با سلام من پسري 22ساله هستم پدرم مردي 55ساله است او خيلي خودخواه است وبراي فرزندانش ارزش قائل نيست در صورتي كه ما همه جوره رعايت او ميكنيم من خودم 6ساله كه كار ميكنم هزينه تحصيلم خودم ميدم اصلا ازپدرم پولي نگرفته ام وهيچ توقعي از او نداشته ام درصورتي كه وضع مالي ما متوسط است او به ما هيچ اعتمادي ندارد حتي حاضر نيست كليد ماشينش به مابدهد درحالي كه خانواده ما تحصيلكرده و مذهبي هستند او ما درجمع اقوام سرزنش ميكند و مارا فرزنداني پست ميخواند( مدتي است كه بااو صحبت نميكنم زيرا اينطوري ديگه دعوامون نميشه و اعصاب هردوتامون راحتراست به دوست دارم با او مهربا ن باشم اما او به ما بي محبتي ميكند انگار ما دشمن او هستيم ايشان تفكري ابتدايي نسبت به جامعه دارند و فكر ميكنند كه در همه امورات زندگي حرف خودش بايد ملاك باشد حتي بعد از 35سال ازدواج با مادرم حنوز با هم اختلاف نظر دارند و مادرم ازاين مسئله رنج ميكشد چند مدت پيش به من گفت كه تو ديگه فرزند من نيستي ) من ازشما خواهشمندم كه راحكاري به من ارائه دهيد كه بتونم با پدرم كنار بيام و دران دنيا بابت اين خصومت رنج نكشم
با سلام و تشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز
نامه شما را خواندم و دریافتم که فردی دیندار هستید. بله درست است زندگی در چنین وضعی که در نامه تان ترسیم کرده اید تا اندازه ای دشوار به نظر می رسد، اما در واقع هنر زندگی کردن در همین است که بتوانیم با افرادی که به حقوق ما تجاوزر می کنند و یا آن را نادیده می انگارند، برخورد داشته باشیم . با وجود این به آن ها ظلم نکنیم و به حقوق آن ها تجاوز نکنیم. توجه داشته باشید که نباید برای دریافت حقوق مان به حقوق دیگران تجاوز کنیم . حتماً توجه دارید که مقام والدین نزد خداوند بسیار والا است.
در نامه شما به این نکته نرسیده ام که با پدرتان بدرفتاری کرده یا توهینی نسبت به او روا داشته باشید ، اما اگر چنین امری صورت گرفته است، نیاز به استغفار از درگاه خداوند داشته و نیاز به معذرت خواهی از پدر هست.
باید بپذیریم که خداوند مخلوقات گوناگونی دارد . والدین ما نیز به عنوان بندگان خداوند، از اخلاق و شخصیتی منحصر به فرد برخودار هستند . تا حدی هم با کاستی هایی روبرو هستند. این امکان را ندارید که در شخصیت والدین تغییری را ایجاد نمایید، اما می توانید تغییراتی را در رفتار خودتان ایجاد نموده و بدرفتاری آنان را محدود سازید.
باید بیاموزیم که مجادله و دعوا راه دریافت خواسته ها مقبول و مشروع خود نیست ، بلکه در موارد متعددی باید احساسات دیگری را در نظر بگیریم . مسایل را از نظر او ببینیم . این امر باعث می شود تا او هم بتواند دیدگاه ما را در نظر بگیرد.
انتظار می رود که شما در مسایل بین مادر و پدرتان دخالت نکنید . تنها در مواردی که ممکن است پدرتان دچار بزهکاری علیه مادر شود مثلاً به ضرب و شتم بپردازد، وارد شوید. اما به نظر نمی رسد که پدر با این مسایل درگیر باشد.
اجمالاً می دانیم که پدر فردی پرخاشگر است . نمی تواند خود را در مواقع بحرانی کنترل نماید . تلاش می کند تنش خود را از طریق دیگران تخلیه نماید . به همین دلیل هنگامی در حال پرخاشگری است، شما و خانواده نباید در معرض او قرار داشته باشید. نباید فراموش نمود که این افراد معمولاً تلاش می کنند با معرکه گیری مورد توجه قرار بگیرند. هنگامی که کسی به آن ها توجهی-نه به صورت مثبت و نه به صورت منفی- نمی کند ، از ادامه بدرفتاری باز می مانند . به کار خود ادامه نمی دهند. همچنین خوش خدمتی اعضای خانواده در برابر بدرفتاری پدر موجب بروز بدرفتاری و گسترده شدن دامنه آن می گردد . به همین دلیل باید آن را هم ترک نمایید. مثلاً هنگامی که در حال فریاد زدن و بدرفتاری است، انتظار نمی رود فوراً برای او چای بیاوریم . باید او راتنها گذاشت و در صورتی که ضرورت داشت، این امر با تأخیر صورت گیرد.
صحبت نکردن شما با پدرتان به طور کلی موجب عدم احترام به او می شود . این رفتار نه توجیه روانشناختی و نه توجیه شرعی دارد. باید به او احترام گذاشته و سلام کنید. همچنین باید به قدردانی از پدر خودتان بپردازید. اما انتظار می رود که هنگام بدرفتاری برای مدتی کوتاه با او ارتباط را قطع نمایید . نشان دهید که احساس ناخوشایندی دارید اما هزگز نباید نشان دهنده آن باشد که چنان ضعیف هستید که قادر نیستید، ادامه دهید. بر این اساس، در خصوص سرزنش ایشان در حضور جمع اگر مایه ناراحتی شما است، باید ابراز ناراحتی نمایید . قاطعانه بگویید که انتظار دارید که با شما رفتار محترمانه داشته باشند. بنابراین می توانید پیام خودتان را به گونه ای تنظیم نمایید که دریابد نباید با شما این گونه رفتار نماید. مثلاً می توانید بگویید : درست است که گاهی ناراحت می شوید اما با تمام احترامی که به عنوان پدرم برای شما قایل هستم، در این مواقع انتظار دارم که احترام من را در مقابل جمع حفظ کنید! فرزند شما هستم . اگر تذکری دباره کارهای من دارید ،بسیار متشکر خواهم شد که آن را در مقابل دیگران نگویید و آن را به خودم
بگویید!






