آیا این وعده خداوند نیست که اگر از حرام پرهیز کنیم خداوند از حلال نیازمان را بر طرف می کند؟ می دانم که وعده خدا حق است اما نمیدانم چرا خداوند با آنکه سالهاست با امید به وعده الهی از حرام چشم پوشیده ام به من نظر لطفی نمی کند و مرا در رنج و اندوه به حال خود رها کرده است ؟ در تمام این سالها دلخوشی ام توسل به ائمه و ادعیه بوده است اما پس از اینهمه سال در زدن و گشوده نشدن در دلسرد شده ام به نظر می رسد من نالایق تر ازآنم که کرم و مهربانی این کریمان شامل حالم شود یا برکت اسما نورانی الهی وادعیه گره از کارم بگشاید خسته و سرگردانم دست آویز دیگری نیست امید دیگری نیست و من با وجود آنکه تلاش کرده ام و می کنم که خدا از من راضی باشد از کرم و نور خدا جدا و بی نصیب مانده ام دلسرد شده ام دعا میکنم اما انتظار دارم که مثل گذشته جوابی نیاید حال بدی دارم دلم می خواست می توانستم از خدا بپرسم چرا؟ باید دیگر چه کار کنم تا مرا مورد کرمش قرار دهد و گره از کارم بگشاید رنج احتیاج و نیازم از یک سو و رنج بی پاسخ ماندن استغاثه ام و دور ماندن از رحمت او که همه امید وتنها امیدم است از یک سو مرا خرد کرده است لطفا راهنماییم کنید
با تشکر
لطفا پاسخم را ایمیل کنید چون نمی توانم برنامه را مرتب ببینم

پرسشگر گرامی! با سلام و سپاس از ارتباط تان با این مرکز.
مطالبی که نوشته اید ، چون از روی درد و با تمام وجود نوشته اید ، بنده را تحت تاثیر قرار داد. خداوند را قسم می دهیم به حقیقت این ایام نورانی ، شما و ما را مورد عنایت قرار دهد. این ایام مبارک را سرآغاز فصل جدیدی از زندگی توام با آرامش و سرور برای مان مقرر فرماید.
در زمان ما که آخرالزمان است، فشارها و تنگناها زیاد شده و افراد زیادی با ما در تماس اند. مشکل تنها شما نیست حتی ما نیز که در خدمت شما هستیم و سعی در پاسخگویی داریم، با این فضا آشنا بوده و گاهی در تضرع، دست و پا زدیم.
از دعا و درخواست از خداوند نا امید نشوید، زیرا او همه کاره نظام هستی است. باز شدن گره ها همه به دست اوست.خداوند در قرآن می فرماید:
وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُريدُونَ وَجْهَهُ ؛
نفس خویش را در کمال شکیبایی در هر بامداد و شامگاه به دعا و جلب خشنودی خدا وادار کن. (1)
در جای دیگر می فرماید: وَ قالَ رَبُّكُمُ ادْعُوني‏ أَسْتَجِبْ لَكُم‏؛
پروردگار شما گويد: مرا به دعا بخوانيد تا براي تان اجابت كنم.(2)
به ما نگفتید که چه حاجتی از خدا دارید که اجابت نشده است. قطعاً دانستن آن، به ما کمک بیش تری برای راهنمایی بهتر می کرد. پافشاری و اصرار بر دعا، نه تنها گناهی ندارد، بلکه کار بسیار خوبی است و خدا آن را دوست دارد.
پیامبر - صلی الله علیه وآله - فرمود: «رحم الله عبداً طلب إلی الله حاجة فألح فی الدعاء؛ (3)
خداوند بنده‌ای را که از او طلب و حاجتی دارد و بر آن پافشاری می‌کند، مورد رحمت خویش می‌دهد». بنابراین، اصرار و پافشاری بر دعا، نیکو است.
به چند نکته راجع به دعا اشاره می کنم:
- دعا کننده باید از هر گونه عجله و شتاب خودداری کند.
- دعا کننده باید بفهمد که با خدا سخن می‌گوید . با حضرت حق همنشین گشته است. پس قدر و ارزش آن را بداند. دعا را بهترین اجابت تلقی کند. این گونه برداشت نماید که چون خدا به او علاقه دارد، خواسته است تا او را بیش تر بپذیرد و همنشین خود گرداند.
- دعا عبادت است؛ بلکه مغز عبادت می‌باشد. پس ادامه یافتنش مطلوب است.
- وقتی دعا زیاد شود، صدای آن شخص در آسمان آشنا می‌گردد. از این رو، هنگام نیازمندی محجوب واقع نمی‌شود.
- بلایی که قرار است بر انسان نازل شود و نمی‌داند، آن را رد می‌کند.
- گاهی خدا صدای بنده اش را دوست می‌دارد. پس با اصرار بر دعا، اراده اش را به آنچه که دوست دارد، مطابق می‌کند؛ حتی اگر صدای او را دوست نداشته باشد و یا در دادن حاجت اجابت نکند، تکرار دعا، محبت آفرین است و اجابت را به دنبال خواهد داشت.
- اصرار بر دعا، محبت الهی را کسب کردن است.
- اصرار بر دعا، نوعی پیروی و سرمشق گرفتن از امام معصوم است.
امام صادق (ع ) می‌فرماید: «و کان امیر المؤ منین (ع) رجلا دعاء؛ (4)
امیر مؤمنان، مردی بسیار دعا کننده بود».
- از بعضی روایات برمی‌آید که اصرار و پافشاری بر دعا، افزون بر مطلوب بودن، زمینه ساز برآوردن حاجت است. امام باقر (ع) می‌فرماید: «وَ اللَّهِ لَا يُلِحُّ عَبْدٌ مُؤْمِنٌ عَلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي حَاجَتِهِ إِلَّا قَضَاهَا لَهُ؛ (5)
به خدا قسم! بنده‌ای در دعای خود اصرار نمی‌کند، مگر آن که خداوند دعایش را مستجاب می‌کند».
سایه حق بر سر بنده بود عاقبت جوینده یابنده بود
گفت پیغمبر که چون کوبی دری عاقبت زان در برون آید سری
پس با این مقدار از دعا که انجام دادید، نه از خدا طلبکار باشید، نه نا امید؛ بلکه با استمرار و اصرار بر دعا، منتظر باشید تا لطف حضرت حق شامل حال تان شود.
چند نکته مهم:
1. گاهی اوقات خواسته ای که ما داریم، خواسته نا معقول یا خواسته ای نامشروع است. بنابراین، به آن نمی رسیم.
2. گاهی دعا مستجاب نمی‌شود؛ زیرا جای عمل و فعالیت را گرفته است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «یکی از کسانی که دعای شان مستجاب نمی شود، فردی است که در خانه خود نشسته و بگوید: خداوندا، مرا روزی ده! به او گفته می شود: آیا به تو دستور تلاش ندادم؟». (6)
3. یکی از عوامل عدم استجابت دعا، این است که دعا به مصلحت ما نیست؛ چرا که یکی از محدودیت‌های دانش آدمی، دست نیافتن به باطن امور است. از این رو، در ظواهر کارها گرفتار می‌آید. در توصیف امور، به خوبی یا بدی، دچار اشتباه می‌شود. در مواردی از خدا چیزی می‌خواهد که به مصلحت او نیست؛ اما خبر ندارد. خداوند ناتوانی انسان را چنین تصویر می‌کند:
«عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شرّ لکم؛ (7)
چه بسا از چیزی ناخشنود باشید، در حالی که برای شما خیر و خوب است و چیزی را دوست دارید، در حالی که بد است».
4. از جمله اموری که باعث عدم استجابت دعاهای ما می شود، گناه است. در دعای کمیل می‌خوانیم: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء؛
خدایا! گناهانی را که باعث حبس دعا است، بر من ببخشای».
منتظر نامۀ بعدی شما با ذکر مشکل تان هستیم.
موفق باشید.
پی‌نوشت‌ها:
1. کهف (18) آیه 28.
2. غافر(40) آیه 60.
3. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، ج 2، ص 475، 8 جلدی، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 هجرى شمسى.
4. ابن فهد حلى، عدة الداعى، ص 39، يك جلدی، دار الكتاب الاسلامى، 1407 هجرى قمرى.
5. ثقة الاسلام کلینی، همان، ج 2، ص 475.
6. همان، ص 511.
7. بقره (2)، آیه 216.