سلا و خسته نباشید
می خواستم بدانم اگر روزی کمونیستی، بودایی و یا کس دیگری از من پرسید چطور شما خدایی که نه می بینید و نه ... می پرستید، چه جوابی بدهم؟

البته به عنوان مقدمه ذکر این نکته به چنین افرادی مناسب است که دیده نشدن یک چیز به معنای نبودن آن نمی باشد مثلا امواج رادیوئی و یا فرکانسهای تلوزیونی و یا بسیاری از کشش هاو دافعه های مغناطیسی و ... اگر چه قابل رؤیت نیستند ولی با ادله علمی وجود آنها اثبات شده و نشانه های آنها دیده می شوند لذا نمی توان به صرف دیده نشدن مدعی عدم وجود چیزی شد.
اما در نگاه دقیق در زمینه اثبات وجود خدا،مهم ترین و بهترین راهی که بتوان از آن در برابر منکران خدا استفاده نمود، راه های عقلی و براهین مورد درک وپذیرش عقل است ؛ براهین عقلی که مورد پذیرش هر عقل سلیم و هر انسان منصفی است ،مهم ترین راهکار اثبات اصول ادیان آسمانی از جمله اثبات خداست .البته در خصوص اثبات خداوند متعال براهین بسیارى وجود دارد و کتاب های زیادى در این زمینه تألیف شده است که در انتها معرفی می گردد.اما ابطال و رد کردن دلایل طرف مقابل با روش های عقلی واثبات نامعقول بودن نگرش آنها در مورد جهان هستی هم راهکار خوبی برای معقول تر شدن وجود خدا در ذهن این افراد است که در این زمینه کتاب « خدا وعلم» نوشته "ژان گیتون و برادران بوگدانف" را پیشنهاد می کنیم ؛
اما در مورد اثبات وجود خدا ما به بیان یک برهان در این زمینه اکتفا مى‏کنیم . شما را به کتاب های معرفی شده ارجاع مى‏دهیم.
ا) برهان نظم:
خداپرستان براى اثبات خدا به دلایل فراوانى استدلال کرده‏اند. در میان دلایل آن ها روشن‏ترین و قانع‏کننده‏ترین دلیلى که جلب نظر مى‏کند «برهان نظم» است. زیرا این برهان هم عقل را قانع مى‏کند و هم وجدان را راضى مى‏سازد . از این جهت همیشه مورد توجه دانشمندان و فلاسفه الهى بوده است.
پایه‏هاى اساسى این برهان: این برهان بر دو پایه اساسى قرار دارد:
1ـ در هر گوشه‏اى از این جهان پهناور آثار نظم و حساب و قانون و هدف به چشم مى‏خورد.
2- هر دستگاهى چنین باشد ،سازنده آن یک مبدأ عالم و عاقل است.
اکنون به توضیح این دو مقدمه توجه فرمایید.
پایه اول: در هر گوشه‏اى از جهان پهناور، دستگاه‏هاى منظم و سازمان‏هاى مرتب به چشم مى‏خورد. برنامه و حساب و قانون حتى بر کوچک ترین اجزای عالم حکومت مى‏کند . هر یک از این موجودات گوناگون چون لشکرى انبوه که به دسته‏هاى مختلفى تقسیم شده باشند، با صفوف منظم و با هماهنگى شگرفى تحت فرماندهى واحدى به سوى مقاصد خاصى حرکت مى‏کنند.
جهان هستى درهم و برهم نیست . همه موجودات و حوادث در یک خط سیر معینى سیر مى‏کنند.
یک نوع ارتباط و هماهنگى خاصى در میان تمام اجزا و موجودات عالم هستى مشاهده مى‏شود که در اولین نظر محسوس است.
بررسى اجمالى برخى از عظمت و نظم کرات و سیارات:
نیوتون منجم معروف، در نظریه معروف خود مبنى بر جاذبه عمومى مى‏گوید: قانون جاذبه عمومى به ضمیمه قوه «گریز از مرکز» بر تمامى سیارات حکمفرما است .در هر یک از اجرام بالا، این دو قوه به طور متعادل وجود دارد. از طرفى چون قوه جاذبه نسبت مستقیم با حجم دو جسم و نسبت معکوس با مجذور دو جسم دارد ، وزن هر یک از سیارات متناسب با فاصله و سرعت سیر آن ها است، بنابراین اگر تساوى بین این دو ناموس برقرار نبود ،یعنى مثلًا قوه جاذبه بیشتر از قوه دافعه مى‏شد، جسم بزرگ تر، کوچک تر را به سوى خود جذب مى‏کرد . اگر قوه دافعه زیادتر مى‏شد ،سیارات تدریجا از مرکز خود دور شده، نابود مى‏گردیدند. یعنى در اجرام سماوى این دو نیرو به طور متساوى حکمفرما است که اگر کوچک ترین تخلفى روى دهد ،یعنى قوه جاذبه و یا نیروى گریز از مرکز کم و زیاد گردد و به طور کلى اگر سیارات فاصله یا حجم یا سرعت سیرى را که دست قدرت براى آنها تعیین کرده، از دست بدهند، وضع آنها به کلى به هم مى‏خورد و این خود یکى از مصادیق نظم در جهان بالا است.
حرکت سیارات یکى از شواهد بارز نظم است که روى یک حساب منظم و دقیقى به طور یکنواخت در حرکتند. به طورى که طى هزاران سال کمترین تغییرى در وضع آنها دیده نمى‏شود.
چرا نظم حاکى از عقل و فکر است؟
همه مى‏دانیم که براى ساختن یک آپارتمان آبرومند، یک خانه معمولى از هرگونه مصالحى نمى‏توان استفاده کرد. مثلًا مقوا و کاغذ و لاستیک براى این کار به درد نمى‏خورد، بلکه سنگ و چوب و آهن و سیمان ومانند آن لازم است . باز مى‏دانیم که این مصالح «با کمیت خاصى» به درد مى‏خورد و هر مقدارى از هر کدام باشد، کافى نیست. حتما باید هر کدام به نسبت معینى باشند. این هم نیز مسلم است که مصالح مزبور هر کدام باید با «کیفیت خاصى» باشد تا مفید واقع شود. مثلًا اگر آهن به صورت «براده» و چوب به صورت قطعات خیلى کوچک در آید، به هر مقدار هم که باشد ،کوچک ترین فایده‏اى براى این ساختمان نخواهد داشت.
از این بیان چنین نتیجه مى‏گیریم که براى هر ساختمانى «مواد مخصوص» با «کمیت مخصوص» با «کیفیت مخصوص» لازم است. بنابراین براى رسیدن به مقصود باید از میان تمام مصالح و مواد گوناگون فراوانى که در این جهان هست، مواد مورد نظر را انتخاب نموده و جدا سازیم. همچنین باید توجه به مقدار و اندازه آن نیز داشته باشیم که کم و زیادى پیش نیاید . نیز کیفیت و چگونگى هر یک از مصالح را از میان تمام کیفیات موجود انتخاب کنیم.و گرنه هرگز به منظور خود نائل نخواهیم شد. تازه از این سه مرحله که گذشتیم ،صحبت از «طرز ترکیب» این مصالح مختلف پیش مى‏آید که آن ها را به صورت خاصى به هم پیوسته و ترکیب کنیم تا ساختمان مورد نظر به دست آید.
بدیهى است هر یک از این مراحل چهارگانه یعنى: انتخاب نوع مصالح، کمیت لازم، کیفیت مورد نظر، طرز ترکیب آن ها به یکدیگر محتاج به یک مبدأ عقل و شعور است که آن را انجام دهد و بدون آن هیچ یک از این مراحل عملى نیست.
تصادف کور و کر نمى‏تواند مصالح لازم و کیفیت و کمیت آن را انتخاب کرده و به طرز خاصى به هم ترکیب کند، از این جاست که ما از مشاهده یک ساختمان فورا متوجه مبدأ عقل و شعورى که در ساختن آن به کار رفته مى‏شویم.
نتیجه مى‏گیریم: این دستگاه شگفت‏انگیز با آن همه ریزه‏کارى‏هاى دقیق از روى «تصادف» به وجود نیامده است . احتمال پیدایش تصادفى آن مساوى با صفر است، بلکه وجودى عاقل و مقتدر که خود در هستى‏اش محتاج به غیر نیست، جهان هستى را خلق کرده و اداره مى‏کند.
براى مطالعه در باب استدلال‏هاى علمی در مورد اثبات وجود خداوند می توانید به کتابهای زیر مراجعه فرمائید:
1. بهترین راه خدا شناسی: محمد محمدی ری شهری، انتشارات دارالحدیث.
2. در جستجوی خدا: آیت الله مکارم شیرازی، انتشارات نسل جوان.
3. راه‌های خداشناسی و شناخت صفات او: جعفر سبحانی، انتشارات مکتب اسلام.
4. آموزش عقاید: جلد اوّل، محمد‌تقی مصباح یزدی، نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1365ش.
5. تبیین براهین اثبات خدا: آیت الله جوادی آملی، نشر مؤسسه اسراء.
6. آموزش کلام اسلامی: محمد سعیدی مهر، جلد اوّل، نشر طه، قم.