سلام
در تاریخ آمده مثلا امام برای نماز ظهر توقف کردو نماز خواند و به راه افتاد وقتی که هنگام نماز عصر شد توقف کرد و نماز خواند
پس نماز ظهر و عصر یا مغرب و عشا باید از هم جدا باشد و از نظر من هم این درست است چون نمی شود که ما دو نماز را باهم پشت سر هم بخوانیم و معنی ندارد .
ممنون

پرسشگر محترم با سلام و تشكر از ارتباطتان با اين مركز
آنچه در تاریخ آمده مطابق با اعتقاد مشهور فقهای شیعه است که انجام هر نماز در وقت خود از فضیلتی ویژه برخوردار است از این رو تفریق دو نماز به حکم اولی، افضل است، اما به جهت عسر و حرج و دشواری در تفریق خصوصا در نماز جماعت، ائمه معصومین حکم به جواز جمع بین دو نماز کرده اند. این حکم با توجه به اینکه مجموعه شریعت با توجه به توانایی مردم در نظر گرفته شده و راحتی و آسانی را نیز مورد توجه قرار داده است، بیشتر مورد پذیرش قرار می گیرد. بنابراین اگر چه استحباب تفریق میان دو نماز امری مورد انکار شیعه نیست، اما جمع میان آن دو نیز مورد تأکید و قبول آنهاست. در این باره می توان به روایت عبدالله بن سنان از امام صادق علیه السلام اشاره کرد که فرمودند پیامبر اکرم(ص) در هنگام سفر به دلیل عجله، بین دو نماز ظهر و عصر و نیز مغرب و عشاء جمع کردند. آن گاه امام صادق علیه السلام فرمودند: تفریق میان آن دو افضل است. [1]
افزون بر آن، در منابع اهل سنت روایاتی وجود دارد که نشان از جمع کردن میان دو نماز در حالت بدون عذر نیز می باشد. [2]
امّا مراجعه به متون فقهی اهل سنت روشن می سازد که ایشان نظریه واحدی را ارائه نکرده اند؛ چرا که سرخسی از فقهای حنفی مذهب در کتاب عظیم خود به نام المبسوط، جمع میان دو نماز را جز در دو مکان عرفه و مزدلفه جایز نمی داند. همو شافعی را کسی می داند که جمع میان آنها را در حالت سفر و باران جایز می داند[3] و مالک را نیز کسی می داند که افزون بر آن، در حالت بیماری نیز جمع میان دو نماز را جایز دانسته است،‌حال آنکه به نقل او احمد حنبل جمع میان دو نماز را در حالت غیر سفر نیز جایز دانسته است. [4]
با توجه به آنچه که گذشت می توان مدعی شد که اغلب فقهای اهل سنت، جمع میان دو نماز را جز در حالت های خاص جایز نمی دانند.
ادله اهل سنت بر این مدعا را می توان اینگونه تبیین کرد:
اولاً آیه کریمه «حافظوا على الصلوات والصلاة الوسطى» دلالت بر این دارد که نماز را باید در وقت مخصوص به خود خواند؛ [5]
ثانیاً آیه کریمه «ان الصلاة كانت على المؤمنين كتابا موقوتا» اشاره به این معنا دارد که نماز باید در وقت خود خوانده شود؛ [6]
ثالثاً از ابن عباس نقل شده است که پیامبر اکرم (ص) فرمود:
«هر کس بدون عذر بیان دو نماز جمع کند،‌بابی از ابواب گناهان بزرگ را به روی خود باز کرده است». [7]
رابعا بیهقی نقل کرده است عمر به ابوموسی اشعری نوشته است که جمع میان دو نماز از گناهان بزرگ است مگر در صورت عذر». [8]
علاوه بر اینها دلیل اهل تسنن این است که در روایت آمده که پیامبر(صلى الله علیه وآله) بین نماز ظهر و عصر فاصله مى‏انداخته است؛ اما به نظر شیعه، این مطلب نمى‏تواند مرام آنها را در وجوب تفریق (فاصله انداختن) ثابت کند؛ به لحاظ این‏که سیره عملى، به معناى واجب بودن نیست؛ بلکه اعم از وجوب، استحباب و اباحه است و حمل آن بر وجوب، نیاز به دلیل جداگانه دارد. افزون بر این، ملتزم بودن پیامبر(صلى الله علیه وآله) به پنج وقت براى اقامه نماز جماعت، به جهت این بوده است که مردم بر زمان آمدن پیامبر(صلى الله علیه وآله)، اطلاع پیدا بکنند تا سؤالاتى که دارند، از محضرش بپرسند و این در واقع، انگیزه‏اى براى اجتماع مردم در مسجد بوده است. بنابراین، شیوه فوق، هیچ وقت نمى‏تواند دلیل بر این باشد که جمع بین نمازهاى مترتبه، جایز نیست.
در پاسخ به دو دلیل اول باید گفت که این دو آیه تنها اهمیت به نماز و توجه ویژه به وقت نماز را مورد تأکید قرار داده است،‌و این مطلب منافاتی با رخصت و جواز در جمع میان دو نماز ندارد،‌چنانکه جمع میان دو نماز در سیره رسول گرامی اسلام نیز به چشم می خورد؛
اما روایات نقل شده از سوی اهل سنت،‌در صورت پذیرش آنها، می توان در پاسخ آنها گفت که این احادیث با احادیث فراوان نقل شده از سوی پیامبر اکرم(ص) که در منابع اهل سنت منافات دارد،‌چرا که ابن عباس نقل کرده است پیامبر اکرم (ص) بدون عذر و باران نیز میان دو نماز جمع کرده است. [9]
همچنین همو نقل کرده است که همراه با پیامبر اکرم (ص) میان دو نماز ظهر و عصر و مغرب و عشاء جمع کرده است. [10]
اين روايات چنان محکم هستند که مفسر بزرگ اهل سنت یعنی آلوسی اذعان کرده است که جواز جمع بین صلاتین مطلبی است که روایات صحیحه آن را تأئید می کند. [11] [12]
پی نوشت:
1. محمد بن جریر طبری، جامع البیان،‌بیروت، دارالفکر، 1415.
2. محمد ین حسن شیخ طوسی، الخلاف، قم، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1407.
3. محمد بن حسن شیخ طوسی، الاستبصار، تحقیق سید حسن موسوی خرسان، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1363.
4. محمد بن حسن شیخ الطوسی، المبسوط فی فقه الامامیة، تهران،‌المکتبة المرتضویة،‌1387.
5. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعة، بیروت، موسسه آل البیت علیهم السلام لاحیاء التراث، 1414.
6. علی بن حسین سید مرتضی علم الهدی، الانتصار، قم،‌جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1415.
7. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1388.
8. سید محمدرضا مدرسی،‌بررسی مسئله جمع بین صلاتین و حدود آن در پرتو کتاب و سنت.
9. محمد حسن نجفی، جواهر الکلام، تحقيق شيخ عباس قوچانی، تهران،‌دارالکتب الاسلامیة، 1367.
10. محی الدین بن شرف النووی، المجموع فی شرح المهذب، بیروت، دارالفکر.
11. مسلم بن حجاج نیسابوری، صحیح مسلم،‌بیروت، دارالفکر.
12. عمده مطالب برگرفته از سایت :
http://intjz.net/maqalat/sh-ekhtelaf.htm