موضوع پایان نامه ام در باب مبانی سلوک عرفانی از دید صدرا وعلامه طباطبایی است وبسیار موضوع سنگینی است ،در باب تفاوت سلوک عرفانی باعقلی واینکه چراصدرانتوانست در کتاب اسفار خود در تطبیق این2موفق گرددوتفاوت صدرا وعلامه در این مساله چیست مطلب وراهنمایی میخواهم

پرسشگر گرامی! با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
خواهر محترم! سؤال شما شفاف و مشخص نیست و ما منظور شما را متوجه نشدیم. اگر منظور شما از سلوک عقلی و عرفانی، عرفان نظری و عملی است، که تفاوتش مشخص است؛ یکی در محدودۀ علم است و دیگری در محدودۀ عمل. اگر منظورتان از سلوک عقلی و عرفانی، عرفان نظری در حکمت و عرفان است، باز تفاوت مشخص است؛ زیرا یکی با دید فلسفی و برهانی مسائل را بیان نموده و دیگری با مبنای عرفانی و کشف و شهودی.
در هر حال، قسمت دوم سؤال شما اساساً صحیح نیست؛ چون یکی از آقایانی که موفق شده عرفان را با زبان برهان بیان کند، همین جناب ملا صدرای شیرازی - رحمه الله - است که انصافاً هم خیلی موفق بوده است؛ به طوری که فلسفه را تعالی داده و بالا آورده است. به همین جهت، کتابش را "حکمة متعالیه" نام نهاده است.
اگر سؤال خود را دقیق تر و شفاف تر بیان نمایید، ما در خدمت هستیم.
موفق باشید.