با عرض سلام و وقت به خیر
دو نیروی متضاد در درون من در حال مبارزه هستند .
نیروی اول می گوید :
ای ایرانی تو کجا مسلمانی کجا؟ این دین ،دین اعراب است؟ تمام کسانی که تو آنها را دوست داری (پیامبر و امامان) عربند و به تو ربطی ندارند؟ اینها همان کسانی اند که آمدند آبا و اجداد تو را تار و مار کردند و کشتند و سوزاندند و ثروت سرزمینت را به تاراج بردند .این دینی است که به زور شمشیر وارد سرزمین تو شده است و تو نیازی به آن نداشتی ،تو از ابتدا یکتا پرست بوده ای .تو چرا باید با خدای خود با زبانی صحبت کنی که آن را متوجه نمیشوی؟ تو چرا باید دعاهای خود را به زبان بیگانه بخوانی؟ ؟( کاری ندارم با کسانی که این زبان را آموخته اند، مگر چند درصدند ؟ ) مردم کدام سرزمین با پروردگار خود به زبانی صحبت می
کنند که متوجه آن نشوند ؟ ذهن تو چرا باید همیشه درگیر تاریخی باشد که هیچ اجماعی بر آن نیست؟ دسته ای میگویند علی باید خلیفه اول میشد ! چند میلیارد مخالف این ادعایند ! چرا رسانه های تو همیشه باید از یک مقطع خاص تاریخی و از عده ای محدود فیلم بسازند و صحبت کنند ؟ مگر سرزمین تو تاریخ ندارد ؟ مگر سرزمین تو انسان برجسته و قابل ستایش نداشته ؟
اسلام دین اعراب بیابان گرد است؟ مگر نمی بینی تمام وعده هایی که داده متناسب این قوم است ؟ معلوم است وعده¬ی باغهای سرسبز و حوریان زیبا و شراب گوارا ... دل عرب بیابان نشینی که جز آب گندیده و شن تف دیده، چیزی ندیده خواهد ربود . اصلا یکی از دلایلی که این دین به اروپا راه نیافت همین بود .این وعده ها آنها را جذب نمی کرد چون همه را داشتند ؟
خلاصه نیروی اول از چپ و راست و بالا و پایین می تازد و ضربات کاری به نیروی دوم وارد می کند .
نیروی دوم می¬گوید : الان جوابت را می دهم . و به نزد شما می¬آید برای درخواست کمک !
لطفا خوب کمکش کنید ! چیزی نمانده از پای درآید .
با تشکر !

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
در پاسخ به نیروی اول که در درون شما چنین مطالبی را عنوان می کند می توان به نکات زیر اشاره کرد:
1- اگر چه افتخار مي كنيم كه يكي از قديمي ترين اديان الهي يعني دين زرتشت متعلق به ايرانيان باستان بوده، اما باید توجه داشت که جوهر هر دین محتوای هدایتی آن است، نه فرهنگ و نژاد و قومي که به وسیله آن دين به بشر منتقل می شود. پياده شدن ابتدائي دين اسلام در ميان اعراب و به زبان عرب مربوط به جوهر دين نیست، بلکه قالب و وسیله ای است برای انتقال محتوا به مخاطبان. دين اسلام اگر چه در ابتدا در ميان قوم عرب پياده شده، اما این دليل بر عربي بودن دين اسلام نيست.
2- دین خدا واحد است. ادیان مختلف و متعدد نداریم. دین واحد عبارت است از اسلام که تسلیم در برابر ذات لایزال الهی و عبادت اوست، به نحوی که خواستار آن است و انسان را می تواند به سمت کمال سوق دهد.
در برهه های مختلف، این دین واحد به صورت های گوناگون که شریعت های گوناگون می باشند، و توسط پيامبران متعدد با زبان ها و فرهنگ هاي گوناگون به بشر ابلاغ شده است.
برخی از شریعت ها منطقه ای بوده اند، برخی جهانی. شریعت حضرت ابراهیم علیه السلام نمونه ای است از شریعت جهانی. شریعت حضرت موسی نمونه ای از شریعت منطقه ای که برای قوم بنی اسرائیل بود.
3- هنگامی که دین جهانی برای بشر فرستاده شد، تابعین دیگر ادیان قبلی ( اعم از جهانی و منطقه ای ) باید از این دین تبعیت کنند،‌ به هر زبان و ملیتی که باشند.
بر اساس دلائل قطعي تاريخي و ديني، اسلام شریعتی است جهانی که منطقه و قوم و قبیله خاصی نمی شناسد. در قرآن مي خوانيم: « تو را نفرستادیم مگر آن که تمام افراد بشر را به رحمت خدا بشارت داده و از قهر و عذابش بترسانى، اما بیش تر مردم این حقیقت را نمی دانند ». (1)
دین اسلام دینی برای همه ملت ها و کشورهاست. مرزهای جغرافیائی و ملیتی و قومی و قبیله ای در این امر بی تاثیرند. بنا بر این بر همه مردم جهان واجب است که از این دین تبعیت کنند، چه تابع دین یهود باشند، چه تابع شریعت عیسوی و چه تابع دین زرتشت. چه دین داشته و چه نداشته باشند. دين اسلام دين مختص به اعراب نيست. ماهيت معارف و برنامه هاي هدايتي دين حاكي از بشري بودن اين دين است، نه عربي بودن آن. در قرآن و معارف دين هميشه خطاب ها متوجه همه انسان ها صورت گرفته و به ندرت نامي از اعراب به عنوان عرب بودن برده شده است. (2)
4- ايراني بودن نيز در مقابل عرب بودن نيست، در حالي كه ايران كشوري پهناور است، حتي امروز كه بخش هاي زيادي از كشور ما در طول تاريخ جدا شده، ولي باز هم كشور ما شامل قوميت هاي مختلف مثل فارس و ترك و لر و عرب و كرد ... مي باشد. با توجه به اين كه بخشي از هموطنان ايراني ما عرب هستند، اين نوع تفكيك ها به ايراني و عرب، دقيق نمي باشد.
5- شايد يكي از دلايلي كه در ذهن افراد، دين اسلام دين عربي تلقي مي شود، عربي بودن اين كتاب الهي و معجزه جاويد اسلام مي باشد كه مي توان در اين زمينه به چند نكته توجه كرد:
الف) هر دینی ناگزیر از این است که آموزه هایش را به زبان قومی که مخاطب اولیه آن است ارائه کند، چرا که اگر مخاطبان اولیه با زبانی غیر مانوس و غیر آشنا مواجه شوند، چه انتظاری برای هدایت آن ها وجود دارد؟
ب) دین جهانی باید یک زبان بین المللی و واحد داشته باشد تا بتواند وحدت بین متدینان را - از هر قوم و ملیتی که هستند - حتی در امر زبان نیز محقق سازد. وحدت، جلوه ای از توحید است که در تمام شئون ادیان الهی جریان دارد.
ج) اگر دینی جهانی باشد، باید زبانی جهانی داشته باشد. یعنی قابلیت تحمل محتوا و انتقال آن را به صورت صحیح داشته باشد.
دین مانند مظروفی است که باید ظرفی مناسب با خود داشته باشد. هر چه دین از ظرايف بيش تري برخوردار باشد و فخیم تر باشد،زبان آن دین نیز باید فخیم و قابل انعطاف باشد.
زبان عربی در بيان ظرائف و دقائق معارف دين، انعطاف پذيري بسیار بالائی دارد که دیگر زبان ها از آن در این حد برخوردار نیستند.
به همین دلیل معجزه جاوید پیامبر کتابی است به زبان عربی. اگر این ظرافت و قدرت انعطاف و متانت و قدرت در این زبان نبود، نمی توانست معجزه ای باشد جاویدان برای آخرین پیامبر.
اگر مجموع این وجوه کنار هم قرار داده شود ، روشن می شود که انتخاب زبان عربی برای دین اسلام انتخابی طبیعی بوده؛ اين دين متعلق به اعراب نيست. اعتقادات و باورهاي آن نيز برگرفته از زلال وحي الهي بوده، نه فرهنگ و آداب اعراب. اقوام دیگر اعم از فارس و ترک و آسیائی و اروپائی و آمریکائی، به خاطر جهانی بودن این دین موظف به قبول آن هستند. تفاوتي نمي كند كه در گذشته چه دینی داشته اند. نمی توان به دلیل اینکه منشا اولیه يك دين، فرهنگی غیر از فرهنگ ما و زبانی غیر از زبان ما دارد، از پذیرش آن خود داري كنيم. خدا همه را انسان آفریده و هیچ فرقی بین آن ها به لحاظ انسانیت نگذاشته، تفاوت های زبانی و رنگ و منطقه ای و قومی را تنها برای بهتر شدن مناسبات بین آن ها قرار داده است:
« اى مردم ! همه شما را از مرد و زن آفریدیم . شعبه و فرقه های مختلف گردانیدیم تا یک دیگر را بشناسید. گرامى‏ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست. خدا بر نیک و بد شما کاملا آگاهست‏». (3)
6- پیامبر (ص) و امامان معصوم (ص) همانند خود دین اسلام و کتاب آسمانی آن متعلق به همه انسان ها می باشند و لذا خداوند او را به عنوان انذار دهنده و هدایت کننده تمام انسان ها معرفی می نماید (4) و در کلمات و آموزه های دینی این بزرگواران هیچ اثری از برتری دادن عرب بر دیگر اقوام مشاهده نمی شود؛ بلکه برعکس شعار اهل بیت هم چون شعار قرآن برابری و مساوات همه اقوام و قبائل نسبت به یک دیگر می باشد و به همین دلیل امام معصوم به اراده خداوند با هر قومی به زبان خود آن قوم سخن می گوید و چنان است که هر فرد در مواجهه با امام معصوم، احساس می کند امام هم زبان اوست؛ بلکه مسلط تر از خود افراد به زبان آنها می باشد. (5)
7- از چنین پیامبر و امامی هرگز دستور و اجازه حمله و کشتار و غارت مردم صادر نشد!! در صدر اسلام به جهت انحرافی که در امر خلافت اتفاق افتاد، زمام امور به دست نا اهلان قرار گرفت و آنچه که در جنگ ایران با ایرانیان اتفاق افتاد نتیجه خودکامگی خلفاء وقت بود نه دستور امام معصوم. لذا نباید آنچه را اتفاق افتاد به حساب پیامبر و امامان گذاشته شود، اگر چه انکار نمی کنیم که با مسلمانان صدر اسلام با شمشیر وارد ایران شدند، ولی قطعا اسلام با نیروی دیگری در قلب آن ها رسوخ نمود و به جهت زمینه توحیدی و خداپرستی مردم ایران به سرعت آیین اسلام در زندگی و قلب آن ها رسوخ نمود و به دلیل حق طلبی آن ها به سرعت علاقه و محبت آن ها به سمت وارثان حقیقی اسلام و اهل بیت پیامبر جلب شد و بر خلاف دنیای عرب در آن زمان ایران جزء اولین سرزمین هائی بود که پیروی از اهل بیت را به عنوان مذهب رسمی خود برگزید.
8- اگر چه بر اساس ادله و قرائن دینی و تاریخی، دین زرتشت از ادیان الهی محسوب می شود. (6) اما قبل از ظهور اسلام و بویژه در زمان ساسانیان انحرافات متعددی در آن رسوخ نموده و از قالب توحیدی خارج شده بود و توسط ساسانیان به عنوان ابزاری جهت طبقه بندی انسان ها و حکومت ظالمانه بر آن ها تبدیل شده بود (7)، لذا نمی توان ادعا نمود که ایرانیان در زمان ظهور اسلام نیازی به دین اسلام نداشتند، بلکه یکی از عوامل نفوذ سریع اسلام در ایران همین انحراف دین زرتشت و احساس نیاز مردم به دین جدید بود.
9- در دین اسلام به جز نماز که در بخش هائی از آن، عربی خواندن شرط است، هر کس با خدا به هر زبان که می خواهد سخن می گوید و در دعا کردن و مناجات با خدا عربی بودن شرط نمی باشد و البته در همان مقدار از نماز که عربی بودن لازم است، دلائل خاصی وجود دارد؛ مثل ایجاد اتحاد و یکدلی و ایجاد زبان مشترک در بین همه مسلمین جهان و ... اما با توجه به مقدار آن و زمانی که انسان برای آن صرف می کند، در مقایسه با سایر اوقات و سایر دعا ها که انسان می تواند با هر زبان با خدا مناجات کند، خیلی ناچیز می باشد؛ البته این نکته ناگفته نماند که اگر چنین اشکالی هم وارد باشد، به دین زرتشت نیز وارد است، زیرا زبان این دین مثل زبان گات ها در اوستا بسیار متفاوت با زبان فارسی فعلی و حتی فهم آن سخت تر از زبان عربی می باشد.
10- در مورد تاریخ و اتفاقات آن نیز خود می دانید که حتی شیعیان نیز نسبت به آنچه اتفاق افتاده و واقع شده تردیدی ندارند و به نوعی در تاریخ و حوادث آن اجماع وجود دارد. اما سخن پیروان اهل بیت در این است که این واقعیت مورد رضای الهی و مطابق دستور پیامبر نبود و در واقع بین واقعیت و حقیقت تفاوت وجود دارد، یعنی بر خلاف آنچه واقع شد، حقیقت و خواست الهی این است که علی (ع) بعد از پیامبر علاوه بر امامت الهی، خلافت ظاهری را - که یکی از شئون امامت الهی می باشد - نیز بر عهده گیرد ؛ اما در اثر کینه ائی که برخی از افراد تاثیر گذار در آن زمان از حضرت داشتند، مانع تحقق این حقیقت شدند.
اگر چه حقیقت الهی با این تغییر از بین نمی رود، لذا شیعیان معتقدند: حضرت علی (ع) اگر چه در آن زمان خلیفه ظاهری نبود، ولی امام بر حق بود؛ پس در تاریخ اختلافی نیست؛ بلکه در مشخص نمودن حقیقت و اراده الهی اختلاف وجود دارد که البته ادله پیروان اهل بیت از قرآن و روایات خود اهل سنت قابل انکار نمی باشد که در صورت لزوم در پرسشی دیگر به آن پاسخ خواهیم داد.
11- در مورد ساخته شدن فیلم از بخش هائی از تاریخ صدر اسلام لازم به ذکر است که اگر چه در مورد تاریخ ایران و قهرمانان آن نیز فیلم هائی ساخته شده است، لکن اگر مشاهده می شود در موارد مربوط به صدر اسلام نظیر امام علی و یا امام حسن مجتبی و امام حسین و امام رضا و مختار و ... فعلا فیلم های بیشتری ساخته شده به جهت اهمیت و تاثیر گذاری و عبرت آموزی بیشتر آن مواقع حساس و تاریخ ساز در جهان اسلام می باشد و به جهت عدم تعلق اسلام به نژاد خاص اگر چه بخش عمده این حوادث در جهان عرب رخ داده ولی متعلق به کل جهان اسلام می باشد.
اگر چه در قرآن در مورد نعمت های بهشتی نظیر باغ های سرسبز و حوریان زیبا و ... سخن به میان آمده ولی این تنها بخشی از نعمت های بهشتی است که در قرآن به آن اشاره شده و الا در بهشت بیشتر نعمت ها و لذت ها معنوی و غیر جسمانی است و حتی برخی از آن ها به قدری با عظمت می باشد که در مخیله هیچ انسانی در دنیا نمی گنجد (8)، اگر به مواردی نظیر باغ و نهر آب و حور و ... اشاره شده برای ترغیب افرادی است که از درک نعمت های معنوی و لذت ملاقات با خدا و سایر نعمت های اصلی بهشتی تصور روشنی ندارند؛ لذا برای هر انسانی ولو در دنیا غرق در لذت هم باشد، در بهشت نعمت هائی وجود دارد که باز هم آرزوی رسیدن به آن را می کند. (9)
12-اگر چه اخبار و آمار و ارقام خود کشور های اروپائی در حال حاضر گویای رشد سریع اسلام در قلب اروپا می باشد و جدی ترین نگرانی دول غربی مواجه شدن با موج اسلام خواهی اروپائیان می باشد؛ ولی عدم نفوذ اسلام در اروپا در صدر اسلام نشان بی رغبتی مردم اروپا به دین حق نمی باشد. بلکه آن دینی که در آن زمان توسط خلفاء معلوم الحال عباسی اراده می شد، نمی توانست گویا و معرف دین حقیقی اسلام باشد. آنچه که در ذهن اروپائیان توسط بی کفایتی خلفاء عباسی و تبلیغات گسترده کلیسا و مسیحیان حاکم بر اروپا از اسلام ترسیم شد، برای هیچ انسان حق طلبی قابل دفاع نبود. اما هر گاه دین اسلام به روشنی و به صورت واقعی به آن ها ارائه شود به راحتی پذیرفته خواهد شد و همین آمار عجیب از رشد اسلام در اروپا تا حدی که اسلام اکنون به عنوان دومین دین در اروپا شناخته می شود (10) حاکی از همین حقیقت می باشد.

پی نوشت ها:
1. سباء (34) آیه 28.
2. بقره (2) آيه 21.
3. حجرات (49) آیه 13.
4. فرقان (25) آیه 1.
5. علامه مجلسی، بحار الانوار، ج49 ص 75، الوفاء بیروت ، 1404ق.
6. عبدالله مبلغی، تاریخ ادیان و مذاهب در جهان، ج‏1، ص 332 - 330 ، ناشر انتشارات منطق ، سال چاپ 1373.
7. همان.
8. سجده (32)، آیه 17.
9. آل عمران (3)، آیه 15 و توبه (9)، آیه 21 و 72 و حدید (57)، آیه 20 و مائده (5) آیه 119.
10. روزنامه کیهان، مورخ 15/12/1385.