سلام -لطفا دلایل یگانگی خداوند را توضیح دهید /چرا نمیتوان تعدد خداوند را مد نظر گرفت مثلا یک خدا زمین موجودآن را خلق کند ودیگری آسمان و .. وبا هم تضادی نداشته باشند البته من جواب این سوال را در سوالات سایت دیدم ولی اینکه گفته شده بود تعدد خدا باعث فساد می شود ویا تمرکز بر روی نظم و.... برای من کامل و قانع کننده نبود با سپاس از شما

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
یکی از ادله مشهور توحید، دلیلی است که به تمانع نام یافته ، از این دلیل تقریرها و روایت‌های گوناگون ارائه شده است که در ذیل به یکی اشاره می‌شود:
هر گاه دو خداوند فرض شود، با سه احتمال رو به رو خواهیم بود:
1ـ تنها یکی از آن دو می‌تواند از تحقق اراده دیگری جلوگیری کند، ولی دیگری قادر به چنین کاری نیست، در این صورت روشن است که خدای حقیقی همان اولی است . دومی به دلیل مغلوب بودن اراده‌اش نمی‌تواند خدا باشد. (1)
2ـ هر دو می‌توانند از تحقق اراده دیگری جلوگیری کنند.
3ـ هیچ کدام نمی‌توانند از تحقق اراده دیگری جلوگیری کنند. (2)
دو احتمال اخیر نیز به نوعی با فرض اولیه ما، یعنی فرض وجود دو خدا سازگار نیست، زیرا احتمال دوم مستلزم مغلوب شدن اراده خدایان مفروض و احتمال سوم مقتضی عجز و ناتوانی آن ها از غلبه بر دیگری است . این دو معنا یعنی مغلوب شدن اراده و عجز از غلبه بر دیگری، با وجوب وجود منافات دارد. بنابر این احتمال دوم و سوم نیز نامعقول‌اند .چون احتمال دیگری در بین نیست ،فرض تعدد خدایان باطل می‌گردد. (3)
برهان یاد شده از این آیه گرفته شده :
«لو کان فیهما آلهةٌ إلاّ الله لفسدتا؛ (4) اگر در آسمان و زمین غیر از خدای یکتا خدایی ‌بود ، جهان فاسد می‌شد».
بنابر این فرض دو خدا برای عالم شرعاٌ و عقلاٌ محال است. برای مطالعه در باب توحید و خداشناسی، کتاب «توحید در قرآن» تألیف استاد جوادی آملی و کتاب آموزش کلام اسلامی، ج 1، تألیف محمد سعیدی مهر، مفید و مناسب است.
اما درباره این فرض که دو واجب الوجود یا بیش تر از روی مصلحت و توافق با هم بسازند و در اداره جهان با توافق هم عمل کنند، این فرض نیز مردود است، زیرا اولاً مصلحت‌اندیشی و سازش بر سر انجام یک کاری برخاسته از ذهن آدمیان و بعد از آفرینش جهان و در واقع بر گرفته از نظام اجتماعی است که برای به نتیجه رسیدن بر سر کاری بالاخره از در مصلحت‌ اندیشی و سازش پیش آمده و بر سر یک مسئله به توافق‌ می‌رسند.
قانون و یا قوانینی بر نظام هستی حاکم است . انسان های عاقل و مختار یا هر موجود با این صفات بر اساس آن قوانین و نظاماتی که وجود دارد، برای رسیدن به بیش ترین خیر با هم توافق می کند، اما سخن در مورد اصل آفرینش جهانی که هنوز قانونی از پیش تعیین شده ندارد و قانون و نظام با خود آفرینش ایجاد می شود، سخن در مورد خدایی که از هر گونه نیازی مبرا است و هیچ نقصی در وجودش نیست تا بخواهد به بیش ترین خیر دست یابد، فرض دو خدای سازگار در آفرینش معنا ندارد.
ثانیا: بر اساس اصل سنخیت در علت ، در علت های حقیقی هر معلولی از علت خاص خود صادر می شود، علت با معلول خود تناسب خاصی دارد که علت دیگر با معلول خود آن نسبت را ندارد. بنا بر این اصل ، معلول هر علتی تفاوت ذاتی با معلول علیت دیگر دارد.
حال اگر فرض کنیم که آفرینش عالم هستی یا حتی تدبیر نظام عالم ، به بیش از دو علت نسبت داشته باشد، هیچ گاه نظام عالم یکپارچه ایجاد نخواهد شد، زیرا با تعدد علت ذاتی و حقیقی (نه علت های مادی و صوری و یا علت های معدّه) معلول حقیقتاً و ذاتاً متعدد خواهد شد، نه واحد و یکپارچه. هم چنین با تعدد اراده ها ، نظام عالم که مراد خواهد بود ، باید متعدد شده و نظام یکپارچه نخواهد شد. معنای بودن دو اله در جهان، نتیجه نابودی و فساد عالم می دهد که در آیه فوق به آن اشاره شد.بنا براین فرض دو خدا درهر صورت باعث فساد در نظام آفرینش می شود. (5)

پی‌‌نوشت‌ها:
1. اصول کافی، ج 1، ص 93، کتاب توحید، باب النهی عن الکلام فی الکیفیه. نشر دار الکتب الاسلامیه تهران ، بی تا.
2. همان.
3. آموزش کلام اسلامی، ج 1، ص 80، نشر طه، قم 1377ش.
4. انبیا (21) آیه 22.
5. شهید مطهری ، مجموعه آثار،ج 6 ،ص1019، نشر صدرا، 1377ش.