایست با داشتن خواستگاران متعدد تا به الان ازدواج می نمودید و تا با این سن مجرد نمی ماندید و این گونه خود و خانوادهتان را آزار نمی دادید تا آنها بخواهند شما را تحت فشار قرار دهند!.
3. مسلماً توسل و توکل در انتخاب همسر نقش دارد ولی شما از کجا مطمئن هستید که خداوند فرد مورد نظر شما را در زندگی و سر راه شما قرار نداده است؟ چه بسا ممکن است فرد متناسب شما بارها به خواستگاری شما آمده است ولی شما به خاطر آرمانگرایی و وسواس زیاد، بی جهت از او ایراد گرفتهاید و دست رد به سینه او زدهاید و این گونه او را از خود راندهاید. قرار نیست که خداوند فرد مورد نظر شما را از آسمان با خدم و حشم نازل کند و در این بین، سنتهای الهی به ورطه فراموشی سپرده شود. آیا فکر نمی کنید که اگر وضع به همین منوال پیش برود و شما خواستگاران را یکی بعد از دیگری به بهانههای واهی رد کنید، با بالا رفتن سن شما طبیعتاً از تعداد خواستگارانتان کاسته خواهد شد و اگر خواستگاری هم داشته باشید هر یک عیب و ایرادی داشتهاند که تا به اکنون نتوانستهاند ازدواج کنند و حالا به خواستگاری شما آمدهاند، تازه اگر بعد از چند سال دیگر خواستگار متناسبتان را بیابید، وقتی دیگر شور و نشاط و حس و حال جوانی از بین رفته باشد، دیگر چه لذتی از زندگی خواهید برد و ازدواج چه فایدهای برای شما خواهد داشت! هر چیزی وقت خاص خود را دارد، ازدواج هم از این امر مستثنا نیست.
4. به صورت طبیعی، وقتی خواستگار انسان در اغلب زمینه ها با انسان تناسب و همخوانی داشته باشد، خود به خود میل و کششی در انسان به وجود می آید و به سوی او کشیده می شود و به ازدواج با او راغب می گردد؛ برعکس این مطلب هم صادق است؛ یعنی وقتی انسان می بیند که در خیلی زمینه ها با خواستگارش تناسب ندارد به صورت طبیعی از او خوشش نمی آید و به او تمایلی پیدا نمی کند و طبیعتاً به دلش نمی نشیند، بسیاری از امور زندگی نیز همین طورند، حال اگر به خواستگارتان علاقه ای ندارید و او به دلتان نمی نشیند و این ناشی از عدم تناسب در معیارهای اساسی ازدواج است، در این فرض با او ازدواج نکنید و مغلوب فشار خانواده نگردید. ولی اگر به خاطر آرمانگرایی و ایدآلنگری و وسواس بیش از حد باشد در این صورت ابتدا باید با مراجعه به روانشناس با تجربه در صدد درمان خود بربیایید و تفکر خود را تعدیل نمایید و سپس به ازدواج بیندیشید.
5. این را بدانید که اگرچه آنچه که در ازدواج مهم می باشد، میزان تناسب و همخوانی دختر و پسر در ملاک ها و معیارهای اساسی ازدواج است و هر چقدر این همخوانی و کفویت بیشتر باشد، سلامت ازدواج از تضمین بیشتری برخوردار است و می توان به موفقیت و پایداری ازدواج در آینده امیدوار گشت. ولی باید توجه داشت که همیشه شرایط آن گونه که ما انتظار داریم جفت و جور نمی گردد. بنا بر این توصیه ما این است که اولاً آرمانگرایی و ایدآلنگری را کنار بگذارید! ثانیاً در ازدواج، معیارها و ملاک های اساسی ازدواج را در نظر بگیرید و آن ها را رتبه بندی و اولویت بندی کنید. البته یادتان باشد که عشق و علاقه هیچ گاه به تنهایی برای ازدواج کافی نیست؛ بلکه در کنار معیارهای دیگر ارزش و اهمیّت پیدا می کند. طبیعتاً برخی از معیارها به هیج عنوان قابل اغماض و گذشت نیستند؛ آن ها را همیشه در نظر بگیرید و به هیچ عنوان کوتاه نیایید؛ اما در معیارهای دسته دوم و سوم بهتر است توقع خود را مقداری پایین بیاورید و به حداقل ها اکتفا کنید، به نظر ما معیارهای غیر اساسی مثل: نوع شغل، ثروت، وجاهت اجتماعی، میزان تحصیلات، رشته تحصیلی و ... اگرچه در موفقیت زندگی تأثیر گذار هستند؛ ولی گاهی هم قابل گذشت و چشم پوشی هستند که در مورد شما بهتر است این گونه عمل کنید و بی خودی از خواستگارانتان ایراد نگیرید، مگر اینکه واقعاً ایراد قابل توجهای در بین باشد که به زندگی مشترک لطمه جبران ناپذیر وارد می کند.






